دبیـــرستــان رضــــوان متوسطــه اول
مـدیـریت آمـوزش و پـرورش نـاحیـه3 کـرمـانشــاه 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

اطلاعیه شرکت مخابرات در خصوص طرح همکدسازی شماره تلفن های استان کرمانشاه

به اطلاع همکاران میرساند بر اساس مصوبه شرکت مخابرات کرمانشاه، تمامی شماره تلفن‌های استان کرمانشاه ۸ رقمی می‌شود و طرح همکدسازی از تاریخ ۲۵ مردادماه۹۳  در استان به اجرا در می آید.

 این طرح به منظور کاهش هزینه تماس مشترکین شهرستان‌های استان با یکدیگر و سهولت در ارتباطات درون استانی خواهد بود

در طرح مذکور (همکدسازی)، شماره تلفن‌های تمامی مشترکین ۸ رقمی شده و کد ارتباط توابع داخل استان حذف و در نتیجه کد ارتباط بین استانی (خارج از استان) به ۰۸۳ تغییر می‌یابد و مشترکین تلفن‌های ثابت در هر نقطه از کشور (خارج از استان) و یا از طریق تلفن همراه برای تماس با استان کرمانشاه تنها با گرفتن کد «۰۸۳» و سپس شماره مشترک مقصد می‌توانند ارتباط برقرار کنند.

یادآور می‌شود، با اجرای این طرح هزینه تماس‌های تلفنی مشترکین کاهش یافته به‌نحوی که هزینه هردقیقه تماس داخل استان ۳۰ ریال و هزینه هر دقیقه تماس با خارج از استان ۳۳۰ ریال است.

براساس این گزارش، تغییرات شماره تلفن‌های ثابت مشترکین ساکن در شهرستان‌ها به این شرح خواهد بود:

شهر کرمانشاه (اضافه شدن رقم ۳ به ابتدای تمامی شماره‌ها)، اسلام آبادغرب – تازه آباد ثلاث – جوانرود (به اضافه مراکز ظرفیت این شهرستان‌ها؛ اضافه شدن رقم ۴ به ابتدای شماره‌ها)، روانسر – سرپل ذهاب – گیلانغرب – کرندغرب (اضافه شدن رقم ۴ به ابتدای شماره‌ها)، پاوه (حذف دو رقم اول «۷۲» و جایگزینی عدد ۴۶۱ بجای آن)، هرسین (حذف دو رقم اول «۳۲» و جایگزینی عدد ۴۵۱ بجای آن)، صحنه (حذف دو رقم اول «۳۲» و جایگزینی عدد ۴۸۳ بجای آن)، کنگاور (حذف رقم اول «۲» و جایگزینی عدد ۴۸ بجای آن)، سنقر (حذف دو رقم اول «۴۲» و جایگزینی عدد ۴۸۴ بجای آن)، قصرشیرین (حذف دو رقم اول «۴۲» و جایگزینی عدد ۴۲۴ بجای آن) لازم به ذکر است شماره تلفن‌های ثابت تمامی روستاهای استان نیز ۸ رقمی شده و مشمول تغییرات می‌شوند که برای آگاهی از نحوه تغییرات می‌توانند به ادارات مخابرات شهرستان‌های ذیربط یا مراکز کم ظرفیت روستایی مراجعه کنند.

همچنین، مشترکان می‌توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر با سامانه ۳۱۰۰ تماس بگیرند و یا برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص تغییر شماره تلفن‌ها به سایت شرکت مخابرات کرمانشاه به آدرس www. tck. irمراجعه نمایند..

 

[ پنجشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۳ ] [ 20:46 ] [ رضا امیریان ]

 خطبه شعبانیه رسول اکرم ( ص )

خطبه شعبانیه پیامبر عظیم الشان اسلام ( ص ) که در آخرین جمعه ماه شعبان در وصف ماه مبارک رمضان ایراد فرمودند:

اي مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوي شما رو كرده است.

ماهي كه نزد خدا، بهترين ماههاست و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعتهايش بهترين ساعتهاست.
ماهي كه در آن شما را به مهماني خدا دعوت كرده اند و شما در آن از اهل كرامت خدا شده ايد. نفسهاي شما در آن ثواب تسبيح و ذكر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت.
اعمال شما در آن پذيرفته است و دعاهاي شما مستجاب، پس، از پروردگار خويش با نيت هاي راستين و دلهاي پاك، بخواهيد كه توفيق روزه اين ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنايت فرمايد. 
پس شقي و بدبخت، آن كسي است كه در اين ماه بزرگ، از آمرزش خدا بي بهره شود. در اين ماه باگرسنگي و تشنگي خود، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را بياد آوريد. به فقيران و درماندگان كمك وياری كنيد. 
به پيران و كهنسالان احترام و به كودكانتان ملاطفت و مهرباني نموده و با خويشاوندان رفت و آمد داشته باشيد.
زبان خود را از گفتار ناشايست نگاه داريد. ديدگان خود را از ديدن ناروا و حرام بپوشانيد و گوشهاي خود را از شنيدن آنچه نادرست است، باز داريد. با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا بعد از شما با يتيمان شما مهرباني كنند. از گناهان خود به سوي خدا توبه و بازگشت كنيد.
در اوقات نماز، دستهاي خود را به دعا برداريد، زيرا كه وقت نماز بهترين ساعتهاست و در اين اوقات، حق تعالي با رحمت، به بندگانش مي نگرد و اگر با او مناجات كنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا كنند لبيكشان گويد و اگر از او بخواهند عطا كند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.
اي مردم! جانهايتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج كنيد. پشت شما از بار گناهان سنگين است، پس با طولانی کردن سجده ها، آن را سبك گردانيد و بدانيد كه حق تعالي به عزت خود سوگند ياد كرده است كه نمازگزاران و سجده كنندگان در اين ماه را عذاب نكند و در روز قيامت آنها را از آتش دوزخ در امان دارد.
اي مردم! هركه از شما روزه دار مؤمني را در اين ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته اش را خواهد داشت.
برخي از اصحاب گفتند: يا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نيستيم. حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهيزيد اگرچه به نصف دانه خرما و يا به يك جرعه آب باشد.
اي مردم! هركس اخلاق خود را در اين ماه نيكو كند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز كه قدمها، بر آن بلغزد. هركس در اين ماه كارهاي غلامان و مستخدمان خود را سبك گرداند، خدا در قيامت حساب او را آسان كند.
هركس در اين ماه از آزار رساندن به مردم خودداري كند، حق تعالي، روز قيامت،خشم خود را از او بازدارد.
هركس در اين ماه يتيم بي پدري را گرامي دارد، خدا او را در قيامت عزيز گرداند.
هركس در اين ماه صله رحم كند و با خويشان بپيوندد، خدا او را در قيامت به رحمت خود واصل گرداند و هركس در اين ماه رابطه اش را با خويشان خود قطع كند،خداوند در قيامت رحمت خود را از او دريغ نمايد.
هركس در اين ماه نماز مستحبي بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و كسي كه نماز واجبي بجا آورد، خداوند ثواب هفتاد نماز واجب در ماههاي ديگر را به او عطا كند.
هركس در اين ماه بسيار بر من صلوات فرستد، خداوند كفه سبك اعمال او را سنگين گرداند. 
و هركس كه در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثواب كسي را دارد كه در ماههاي ديگر قرآن را ختم كرده باشد.
اي مردم! درهاي بهشت در اين ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهيد كه آنها را بر روي شما نبندد.
و درهاي جهنم در اين ماه بسته است، از خدا بخواهيد كه آنها را بر روي شما نگشايد.
شياطين در اين ماه در غل و زنجيرند. از خدا بخواهيد كه آنها را بر شما مسلط نگرداند.
علي عليه السلام مي فرمايد: در اين حال از جا برخاسته و عرض كردم، اي پيامبر خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟ حضرت فرمود: اي ابا الحسن! برترين اعمال در اين ماه پرهيز از محرمات است.

وسائل ‏الشيعة ج : 10 ص : 314
[ یکشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۳ ] [ 3:6 ] [ رضا امیریان ]

ثبت نام دانش آموزان در دبیرستان رضوان متوسطه اول

ثبت نام دانش آموزان در دبیرستان رضوان متوسطه اول با سرعت و دقت و آرامش خاص در حال اجراست و تا تاریخ امروز چهارشنبه 11 تیر 93 با ثبت در سامانه سناد از مرز 220 نفر گذشت.

[ پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۳ ] [ 0:37 ] [ رضا امیریان ]

حلول ماه مبارک رمضان، شهرالله الاکبر تهنیت باد

[ یکشنبه هشتم تیر ۱۳۹۳ ] [ 4:55 ] [ رضا امیریان ]

ایران1بوسنی3

جدول حضور ایران در 4 دور ه مسابقات قوتبال جام جهانی

[ چهارشنبه چهارم تیر ۱۳۹۳ ] [ 21:49 ] [ رضا امیریان ]

ثبت نام دانش آموزان در دبیرستان رضوان متوسطه اول

ثبت نام دانش آموزان در دبیرستان رضوان متوسطه اول با سرعت و دقت و آرامش خاص در حال اجراست

ثبت نام دانش آموزان ورودی به پایه هفتم در سامانه سناد ( SANAAD) تا تاریخ 4 تیر 93: 59 نفر

ثبت نام کامل دانش آموزان میان پایه هفتم به هشتم در سامانه سناد ( SANAAD) در تاریخ 29 خرداد 93: 131 نفر

[ چهارشنبه چهارم تیر ۱۳۹۳ ] [ 15:22 ] [ رضا امیریان ]

ناداوری!!!!!!!!!!!!!

با گل دقیقه 91 لیونل مسی، ایزان بازی را یک بر صفر به آرژانتین واگذار کرد

[ شنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۳ ] [ 22:31 ] [ رضا امیریان ]

یکصد و ده درس زندگی از سیره عملی حضرت علی علیه السلام

وصف امام از زبان یاران

 يك روز معاويه به يكي از دوستان امير المؤمنين به نام ضرّار گفت: مقداري از اوصاف و اخلاق علي ـ عليه السّلام ـ را برايم شرح بده: گفت هر چه بگويم در امان هستم، گفت در امان خواهي بود.

ضرّار گفت سوگند به خدا كه او در كسب مكارم اخلاق بلند همت بود، به عدل حكم مي‌كرد، چشمه‌هاي علم و دانش از همه‌ي وجودش جوشان بود، از دنيا و زرق و برق آن وحشت داشت، با شب و تاريكي‌اش مأنوس بود، او در دل شب‌ها خيلي گريه مي‌كرد و با خداي خويش مناجات مي‌نمود، لباس خشن مي‌پوشيد، نان خشك مي‌خورد. او در ميان ما مثل يكي از ما بود و به محض آن كه او را مي‌خوانديم پاسخ مثبت مي‌داد و با همه قرب و نزديكي كه با او داشتيم هيبتش ما را مي‌گرفت و ما نمي‌توانستيم چشم در چشمش بيندازيم. وقتي مي‌خنديد، دندان‌هايش مثل لؤلؤ بود، اهل دين را محترم مي‌شمرد، مساكين و محرومين را دوست مي‌داشت، مردم قوي در باطل خود به او طمع نمي‌بردند، فقراء هم از عدل حضرتش مأيوس نمي‌شدند. به خدا قسم در بعضي مواقع در دل شب‌ها او را در حالي در محراب عبادت مي‌ديدم كه مثل انسان مار گزيده به خود مي‌پيچيد و با ناله گريه مي‌كرد. مثل آن است كه الآن دارم صداي نازنينش را مي‌شنوم كه مي‌فرمود: اي دنياي پست آيا به من تعرّض مي‌كني، مرا به سوي خود تشويق مي‌كني؟ هيهات، هيهات برو و غير مرا فريب بده، مرا به تو حاجتي نيست! سپس مي‌فرمود: آه آه از كمي توشه و طولاني بودن سفر و وحشت راه!
در اينجا بود كه اشك معاويه و يارانش جاري شد و گفت: قسم به خدا ابواحسن اينچنين بوده تو در فراقش چگونه صبر مي‌كني؟ گفت صبر كسي كه فرزندش در دامنش ذبح شود، آنگاه ضرّار در حالي كه گريه مي‌كرد از جاي برخاست و كاخ معاويه را ترك كرد. معاويه خطاب به دوستان خود كرد و گفت اگر من از ميان شما بروم شما مرا اينگونه ثنا نخواهيد گفت. يكي از حضار پاسخ داده هر كس صاحب آن چيزي است كه به دست آورده!

*ارشاد ديلمي،‌ج2، ص14 ـ 13

[ جمعه سی ام خرداد ۱۳۹۳ ] [ 19:48 ] [ رضا امیریان ]

بازی ایران  - نیجریه بدون گل خاتمه یافت

 

[ سه شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۳ ] [ 1:30 ] [ رضا امیریان ]

درصد قبولی دانش آموزان در خرداد 93

[ دوشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۳ ] [ 15:28 ] [ رضا امیریان ]

قابل توجه دانش آموزان عزیز:

 روز دوشنبه 26خرداد 93ساعت ۱۰ صبح جهت دریافت کارنامه امتحانی خود بمدرسه مراجعه فرمائید.

 

[ شنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۳ ] [ 9:0 ] [ رضا امیریان ]

ولادت با سعادت منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود مبارک باد

 

[ جمعه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۳ ] [ 17:45 ] [ رضا امیریان ]

بیست و پنجمین سالگرد رحلت جانسوز بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران تسلیت باد

[ چهارشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۳ ] [ 2:50 ] [ رضا امیریان ]

یادی از امام خوبی ها در دبیرستان رضوان متوسطه اول


ادامه مطلب
[ چهارشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۳ ] [ 2:47 ] [ رضا امیریان ]

اهداجوائز دانش آموزان برتر دبیرستان متوسطه اول رضوان


عکس شماره یک: دانش آموز پایه هفتم .آقای شاهین حسینی رتبه اول ناحیه در مسابقه نهج البلاغه. کارت هدیه 20 هزار تومانی و رتبه دوم استانی
همچنین رتبه اول ناحیه در مسابقه درسهایی از قرآن. اهدای کیف لپ تاپی

عکس شماره2 و 3 از راست به چپ:
آقای محمد الوانی دانش آموز پایه سوم رتبه سوم ناحیه در مسابقه احکام. کارت هدیه 10هزار تومانی
آقای امیر حسین جعفری دانش آموز پایه سوم رتبه دوم ناحیه در مسابقه صحیفه سجادیه کیف لپ تاپی
آقای محمد حسام برزوئی دانش آموز پایه سوم رتبه اول ناحیه در مسابقه انشاء نماز کارت هدیه 20 هزار تومانی
آقای میثم بی سخن دانش آموز پایه سوم رتبه اول ناحیه در مسابقه قرائت قرآن کارت هدیه 20 هزار تومانی

[ سه شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۳ ] [ 1:10 ] [ رضا امیریان ]

اعیاد شعبانیه مبارکباد

 

 

[ یکشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۳ ] [ 11:28 ] [ رضا امیریان ]

بازدید معاونت محترم آموزش متوسطه ناحیه 3 از جلسه امتحانی دبیرستان رضوان

 

[ چهارشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۳ ] [ 16:28 ] [ رضا امیریان ]

آیت الله زرندی نماینده استان کرمانشاه در مجلس خبرگان رهبری درگذشت

حضرت آیت الله محمد حسین معصومی زرندی نماینده استان در مجلس خبرگان رهبری و نماینده سابق ولی فقیه و امام جمعه کرمانشاه ساعت 20 شب گذشته بر اثر عارضه قلبی در بیمارستان قلب امام علی (ع) شهر کرمانشاه در سن 82 سالگی درگذشت.

آیت الله حاج شيخ محمد حسين زرندی در سال 1311 هجری شمسی در قريه امير آباد زرنديه ساوه در خانواده ای کشاورز و مذهبی، از پدری بنام حاج علی اکبر مشهور به حاج مقدس و مادری بنام رقيه خاتون که از متدينين و مورد اعتماد مردم محل بودند چشم به جهان گشود.
وی از کودکی تا نوجوانی يعنی تا ششم ابتدايی را در محل و در شهر زرنديه ساوه گذرانده و نظام قديم را با معدل بالا کسب کرد. به دليل علاقه وافر پدر به روحانيت و تشويق ايشان به شهر مقدس قم عزيمت و به تحصيل علوم دينی اشتغال يافت. با توجه به هوش و علاقه سرشار دروس مقدماتی و سطح حوزه را گذرانده و به زودی به درس خارج راه يافت.

آيت الله زرندی دروس مقدمات و سطح را نزد اساتيدری چون آیت الله فکور، سلطاني و اشعری تلمذ و دروس خارج فقه و اصول را نزد حضرت آيت الله العظمي امام خميني (ره) به مدت هشت سال و حضرت آيت الله العظمي بروجردی به مدت سه سال و خارج مکاسب را نزد حضرت آيت الله العظمی اراکی و دروس فلسفه (منظومه) را نزد حضرت آيت الله حاج آقا رضا صدر و بخشی از اسفار و شفاء را نزد مرحوم علامه حضرت آيت الله العظمي محمد حسين طباطبايی گذراندند.
وی از علاقمندان و ارادتمندان امام خمينی (ره) بود و در آغاز نهضت حضرت امام با عشق و علاقه وافر همگام با آن حضرت، در نهضت اسلامي شرکت کرد. در سال 42 هجری شمسي پس از تبعيد امام خميني(ره) به ترکيه مدت کوتاهی در قم بازداشت شد و پس از آزادی از محبس، با تشويق و اصرار برخي از بزرگان و علماء محلي، به منظور تبيين و ترويج احکام نوراني اسلام و رسالت انقلابي، به شهر کرمانشاه عزيمت و در همانجا ازدواج کرد.
پس از ادامه مبارزه و روشن کردن ماهيت رژيم منحوس پهلوی در سال 1353 به مدت سيزده ماه توسط ساواک دستگير و به جرم طرفداری از امام خميني (ره) و ترویج راه ايشان در زندانهای رژيم ستمشاهي محبوس بود.
ايشان با مشارکت مرحوم آيت الله حاج مجتبي حاج آخوند، در سال 1351 مدرسه علميه حاج شهباز خان کرمانشاه را تأسيس و به تربيت طلاب علوم ديني پرداخت.
در سال 1353 اين مدرسه به واسطه حمله ساواک و دستگيری آيت الله زرندی و مرحوم آيت الله حاج آخوند و تعدادی از طلاب تعطيل شد و بعد از آزادی، وی در منزل شخصي خود به تدريس دروس رسائل و مکاسب و کفايه مشغول شد.
مرحوم آيت الله زرندی بعد از انقلاب در مدرسه حضرت امام صادق (ع) برادران و در مدرسه علميه امام خميني (ره) خواهران به تدريس و تا کنون به فعاليت و نشر احکام الهي و تعليم و تربيت طلاب علوم ديني مشغول بود.
توسعه و بازسازی مدرسه علميه آيت الله بروجردی نيز از اقداماتی است که وی در سالهای آغازين انقلاب در شهر کرمانشاه به انجام رساند.
پس از پيروزی انقلاب اسلامی ايران بنا به حکم حضرت امام خميني (ره) به همراه مرحوم آيت الله حاج آخوند، به عنوان سرپرست مدارس علميه کرمانشاه منصوب شد و با تلاشهای آيت الله زرندی، مدارس علميه کرمانشاه با جذب طلاب جوان و پرشور و علاقمند رونق يافت.
آيت الله زرندی در سال 1363 از سوی رهبر کبير انقلاب به عنوان نماينده ايشان در استان و امام جمعه کرمانشاه منصوب شد و از آن سال تا پایان سال 86 این وظيفه را بر عهده داشت.
وی به نمايندگی از مردم استان کرمانشاه در مجلس خبرگان رهبری بود. تأسيس سازمان تبليغات اسلامی استان کرمانشاه و مسئوليت آن تا سال 63 ، مسئوليت ستاد نمايندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه رازی به مدت پنج سال، عضويت هيئت امناء کميته های انقلاب اسلامی کرمانشاه در آغاز پيروزی انقلاب اسلامی، مسئوليت کميته ارزاق عمومی در آغاز انقلاب، مسئوليت ستاد احياء امر به معروف و نهی از منکر و رياست شورای فرهنگ عمومی استان کرمانشاه، مسئوليت ستاد اقامه نماز استان کرمانشاه و مسئوليت نمايندگی بنياد بين المللی غدير استان کرمانشاه از ديگر مسئوليت هايي است که وی به عهده داشته است.
آيت الله زرندی در سال 1363 در ملاقات با امام خمينی (ره)، اجازه ساخت مدرسه جديد علميه کرمانشاه را اخذ کرد با تأخير زياد و مشکلات فراوان از جمله مشکلات قانونی (عمدتاٌ ناشی از قوانين ميراث فرهنگی) در سال 1377 ساخت بنای مدرسه مذکور با زيربنای 14 هزار مترمربع در بلوار طاق بستان کرمانشاه دارای مسجد، حسينيه، کتابخانه عمومی بزرگ و سالن اجتماعات و 136 حجره و مدرسه است.
آیت الله زرندی شامگاه دوشنبه ششم خرداد و مصادف با بیست و ششم ماه رجب به دیار باقی شتافت و روز پنجشنبه نیز در همین حسینیه به خاک سپرده خواهد شد. 

مراسم تشیع پیکر مرحوم آیت اله محمدحسین زرندی، روز پنجشنبه 8 خرداد از محل پل ولایت به سمت حوزه علمیه امام خمینی (ره) با حضور اقشار مختلف مردم و مسوولان برگزار و در محل حوزه علمیه براساس وصیت ایشان، به خاک سپرده می شود.

[ سه شنبه ششم خرداد ۱۳۹۳ ] [ 16:24 ] [ رضا امیریان ]

آغاز برگزاری امتحانات نوبت دوم . پنجشنبه 25 اردیبهشت 93

 

[ جمعه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 0:0 ] [ رضا امیریان ]

یکصد و ده درس زندگی از سیره عملی حضرت علی علیه السلام

ویژگیهای علی (ع) از زبان حضرتش در نهج البلاغه

اصحاب و ياران حضرت محمد (ص) كه حافظان اسرار او مى باشند، مى دانند كه من حتى براى يك لحظه هم مخالف فرمان خدا و رسول اونبودم. بلكه با جان خود پيامبر(ص) را يارى كردم، در جاهائى كه شجاعان قدمهايشان مى لرزيد، و فرار مى كردند، آن دليرى و مردانگى را خدا به من عطا فرمود.رسول خدا(ص) در حالى كه سرش بر روى سينه ام بود قبض روح گرديد، و جان او در كف من روان شد، آن را بر چهره خويش كشيدم، متصدى غسل پيامبر (ص) من بودم، و فرشتگان مرا يارى مى كردند، گويا در و ديوار خانه فرياد مى زد. گروهى از فرشتگان فرود مى آمدند و گروهى ديگر به آسمان پرواز مى كردند، گوش من از صداى آهسته آنان كه بر آنحضرت نماز مى خواندند، پر بود، تا آنگاه كه او را در حجره اش دفن كرديم. چه كسى با آنحضرت در زندگى و لحظات مرگ از من سزاوارتر است؟ پس مردم با دل بينا حركت كنيد، و نيت خويش را در جهاد با دشمن راست بداريد، سوگند بخدائى كه جز او خدائى نيست، من بر جاده حق مى روم، و دشمنان من بر پرتگاه باطلند، مى گويم آنچه را مى شنويد، و براى خود و شما از خدا طلب آمرزش دارم. خ 189


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 17:10 ] [ رضا امیریان ]
برگزاری جشن ولادت با سعادت حضرت علی (ع)
 

اهم برنامه:
1) سخنرانی کوتاه مدیر مدرسه در باب فضائل مولی الموحدین علی (ع)
2) اجرای جنگ شادی توسط دانش آموزان
3) تهیه روزنامه دیواری توسط دانش آموزان
4) اهداء جایزه به دانش آموزان عضو شورای دانش آموزی مدرسه
5) پذیرایی از دانش آموزان و همکاران

[ سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 17:3 ] [ رضا امیریان ]
برگزاری جشن تلاش آفرینان در دبیرستان
مراسم جشن تقدیر از دانش آموزان تلاشگر ساعت 9:45 صبح امروز 2/15/ 1393 با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید آغاز شد. در ابتدای جلسه مدرسه مدیر با تبریک هفته بزرگداشت مقام والای معلم به دانش آموزان و همکاران محترم طبق روال سال های اخیر ، ضمن قدردانی از کلیه دانش آموزان عزیز خصوصاً دانش آموزان تلاشگرگزارشی از اقدامات انجام شده در طول سال تحصیلی برای ارتقای علمی و تربیتی دانش آموزان ارایه داد و آنگاه از دانش آموزان عزیز خواست که با تلاش و جدیت و مطالعه مستمر خود را برای امتحانات خرداد ماه آماده سازند و نکاتی را به دانش آموزان  متقاضی ورود به مدارس استعدادهای درخشان و نمونه گوشزد کرد. و با تاسی از سیره ائمه معصومین ( ع ) و در روزهای پایانی سال تحصیلی از کلیه دانش آموزان به جهت سختگیری های گاها بی جا و کاستی های موجود و... حلالیت طلبید و سعادت آنان از خداوند متعال استدعا نمود و سخنان خود رابا دعا به درگاه الهی به پایان رساند.


همچنین برادر رجبی معاون مدرسه پیرامون نحوه امتیاز دهی به دانش آموزان تلاشگر با توجه به ارایه کارت های تلاش خود و نحوه جمع آوری کارت ها به دانش آموزان و همکاران حاضر در مراسم توضیحاتی را ارایه داد. آنگاه به 81 نفر از دانش آموزان تلاشگر و 6 نفر برتر مرحله دوم آزمون کیفیت بخشی  تحصیلی جوائز ارزشمند اهدا گردید.
لازم بذکر است این دومین مراسم تقدیر از دانش آموزان است که امروز برگزار گردید.مراسم نخست در 27 بهمن ماه92 با حضور کارشناس محترم آموزش راهنمایی اداره آموزش و پرورش ناحیه ۳ و والدین دانش آموزان در مدرسه برگزار شد.

[ دوشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 23:46 ] [ رضا امیریان ]
اجرای مرحله سوم طرح مدام 10 اردیبهشت 93


ادامه مطلب
[ یکشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 9:57 ] [ رضا امیریان ]
بازدید دانش آموزان مدرسه از باغ پرندگان شهر کرمانشاه




[ پنجشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 15:26 ] [ رضا امیریان ]
برگزاری مرحله دوم آزمون پیشرفت تحصیلی 2 اردیبهشت ماه 93 




[ چهارشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 14:54 ] [ رضا امیریان ]
یکصد و ده درس زندگی از سیره عملی حضرت علی علیه السلام

علم و حکمت علی علیه السلام

ان ههنا لعلما جما (على عليه السلام)

در مورد علم امام و پيغمبر عقايد مردم مختلف است گروهى معتقدند كه علم آنان محدود بوده و در اطراف مسائل شرعيه دور ميزند و جز خدا كسى از امور غيبى آگاه نميباشد زيرا آياتى در قرآن وجود دارد كه مؤيد اين مطلب است من جمله خداوند فرمايد:

(و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها الا هو)

(1) ( كليدهاى خزائن غيب نزد خدا است و جز او كسى بدانها آگاه نيست) و همچنين فرمايد: (و ما كان الله ليطلعكم على الغيب) (2) ( و خداوند شما را بر غيب آگاه نسازد) در برابر اين گروه جمعى نيز آنها را بر همه امور اعم از تكوينى و تشريعى آگاه دانند و عده‏اى هم كه مانند اهل سنت به عصمت امام قائل نمى‏باشند امام را مانند ديگر پيشوايان دانسته و گويند ممكن است او چيزى را نداند در حاليكه اشخاص ديگر از آن آگاه باشند همچنانكه عمر در پاسخ زنى كه او را مجاب كرده بود گفت. (كلكم افقه من عمر حتى المخدرات فى الحجال) (3) (همه شما از عمر دانشمندتريد حتى زنهاى پشت پرده) .

بحث در اين موضوع از نظر فلسفى مربوط است بشناسائى ذهن و دانستن ارزش معرفت آدمى و اينكه علم از چه مقوله‏اى ميباشد و خلاصه آنكه علم انكشاف‏ واقع است و بدو قسم ذاتى و كسبى تقسيم ميشود (4) .علم ذاتى مختص خداوند تعالى است و ما را به تصور حقيقت و كيفيت آن هيچگونه راهى نيست،و علم كسبى مربوط بافراد بشر است كه هر كسى ميتواند در اثر تعلم و فرا گرفتن از ديگرى دانشى تحصيل نمايد. و شق سيم علم لدنى و الهامى است كه مخصوص انبياء و اوصياء آنها ميباشد و اين قسم علم مانند علم افراد بشر كسبى و تحصيلى نيست و باز مانند علم خدا ذاتى هم نيست بلكه علمى است عرضى كه از جانب خدا بدون كسب و تحصيل به پيغمبران و اوصياء آنها افاضه ميشود و آنان با اذن و اراده خدا ميتوانند از حوادث گذشته و آينده خبر دهند و در برابر هر نوع پرسش ديگران پاسخ مقتضى گويند چنانكه خداوند درباره حضرت خضر فرمايد : (و علمناه من لدنا علما) (5) (و ما او را از جانب خود علم لدنى و غيبى تعليم داديم) و همچنين حضرت عيسى عليه السلام كه از جانب خدا علم لدنى داشت بقوم خود گويد:

(و انبئكم بما تأكلون و ما تدخرون فى بيوتكم) (6) .

(شما را خبر ميدهم بدانچه ميخوريد و آنچه در خانه‏هايتان ذخيره ميكنيد.)

بنابر اين آياتى كه در قرآن علم غيب را از غير خدا نفى ميكند منظور علم ذاتى است كه مختص ذات احديت است و در جائيكه آنرا براى ديگران اثبات ميكند علم لدنى است كه بوسيله وحى و الهام (7) از جانب پروردگار بدانها افاضه ميشود و آنان نيز با اراده خدا از امور غيبى آگاه ميگردند چنانكه فرمايد:

(عالم الغيب فلا يظهر على غيبه احدا الا من ارتضى من رسول (8) ... (خداوند داناى غيب است و ظاهر نسازد بر غيب خود احدى را مگر كسى را كه براى پيغمبرى پسنديده باشد.)

با توجه بمفاد آيات گذشته،رسول اكرم صلى الله عليه و آله كه سر حلقه سلسله عالم امكان و به ساحت قرب حق از همه نزديكتر است مسلما علم بيشترى از جانب خداوند به او افاضه شده و برابر نص صريح قرآن كريم كه فرمايد (علمه شديد القوى) (9) آنحضرت به رمز وجود و اسرار كائنات بيش از هر كسى آگاه بوده است و علم على عليه السلام هم كه مورد بحث ما است مقتبس از علوم و حكم آنجناب است زيرا على عليه السلام دروازه شهرستان علم پيغمبر بود،و برابر نقل مورخين و اهل سير از عامه و خاصه نبى اكرم فرموده است:

انا مدينة العلم و على بابها فمن اراد العلم فليأت الباب (10)

همچنين نقل كرده‏ اند كه فرمود:

انا دار الحكمة و على بابها (11) .

خود حضرت امير عليه السلام فرمود:

لقد علمنى رسول الله صلى الله عليه و آله الف باب كل باب يفتح الف باب (12) .

يعنى رسول خدا مرا هزار باب از علم ياد داد كه هر بابى هزار باب ديگر باز ميكند.

شيخ سليمان بلخى در كتاب ينابيع المودة مينويسد كه على عليه السلام فرمود.

سلونى عن اسرار الغيوب فانى وارث علوم الانبياء و المرسلين (13) .

(درباره اسرار غيب‏ها از من بپرسيد كه من وارث علوم انبياء و مرسلين هستم) و باز نوشته‏ اند كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود علم و حكمت بده جزء تقسيم شده نه جزء آن بعلى اعطاء گرديده و يك جزء به بقيه مردم و على در آن يك جزء هم اعلم مردم است (14) .

و از ابن عباس روايت شده است كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود:على بن ابى طالب اعلم امتى،و اقضاهم فيما اختلفوا فيه من بعدى (15) يعنى على بن ابيطالب دانشمندترين امت من است و در مورد آنچه پس از من اختلاف كنند داناترين آنها در داورى كردن است.

ابن ابى الحديد كه از دانشمندان بزرگ اهل سنت بوده و نهج البلاغه را شرح كرده است گويد كه كليه علوم اسلامى از على عليه السلام تراوش نموده است و آنحضرت معارف اسلام را در سخنرانيهاى خود با بليغ‏ترين وجهى ايراد نموده است.

على عليه السلام صريحا فرمود:سلونى قبل ان تفقدونى.بپرسيد از من پيش از آنكه از ميان شما بروم!و از اين جمله كوتاه ميزان علم آنجناب روشن ميشود زيرا موضوع علم را قيد نكرده و دائره سؤالات را محدود ننموده است بلكه مردم را در سؤال از هر نوع مشكلات علمى آزاد گذشته است و اين سخن دليل احاطه آنحضرت برموز آفرينش و اسرار خلقت است و چنين ادعائى به غير از وى از كسى ديده و شنيده نشده است چنانكه ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه گويد همه مردم اجماع كردند بر اينكه احدى از صحابه و علماء نگفته سلونى قبل ان تفقدونى مگر على بن ابيطالب (16) .

علماء و مورخين (از عامه و خاصه) نوشته‏ اند كه على عليه السلام فرمود سلونى قبل ان تفقدونىـ از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد بخدا سوگند اگر بر مسند فتوى بنشينم در ميان اهل تورات به احكام تورات فتوى دهم در ميان اهل انجيل به انجيل و در ميان اهل زبور به زبور و در ميان اهل قرآن به قرآن بطوريكه اگرخداوند آن كتابها را به سخن در آورد گويند على راست گفت و شما را بآنچه در ما نازل شده فتوى داد و باز فرمود بپرسيد از من پيش از آنكه مرا نيابيد سوگند به آنكه دانه را (در زير خاك) بشكافت و انسان را آفريد اگر از يك يك آيه‏ هاى قرآن از من بپرسيد شما را از زمان نزول آن و همچنين در مورد شأن نزولش و از ناسخ و منسوخ و از خاص و عام و محكم و متشابهش و اينكه در مكه يا در مدينه نازل شده است خبر ميدهم (17) .

على عليه السلام با آنهمه علم و دانش در ميان اشخاص جاهل و نادان افتاده بود و مردم جز تنى چند از خواص اصحابش از علم او بهره ‏مند نمي شدند و مصداق سخن سعدى را داشت كه گويد:

عالم اندر ميانه جهال‏ 
مثلى گفته‏ اند صديقان‏ 
شاهدى در ميان كوران است‏ 
مصحفى در سراى زنديقان

على عليه السلام هميشه آرزومند بود كه صاحب كمالى پيدا كند تا از مشكلات علوم و اسرار آفرينش با او بازگو كند و اشاره بسينه خود كرده و مي فرمود:ان ههنا لعلما جمادر سينه (من درياى خروشان علم در تموج است ولى افسوس كه كسى استعداد فهم آنرا ندارد.)

قوانين كلى طبيعى و اصول مسلمه‏ اى كه مورد تحقيق دانشمندان اروپا قرار گرفته است در سخنان و خطبه‏ هاى على عليه السلام كاملا هويدا است و خطبه‏ هاى آنحضرت مشحون از حقائق فلسفى و معارف اسلامى است كه دانشمندان و فلاسفه بزرگ مانند صدر المتألهين و غيره استفاده‏ هاى شايانى از آنها نموده‏اند.

خلفاى ثلاثه كه مدت 25 سال مسند خلافت را اشغال كرده بودند چنانكه سابقا اشاره شد در رفع مشكلات علمى و قضائى از آنجناب استمداد مي كردند.

در زمان خلافت آنحضرت دو فيلسوف يونانى و يهودى بخدمت وى مشرف شدند و پس از اندكى گفتگو از خدمتش مرخص گرديدند،فيلسوف يونانى گفت:فلسفه را از سقراط و ارسطو بهتر ميداند،حكيم يهودى گفت:به تمام جهات فلسفه‏ احاطه دارد (18) .

شريفترين علوم علم مبدأ و معاد است كه در كلام على عليه السلام به بهترين وجهى بيان شده است بطوريكه اسرار و رموز آنرا كسى جز آنحضرت نتوانسته است شرح و توضيح دهد.

حديث نفس و حديث حقيقت كه در برابر سؤال كميل بن زياد بيان فرموده مورد تفسير علماى حكمت و عرفان قرار گرفته و در شرح آنها كتابها نوشته‏ اند.هنوز براى عالم بشريت زود است كه بتوانند سخنان آن بزرگوار را چنانكه بايد و شايد ادراك كنند.على عليه السلام در حدود يازده هزار كلمات قصار (غرر و درر آمدى و متفرقات جوامع حديث) در فنون مختلفه عقلى و دينى و اجتماعى و اخلاقى بيان فرموده و اول كسى است كه در اسلام درباره فلسفه الهى غور كرده و به سبك استدلال آزاد و برهان منطقى سخن گفته است و مسائلى را كه تا آنروز در ميان فلاسفه جهان مورد توجه قرار نگرفته بود طرح كرده است و گروهى از رجال دينى و دانشمندان اسلامى را تربيت نموده كه در ميان آنان جمعى از زهاد و اهل معرفت مانند اويس قرنى و كميل بن زياد و ميثم تمار و رشيد هجرى وجود داشتند كه در ميان عرفاء اسلامى مصادر عرفان شناخته شده‏اند (19) .

على عليه السلام در ادبيات عرب كمال تبحر و مهارت را داشت و قواعد علوم عربيه را او دستور تنظيم داد و علم نحو را بوجود آورد،در مسائل غامضه و مشكله جواب فورى ميداد و معانى بزرگ و عاليه حكمت را در قالب كلمات كوتاه بيان مينمود،هر گونه سؤالى را درباره علوم مختلفه اعم از رياضى و طبيعى و ديگر علوم بدون تأمل و انديشه پاسخ ميگفت و هرگز راه خطاء نمى‏ پيمود،كسى از حضرتش كوچكترين مضرب مشترك اعداد را از يك تا ده سؤال كرد فورا فرمود:(اضرب ايام اسبوعك فى ايام سنتك.)

يعنى شماره روزهاى هفته (7) را در روزهاى سال (360) ضرب كن كه عدد منظور (2520) بدست خواهد آمد كه از يك تا ده بدون كسر به آنها قابل تقسيم است.

سرعت ادراك و انتقال،و تيز هوشى آنجناب بقدرى بود كه همه را متحير و متعجب مي ساخت چنانكه عمر گفت:يا على تعجب من از اينكه تو بر تمام مسائل علمى و قضائى و فقهى احاطه دارى نيست بلكه تعجب من از اينست كه تو هرگونه سؤال مشكلى را در هر موردى كه باشد بلافاصله و فورى و بدون انديشه و تأمل جواب ميدهى!حضرت فرمود اى عمر اين دست من چند انگشت دارد؟عرض كرد پنج انگشت.فرمود پس چرا تو در پاسخ اين سؤال انديشه نكردى؟عرض كرد اين واضح و معلوم است احتياجى به انديشه ندارد،على عليه السلام فرمود كليه مسائل در نظر من مانند پنج انگشت دست در نظر تست!

على عليه السلام در اسرار هستى و نظام طبيعت حكيمانه نظر مي كرد و سخنانى در توحيد و الهيات و كيفيت عالم نامرئى بيادگار گذاشته است كه در نهج البلاغه و ساير آثار او مندرج است.

پى‏ نوشتها:

(1) سوره انعام آيه 59

(3) سوره آل عمران آيه .179

(3) شبهاى پيشاور ص 852 نقل از تفاسير و كتب عامه.

(4) علم را بحضورى و حصولى نيز تقسم كرده ‏اند ولى آنچه بمقصود ما نزديك است همان تقسيم علم بذاتى و كسبى است.

(5) سوره كهف آيه .65

(6) سوره آل عمران آيه .49

(7) كيفيت وحى و الهام از نظر فلاسفه و دانشمندان به جهات مختلفه تعبير شده است.

(8) سوره جن آيه .26

(9) سوره نجم آيه .5

(10) مناقب ابن مغازلى ص 80ـكفاية الطالب باب 58 ص 221ـفصول المهمه ابن صباغ ص 18

(11) ذخائر العقبى ص 77ـكشف الغمه ص 33

(12) خصال صدوق جلد 2 ص 176

(13) ينابيع المودة باب 14 ص 69

(14) ينابيع المودة باب 14 ص 70ـكشف الغمه ص 33

(15) ارشاد مفيد جلد 1 باب 2 فصل 1 حديث 1

(16) كفاية الخصام ص 673 شرح نهج البلاغه جلد 2 ص 277

(17) ينابيع المودة ص 74ـارشاد مفيد جلد 1 باب 2 فصل 1 حديث 4ـامالى صدوق مجلس 55 حديث 1ـمناقب خوارزمى.

(18) نقل از كتاب افكار امم. بايد دانست كه ارسطو و امثال او را نميتوان با على عليه السلام قابل قياس دانست زيرا بطوريكه گفته شد علم امام لدنى و الهامى است ولى علم دانشمندان تحصيلى و اكتسابى است و گفته آن فيلسوف هم از اين نظر بوده كه او دانشمندتر از سقراط و ارسطو كسى را سراغ نداشت.

(19) شيعه در اسلام ص 20

 

[ جمعه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۳ ] [ 23:48 ] [ رضا امیریان ]

جلسه شورای دبیران دبیرستان رضوان

جلسه شورای دبیران آموزشگاه ر‌اس ساعت 11:10امروز دوشنبه 93/1/25در دفتر آموزشگاه برگزار گردید.
در ابتدای جلسه مدیر مدرسه با تبریک سال جدیدبه همکاران محترم و قدردانی از زحماتشان در طول سال تحصیلی، فعالیت های جاری آموزشگاه در یکی دو هفته آینده مانند برگزاری آزمون پیشرفت تحصیلی ، برگزاری جشن تلاش و تمهیدات لازم برای برگزاری شایسته امتحانات خرداد93 را یادآور شد. وی همچنین به اقدامات تشویقی در دو ماه اخیر برای ترغیب دانش آموزان برتر به شرکت در ثبت نام در آزمون استعدادهای درخشان و آموزش های لازم جهت ارتقای روش های مطالعه و تست زنی و آشنایی دانش آموزان با نمونه سوالات آزمون های مربوطه در سنوات گذشته اشاره کرد و از دبیران محترم خواست در چند هفته آینده به دانش آموزان متقاصی شرکت در دو آزمون استعدادهای درخشان و نمونه دولتی نکات کلیدی راآموزش دهند تا تعداد بیشتری از دانش آموزان مدرسه در مدارس فوق الذکر جذب شوند.سپس معاون آموزشی نکات لازم را در 2 عرصه آموزشی و تربیتی مطرح کرد و در ادامه دبیران نقطه نظراتشان را بیان و مصوبات ذیل را به تصویب رساندند.

اهم مصویات جلسه:

1) رسيدگي به وضعيت آموزشي و پرورشي و حضور و غياب دانش آموزان

2) برگزاري امتحانات ميان ترم ( مستمر ) بر اساس برنامه تدوين شده قبلي .

3) ثبت نمرات پاياني ( خرداد ماه ) دروس شفايي دانش آموزان قبل از 10ارديبهشت در ليست هاي مربوطه و تحويل به معاون اجرایی .

4) تحويل سوالات خرداد و شهريور بصورت تايپ شده تا قبل از 1393/2/10به دفتر آموزشگاه .

5) تشکیل کلاسهای تقویتی در دروس زبان انگلیسی، ریاضی از هفته آینده دز صورت تصویب در جلسه شورای مدرسه.

6 ) تمام مساعي همكاران بر آن است كه ان شأالله درصد قبولي خرداد ماه از مرز 95درصد عبور کند.

[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۳ ] [ 23:59 ] [ رضا امیریان ]

برنامه امتحانات  خرداد ماه 1393دبیرستان رضوان متوسطه اول


[ شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۳ ] [ 10:16 ] [ رضا امیریان ]

ثبت نام نهایی دانش آموزان آموزشگاه در آزمون استعداد های درخشان


[ یکشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۳ ] [ 10:15 ] [ رضا امیریان ]
سالروز شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا تسلیت باد

[ پنجشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۳ ] [ 14:24 ] [ رضا امیریان ]
یکصد و ده درس زندگی از سیره عملی حضرت علی علیه السلام

کار و تولید در سیره عملی علی علیه السلام

در سیره‌ی عملی حضرت علی (ع) نیز تلاش برای کسب روزی مورد توجه بوده و فعالان اقتصادی نیز از احترام خاصی در نظر ایشان برخوردار بودند. وی در دوره‌های مختلف و در زندگی شخصی به فعالیت‌های اقتصادی دست می‌زد. ابونعیم اصفهانی در حلیه الاولیاء به این موضوع می‌پردازد که «علی (ع) هرگاه به تنگنای معیشت گرفتار می‌شد از مردم دوری می‌گزید وبه کسب و تلاش می‌پرداخت» (ابونعیم، 1387 ه. ق، 70). منابع تاریخی نیز گواهی می‌دهند که ایشان در دوران خلفا در منطقه‌ی ینبع در 165 کیلومتری غرب مدینه در ساحل دریای سرخ به فعالیت‌هایی مانند حفر چاه، احداث مزارع و نخلستان‌ها مشغول بوده‌اند. در دوران پیامبر (ص) نیز علاوه بر غنائم جنگی که به مجاهدان می‌رسید، کار شخصی از منابع درآمد علی (ع) بود. بازرگانان و صنعتگران نیز به عنوان عاملان اصلی گردش چرخ اقتصاد جامعه در نگاه ایشان جایگاه والایی داشتند زیرا کار آن‌ها نوعی فعالیت تولیدی به حساب می‌آمد و به عنوان مثال، بازرگانان، سرمایه خود را به کار می‌انداختند و دائم در رفت و آمد بودند و حضورشان در جامعه مفید و اثر بخش بود. علی (ع) برای حمایت از تجار، به ساختن بازار به عنوان مرکز مهم کار و تلاش اقتصادی پرداخته و آن را در اختیار بازرگانان قرار می‌دادند (عاملی، بی تا، 27). تجارت و فعالیت اقتصادی در جهان امروز رنگ تازه‌ای یافته و در نظام سرمایه‌داری بی‌آنکه فروشنده کار تولیدی انجام داده باشد به صورت هدفی سودجویانه درآمده و انتقال مالکیت، منشأ سود شده است. دلال‌ها و واسطه‌ها که در سیستم‌های اقتصادی امروز دنیا بدون انجام کار تولیدی سودهای کلان می‌برند در اسلام و الگوی اقتصادی علی (ع) جایی نداشته و فعالیت‌شان محکوم شده است.

حضرت علی (ع) در زندگی خود و از همان ابتدا با محدودیت‌ها و رنج‌های اقتصادی روبرو شد از جمله تنگدستی پدرش ابوطالب و یا محاصره‌ی اقتصادی مسلمانان در شعب ابی طالب. از درآمدهای او در روزگار پیامبر (ص) می‌توان به بهره‌اش از غنائم جنگی اشاره کرد که در دوران خلیفه دوم این درآمد قطع شد، زیرا بنا به تصمیم خلیفه، برخی از صحابه مانند طلحه، زبیر، علی (ع) از شرکت در جهاد منع شده بودند و از غنائم بهره‌ای نداشتند (جعفریان، بی تا، 72). البته کار وتلاش شخصی او در ینبع و سهمش از خمس که به خویشاوندان پیامبر (ص) می‌رسید در آن دوره منبع درآمدی به شمار می‌آمد. اما در دوران خلافت امیرالمؤمنین علی (ع)، درآمدهای شخصی وی شامل درآمد حاصل از فعالیتهای کشاورزی و... و همچنین بهره‌ای بود که ایشان از بیت المال مانند دیگر افراد دریافت می‌کردند. وی از بیت المال به عنوان خلیفه مبلغی به خود اختصاص نمی‌داد و مردم کوفه را نیز این گونه مورد خطاب قرار داد: «ای مردم کوفه، اگر من جز با زیرانداز و مرکب و خدمتکارم از میان شما خارج شدم، خیانت کار خواهم بود» (ثقفی، 1395 ه. ق، 68). قسمتی از درآمدهای شخصی ایشان نیز در راه شکل‌گیری جامعه‌ای با رفاه بالاتر هزینه می‌شد و درآمدهای مازاد بر هزینه‌های جاری زندگی خود را در راه خدا انفاق می‌کرد. «وی با دست خود کار می‌کرد، زمین شخم می‌زد، آبیاری می‌کرد و خرما می‌کاشت. همه‌ی این کارها را بی واسطه انجام می‌داد و از حاصل این کارها هیچ چیز نه برای خود و نه برای فرزندانش باقی نمی‌گذاشت و همه را در راه خدا انفاق می‌کرد (ابن ابی الحدید، 1387 ه. ق، 47).»
از بارزترین شاخصه‌های زندگی اقتصادی علی (ع)، قناعت وی بود که در کنار فعالیت‌های عمرانی که به آن می‌پرداخت، سیمای دلپذیری از دنیای یک مرد آسمانی به دست می‌دهد. او بارها قناعت را در مقابل ثروت‌اندوزی و کسب مال قرار داده و از برکات فراوان آن سخن گفته است. او فردی را که به رفع نیاز خود بسنده کند و به رضای خدا خشنود گردد تحسین می‌کند (سیدرضی، 1370، حکمت 475 و حکمت 368). قناعت در نظر وی مالی پایان ناپذیر بود (همان، حکمت 2) و خو کردن با طمع را از موجبات پستی می‌دانست. مخارج ازدواج ایشان، لوازم خانه‌اش، خوراک وی و ... همگی از قناعت وصف‌ناپذیری حکایت می‌کنند. در مورد خوراک اندک می‌فرمود: «دوست ندارم به جز چیزی که بدان علم دارم، چیز دیگری را به شکمم وارد کنم» (ری شهری، 1421 ه. ق، 350). در پایان عمر نیز به گزارش مسعودی، از طلا و نقره جز هفتصد درهم چیزی باقی نگذاشت و بعضی دیگر نیز گفته‌اند که از وی دویست و پنجاه درهم با قرآن و شمشیر بجا ماند (مسعودی، 1365، 774). هچنین علی (ع) تمامی اموالی را که در ینبع داشت وقف نمود (ابن‌شبه، 1410 ه. ق، 219). از برجستگی‌های زندگی شخصی او، دوری از دلبستگی به دنیا بود و بارها دنیا را مخاطب قرار داد و زشتی‌های ناشی از وابستگی به آن را گوشزد می‌کند. «کسی که در لغزش‌گاه‌های تو گام گذارد، سقوط می‌کند. کسی که بر امواج بلاهای تو سوار شود، غرق می‌شود. اما کسی که از دام‌های تو برکنار دارد، پیروز است. آنکه از دست تو سالم رسته است، هیچ ناراحت نیست که معیشت او به تنگی گراییده چرا که دنیا در نظر او روزی است که زوالش فرارسیده است. از من دور شو؛ سوگند به خدا که من رام تو نخواهم شد تا مرا خوار سازی و زمام اختیارم را به تو نخواهم سپرد که به هر کجا بخواهی ببری» (سیدرضی، 1370، نامه 46). اما باید در این موضوع نیز تأمل داشت که فردی که در زندگی خود، دنیا را ملامت می‌کند چه برنامه‌ای برای رفاه حال مؤمنان ارائه می‌دهد و کار و تولید اقتصادی در نگاه او چه جایگاهی دارد؟ چگونه است که با وجود تقبیح مال اندوزی و سرزنش دلبستگی به اموال دنیا، به فعالیت سخت کشاورزی می‌پردازد و فعالان اقتصادی را نیز مورد تشویق و حمایت قرار می‌دهد؟ نامه‌ی علی (ع) به محمد بن ابی بکر والی مصر دربردارنده‌ی برنامه‌ای است که به مسلمانان نشان می‌دهد که در دنیا باید به دنبال چه چیزی باشند و اینکه ایجاد رفاه مادی هدفی است که پرهیزگاران باید به دنبال آن باشند و در اصل، خیر این جهان مانند خیر آن جهان به مؤمنان می‌رسد و نکته‌ی مهم اینست که بنا بر سخن علی (ع)، نعمت‌های پاک برای بندگان حرام نشده است و پارسایان از بهترین نعمت‌های دنیا بهره دارند که البته این هدف باید در حدود مقررات مکتب اقتصاد اسلامی تأمین گردد.
نامه‌ها و گفتارهای حضرت علی (ع) به والیان و کارگزاران تحت امرش نیزسرشار از توصیه‌های مربوط به ساده زیستی، زهد و قناعت و دوری از طمع ورزی می‌باشد. وی درنامه‌ای به عثمان بن حنیف فرماندار بصره که در مهمانی پرخرج یکی از ثروتمندان شرکت کرده بود، نوشتند «آگاه باش، هر مأموری پیشوایی دارد که باید به او اقتدا کند و از نور دانش او بهره گیرد. بدان امام شما از دنیایش به همین دو جامه‌ی کهنه و از غذاها به دو قرص نان اکتفا کرده است» این رهنمودها به فرماندهان سپاه علی (ع) نیز دیده می‌شود که از آنها می‌خواهد به جهت تأمین آذوقه‌ی سپاه به قدری از مردم کمک بگیرید که گرسنگی شدید را برطرف کند و در حد حفظ جان باشد یعنی به کمترین میزان اکتفا می‌کرد که این مقدار نیز باید با رضایت مردم صورت می‌گرفت (منقری، 1366، 174).

بی شک کار وتولید در یک نظام اقتصادی و با توجه به مبانی اعتقادی آن نظام محدودیتهایی نیز به همراه دارد. در نظام اقتصادی اسلام و سیره‌ی عملی علی (ع)، اشاراتی به آنچه می‌توان از آن به انحراف اقتصادی در کار و تولید تعبیر نمود، شده است. یکی از بارزترین جلوه‌های انحراف در امر تولید، کار و انباشت ثروت در نگاه علی (ع)، ربا می‌باشد که به تبع موضع مکتب اقتصادی اسلام، محکوم شده است. باید گفت «اسلام هر درآمدی را که از کار مستقیم یا ذخیره شده به دست نیامده باشد، غیر قانونی می‌داند وبهره نیز در زمره همین درآمدهاست. اگر نظر طرفداران سرمایه‌داری را بپذیریم، بهره نتیجه عامل زمان است، نه کار» (صدر، 1357، 260-262). هواداران سرمایه‌داری دلایل زیادی را برای دفاع از بهره آورده‌اند به عنوان مثال، آن‌ها بهره را پاداش خودداری صاحب سرمایه از سرمایه‌اش دانسته‌اند یا بهره را سهم سرمایه در منافع حاصل از فعالیت وام گیرنده قلمداد می‌کنند و موارد دیگر. در سرمایه‌داری، جدای از سود و زیان وام گیرنده، همواره درصدی ثابت به صاحب سرمایه می‌رسد، در حالیکه در اسلام اگر رابطه میان سرمایه‌دار و وام گیرنده مضاربه باشد، تنها صاحب سرمایه مسئول خسارات احتمالی خواهد بود و اگر سود کند به نسبتی در منافع سهیم می‌شود. این نکته را نیز باید در نظر گرفت که منع ربا در اسلام نیز اثرات عملی کمی داشته است و فقها در پیدا کردن راههای گریز از ممنوعیت شرعی ربا، استادی شایانی از خود نشان دادند (رودنسون، 1358، 59). اما باید دید که در سیره‌ی علی (ع)، با ربا چگونه برخورد شده است. از عواملی که به گفته‌ی وی در سقوط انسان در ورطه‌ی ربا اثرگذار است، عدم آشنایی بازرگانان با فقه است (سیدرضی، 1370، حکمت 447) به این معنا که ناآگاهی با قوانین شرعی می‌تواند موجب خروج از مسیر صحیح تجارت اسلامی شود و این موضوع در مورد ربا که به صورت مخفیانه و آرام در سیستم اقتصادی رسوخ می‌کند، بسیار صادق است. علی (ع) که حرکت ربا در میان مردم را از راه رفتن مورچه‌ای بر روی سنگی سیاه مخفی‌تر می‌داند، به بازرگانان سفارش می‌کند که پیش از پرداختن به تجارت، آداب و قوانین آن ر ا بیاموزند (حرعاملی، 1403 ه ق، 283). گستره‌ی برخورد با ربا در باور علی (ع) بسیار وسیع‌تر از آن چیزی است که در جوامع امروزی مشهود است و به عنوان مثال مجازاتی که برای رباخوار در نگاه ایشان وجود دارد برای واسطه‌ها، نویسندگان و گواهان به صورت یکسان است (همان، 430). در سیره‌ی علی (ع)، بازرگانی عملی خطیر است که همواره در معرض خطر ظلم و ورود به مصادیق فساد اقتصادی است. وی بازرگانان و صنعتگران را مایه‌ی منفعت و آسایش و راحتی جامعه دانسته زیرا به اعتقاد وی آن‌ها اهل ستیز و فتنه گری نیستند و برای هدف خود که در جهت رسیدن جامعه به رفاه بالاتر است، سختی‌های زیادی را متحمل می‌شوند ولی در عین حال آن‌ها را به رعایت انصاف و دوری از احتکار و تعیین قیمت مناسب برای کالاها دعوت می‌کند. در عمل نیز علی (ع) به اقدامات مؤثری دست می‌زد و گفته شده است که وی بارها به بازارهای کوفه سرکشی می‌کرده و به هر بازاری که می‌رسیدند، می‌فرمودند: «ای گروه بازرگانان از خدا بترسید، پیشاپیش از خدا طلب خیر کنید و با آسان گرفتن بر مشتریان از خداوند برکت بخواهید و به آن‌ها نزدیک شوید و خود ر ا با بردباری بیارایید. از قسم دروغ بپرهیزید و دروغ نگویید. از ظلم دست بکشید و با مظلومان به انصاف برخورد کنید. به ربا نزدیک نشوید و کم فروشی نکنید و حقوق مردم را کم ندهید و در زمین به فساد سرمدارید» (همان، 284). این گونه مقابله با هرگونه کج روی در مسیر عدالت از بارزترین و زیباترین جلوه‌های سیره‌ی ایشان است. بدون شک هدف فعالیت اقتصادی در این نگاه، برآورده شدن نیازهای مردم و رسیدن افراد جامعه به سطح بالاتری از رفاه است که همگی باید در مسیری عادلانه که به رضای خداوند ختم شود، محقق گردند و به هیچ عنوان، تحقق عدالت در جامعه قربانی سود مالی بیشتر نخواهد شد.

از سایت راسخون

[ سه شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۳ ] [ 20:19 ] [ رضا امیریان ]
سال 1393 سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی مبارکباد

[ شنبه دوم فروردین ۱۳۹۳ ] [ 1:0 ] [ رضا امیریان ]

آغاز سال 1393 و عید سعید نوروز بر هموطنان عزیز مبارکباد




لحظه تحویل سال ۱۳۹۳هجری شمسی به ساعت رسمی جمهوری اسلامی ایران


روز پنجشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۲هجري شمسي

ساعت ۲۰ و ۲۷ دقیقه و ۷ ثانیه

مطابق ۱۸ جمادی الاولی ۱۴۳۵ هجری قمری

و ۲۰ مارس ۲۰۱۴ میلادی

[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۲ ] [ 19:32 ] [ رضا امیریان ]
صدور احکام 93 کارکنان آموزش و پرورش ناحیه 3 کرمانشاه

به همت مدیریت محترم آموزش و پرورش ناحیه3 احکام کارگزینی همکاران محترم فرهنگی امروز چهارشنبه 28 اسفند92 به مدارس تحویل داده شد. جا دارد از زحمات شبانه روزی پرسنل اداری ناحیه جهت ارسال احکام جدیدبه مدارس قبل از آغاز سال نو ،صمیمانه سپاسگزاری کلیه همکاران را تقدیم نمائیم.
کلیه همکاران محترم دبیرستان رضوان جهت دریافت احکام کارگزینی خود رأس  ساعت 10 صبح پنجشنبه 29 اسفند 92 به دفتر آموزشگاه مراجعه فرمائید.
[ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۲ ] [ 13:32 ] [ رضا امیریان ]
معاینات داندن پزشکی تعدادی از دانش آموزان دبیرستان رضوان ( شنبه 24 اسفند 92 )



دو تصویر دیگر ، ادامه مطلب را کلیک نمائید

ادامه مطلب
[ شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۲ ] [ 14:52 ] [ رضا امیریان ]
دانش آموزان برتر دبیرستان رضوان دوره اول













[ شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۲ ] [ 14:1 ] [ رضا امیریان ]

اقدامات و فعالیت های انجام شده نیمه اول اسفند ماه درآموزشگاه

1) مرمت و بتون ریزی پارکینگ آموزشگاه با همیاری همکاران و دانش آموزان

2) تقدیر از همکاران پرورشی در هفته امور تربیتی

3) بازدید کارشناس مسئول محترم مشاوره ناحیه3

4) برگزاری جشن نیکوکاری


[ شنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۲ ] [ 12:4 ] [ رضا امیریان ]

برگزاری جشن تلاش در دبیرستان رضوان

صبح امروز یکشنبه 92/11/27 مراسم تقدير و تشكر از دانش آموزان برتر مسا بقات فرهنگي و هنري علمي – ورزشي و نفرات ممتاز امتحانات نوبت اول با حضور كارشناسان محترم آموزش متوسطه ناحيه 3 و دانش آموزان و والدين محترمشان درسالن آموزشگاه برگزار گرديد.

بعد از تلاوت آياتي چند از قرآن كريم و سرود ملی بصورت ویدئو کلیپ ، مدير مدرسه ضمن تبریک ایام الله دهه فجر و خوشامد گويي به کارشناسان محترم آموزش متوسطه ناحيه و والدين گرامي دانش آموزان به بررسی وضعیت آموزشی و فرهنگی مدرسه از ابتدای سال تحصیلی جاری تا کنون پرداخت و در بخشی از سخنانش با توجه به افزایش رشد درصد قبولی نوبت اول نسبت به سال قبل ازهمت و تلاش خستگی ناپذیر کلیه همکاران و همدلی و همراهی اولیا و خود دانش آموزان قدردانی کرد و گفت بحمدالله در سال جاری نه تنها در هیچ زمینه ای کمبود و افت نداشته ایم که در بیشتر موارد رشد داشته که مناسب اما ناکافی است ،و تأکید نمود که از مهمترین برنامه های سال جاری آموزشگاه تلاش برای ارتقای سطح علمی و درسی دانش آموزان است بگونه ای که حداقل 20 نفر از آنها در آزمون های ورودی نمونه و استعداد های درخشان به موفقیت برسند و به برنامه های مقدماتی که تاکنون اجرا و در آینده نیز برنامه های مهمتری اتخاذ شده تیتر وار اشاره کرد. آنگاه جناب آقای فرهنگیان کارشناس مسئول آموزش متوسطه دوره اول ناحيه 3 طی سخنانی به ارزیابی فعالیت های علمی آموزشی وفرهنگی مدرسه پرداخت و با تأکید بر این موضوع که مطابق تعریف یونسکو «باسواد» در هزاره سوم کسی است که همزمان سه شرط یا سه توانایی داشته باشد: تحصیلات عالی (دانشگاهی) داشته باشد، با کامپیوتر آشنا باشد و یک زبان بین المللی را بداند. به دانش آموزان ،والدین و همکاران درخواست کرد که سطح علمی و آموزشی خود را ارتقا داده و دائما آن را بروز نمایند . ایشان در پایان با ابراز خشنودی از برگزاری همه ساله این جشن در دبیرستان رضوان آن را سنت حسنه ای دانست که در آن اولیا محترم فارغ از هرگونه تحکم وملالی جهت تقدیر و قدرانی از فرزندان گرامیشان با مسئولین همکاری وهمراهی نموده و با اشتیاق تمام در این مراسم خصور بهم میرساند اظهار امیدواری نمود که این برنامه در سال های بعد نیز تداوم یابد. سپس کلیپ ویدیوئی از فعالیت های آموزشی و پرورشی سال جاری در آموزشگاه پخش شد.

در پایان از 46 نفر از دانش آموزان برتر نوبت اول و مسابقات گوناگون با اهدا جايزه تقدير و قدرداني به عمل آمد.
همچنین با حضور كارشناسان محترم آموزش متوسطه ناحيه 3 و همکاران رسماً دومین کلاس هوشمند مدرسه افتتاح گردید.
قابل ذکر است در روز چهارشنبه در قالب طرح شجره طیبه صالحین از 60 نفر از دانش آموزان برتر مدرسه نیر قدردانی گردید.

برای دیدن تصاویر بیشتر به ادامه مطب بروید


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 22:38 ] [ رضا امیریان ]
برگزاری جشن های سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران . دهه فجر 92 دبیرستان رضوان دوره اول



برای دیدن تصاویر بیشتر به این آدرس بروید
http://rahnah3k.ir/sites/default/files/filmmodiran/fajr92.rar

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 15:18 ] [ رضا امیریان ]

نمودار درصد قبولی دبیرستان رضوان در نوبت اول

[ پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 15:0 ] [ رضا امیریان ]
برگزاری مرحله نخست طرح استانی آزمون کیفیت بخشی تحصیلی چهارشنبه 2 بهمن92





[ چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 20:45 ] [ رضا امیریان ]

  جلسه شورای دبیران دبیرستان رضوان با محوریت موضوع برگزاری آزمون پیشرفت تحصیلی

جلسه امروز شورای دبیران آموزشگاه با محوریت موضوع برگزاری آزمون کیفیت بخشی رأس ساعت 11 با حضور دبیران مجری و عوامل اجرایی طرح در دفتر آموزشگاه برگزار گردید.
اهم نکات کلیدی برای اجرای صحیح طرح که توسط مدیر مدرسه مطرح و مورد تأیید شورای دبیران قرار گرفت بدین شرح است:

1) طرح دقیقاً شبیه به کنکور سراسری یا آزمونهای نمونه و تیز هوشان برگزار می شود.
2) از دو ماه قبل طی دو مرحله دانش آموزان توجیح شده اند و فردا در فرصت باقیمانده تا قبل از برگزاری آزمون نقاط ضعف احتمالی بررسی و مرتفع میگردد.
3) زمان ، مکان و چیدمان آزمون در جلسه بصورت کامل تشریح گردید.
4) تمام مراحل مقدماتی و بررسی لیست ها و پاسخ نامه و ... مورد ارزیابی و کنترل دقیق قرار گرفت.
در پایان همکاران نقطه نظرات خود را بیان و این طرح را بیسار مفید ارزیابی کردند و متعهد شدند بر اساس بازخود آزمون و آزمون دوم که در اردیبهشت ماه 93 برگزار می شود بین بیست تا سی درصد نمرات مستمر و تکوینی دانش آموزان در نوبت دوم منظور میگردد.

[ چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 8:18 ] [ رضا امیریان ]

معرفی سه سایت از دانش آموزان و همکاران مدرسه


1) سایت دانشمند کوچولو متعلق به دانش آموز آقای فردین امامی

 آدرس: http://fardinemami.blogfa.com/

2) سایت مربوط به مقالات ادبیات عرب متعلق به آقای دکتر حسین عابدی

آدرس: http://shirazeraz.blogfa.com/

2) سایت مربوط به کوهنوردی متعلق به آقای حسام الدین رحیمی دبیر ادبیات

 آدرس: http://farokhshaad.blogfa.com/

[ پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ ] [ 14:42 ] [ رضا امیریان ]

بازدید کارشناس محترم آموزش متوسطه از جلسه امتحانی دبیرستان رضوان شنبه ۲۱ دی ماه ۹۲

[ شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ ] [ 13:49 ] [ رضا امیریان ]

416385روز خورشید در ابر

السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان (ع)


آغاز امامت و ولایت مولا حجت ابن الحس العسکری روحی فداک مبارک باد

[ جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ ] [ 23:18 ] [ رضا امیریان ]
تجلیل و قدردانی از همکار بازنشسته

بعد از امتحان امروز حدود ساعت 11 به همراه معاونین محترم مدرسه به منزل همکار سابق که شهریور امسال بازنشسته شد رفتم هم برای تجدید دیدار و هم برای قدردانی.
آقای امین کاکایی 16 سال آخر خدمت خود را به عنوان سرایدار مدرسه رضوان گذراند و زحمات زیادی هم برای دانش آموزان و همکاران کشید و هم با دلسوزی از مدرسه محافظت نمود تا بنا و ساختمان مدرسه در برابر سرما و گرما دچار فرسایش زود هنگام و آسیب نگردد و چه نیمه شب های پائیزی که باران شروع به بارش میکرد برای سرکشی ناودان ها به حیاط مدرسه می آمد تا برای چندین بار مطمئن شود که مانعی سر راه آنها نیست و مشکلی پیش نمی آورد و یا در سوز سرمای زمستان 86 که مدارس دو هفته ای تعطیل بود و ما برای سرکشی با معاونین روزانه یک دو ساعتی مدرسه بودم تا هم جواب نامه های اداری را بدهیم هم مشکلات احتمالی را رفع و رجوع کنیم وقتی دید لوله های آبخوری داخل حیاط بدلیل یخ زدگی ترکیده با مهربانی تمام مشغول تعویض آن قسمت معیوب شد و در آن سرمای جانسوز تمام سرصورت و سینه او خیس شد اما بروی خود نیاورد و گفت فدای سر شما و بچه ها بگذار زودتر تعمییر بشه و فردا دانش آموزان در مضیغه نباشند.

امروز هم خاطرات را دوباره تکرار می کرد و گفت روزهای اول استخدامم و کار در مدارس خیلی نگران بودم و اگر مدیر از من چیزی می خواست دستپاچه می شدم و می ترسیدم کارها درست پیش نرود ولی در سالهای میانی به بعد هم برق کشی هم جوشکاری و هم تعمییرات دیگر را در حد معمول یادگرفتم و همه را در خدمت مدرسه بودم. او کار در آموزش پرورش را جزو پاکترین و حلال ترین کارها و معلمی را مقدس ترین شغل ها و معلمان را نجیبت ترین افراد جامعه می داند ودر ادامه می گوید زمانی که سرایدار مدرسه رضوان شدم سه پسرم دانش آموزان ابتدایی و راهنمایی بودند و الان هر سه دارای شغل های اداری و متاهلند و خدا را سپاسگزارم که با درآمد کم اما حلال وطیب نتیجه یک عمر زحمت خود را با فرزندان صالح گرفتم.

او که در هنگام خداحافظی از ما و مدرسه در شهریور ماه اشک در چشمانش جمع شده بود و بقول خودش یک نیم روز بعد از آن هم با احدی صحبت نکرده بود وبشدت غمگین شده بود امروز سبکبار و شادمان از یک عمر زحمت صادقانه خود برای ما مثال های می آورد.البته بنده که از سال 76 مستمراً با ایشان تا آخر همکار و همراه بودم و تمام صحبت ها رابه عینه دیده بودم به دلسوزی و پاک دستی او آفرین می گفتم.
در پایان این دیدار صمیمی به رسم ادب و به پاس 30 سال خدمت صادقانه و خداپسندانه هدیه ای تقدیم این برادر عزیز اهدا گردید.

[ چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 10:7 ] [ رضا امیریان ]
تبریک انتصابات جدید همکاران

[ جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 0:5 ] [ رضا امیریان ]
بازدید معاونت محترم آموزش متوسطه ناحیه 3 از جلسه امتحانی دبیرستان رضوان


[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 16:24 ] [ رضا امیریان ]
سالروز رحلت حضرت رسول اکرم(ص) وشهادت امام حسن مجتبی و امام علی ابن موسی الرضا(ع) تسلیت باد

[ سه شنبه دهم دی ۱۳۹۲ ] [ 0:37 ] [ رضا امیریان ]

بازدید کارشناس مسئول محترم آموزش متوسطه ناحیه 3 از جلسه امتحانی دبیرستان رضوان

[ یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲ ] [ 23:22 ] [ رضا امیریان ]

راهپیمایی و عزاداری فرهنگیان و دانش آموزان شهر کرمانشاه در روز اربعین. دوشنبه 2 دی 92

(دبیرستان رضوان دوره اول)

مراسم عزاداری و راهپیمایی روز اربعین که به همت اداره کل آموزش و پرورش استان کرمانشاه برای پنجمین سال متوالی برگزارشد با استقبال پر شور فرهنگیان و دانش آموزان شهر کرمانشاه همراه بوده است . حضور دستجات وهیئت های مذهبی امسال از سال های گذشته دیدنی و چشمگیرتر بود.

صلی الله علیک یا مولای یا ابا عبدالله الحسین

دو تصویر دیگر از مراسم امروزدر ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ دوشنبه دوم دی ۱۳۹۲ ] [ 13:30 ] [ رضا امیریان ]

سومین جلسه شورای دبیران دبیرستان رضوان دوره اول

جلسه ماهانه شورای دبیران آموزشگاه رأس ساعت 11امروز شنبه 30/ 9/ 92برگزار گردید.

در ابتدای جلسه مدیر مدرسه با توجه به نزدیک شدن اربعین حسینی (ع) و ایام سوگواری روزهای پایانی ماه صفر این ایام مالامال از سوگ و حزن را تسلیت گفت و از خداوند متعال مسئلت نمود که همگی بتوانیم پیروان صدیقی برای حضرات معصومین باشیم و در این ایام معنوی به تزکیه نفس بپردازیم و در ادامه با استفاده از نرم افزار PowerPoint به تشریح موضوعات مهم مدرسه پرداخت و پیرامون نحوه برگزاری صحیح امتحانات نوبت اول مطالبی را مطرح کرد و در ادامه همکاران و معاونین محترم دیدگاه های خود را مطرح نمودند و مصوبات ذیل مورد تأیید قرار گرفت:

1) امتحانات بر اساس برنامه تعیین شده ناحیه برگزار می گردد.
2) برنامه مراقبت بر اساس ساعات تدریس همکاران تنظیم گردیده است .
3) کنترل و مراقبت از جلسه امتحانی بر اساس استانداردهای تعیین شده به عهده همکاران مراقب می باشد .
4) تمهیدات لازم از چندی قبل، از سوی مدیر و معاونین از جمله تهیه و تکثیربرنامه امتحانی برای دانش آموزان ، تنظیم برنامه مراقبت همکاران ، چاپ وتهیه پوشه های زیردستی و کارت شناسایی دانش آموزی ، تنظیم و آماده سازی لیست دبیران بصورت مجلد و با کیفیت مطلوب و... مهیا گردیده است.
5) از همکاران محترم خواسته شد که اوراق تصحیح شده امتحانی را همراه با لیست نمرات نوبت اول دانش آموزان را بدون خدشه و قلم خوردگی همراه با در اولین فرصت بعد ازپایان امتحان درس خود به معاون اجرایی آموزشگاه جهت بایگانی و ثبت در رایانه تحویل نمایند.
6) ازهمکاران محترم دبیر خواسته شد که با توجه به مقیاس رشد و پشرفت تحصیلی دانش آموزان در سه ماهه اول سال تحصیلی بر اساس شاخص نمرات ماهانه آنها با رأفت برخورد نمایند و ملاک نمره درسی آنان را نمره پایانی قرارداده و انگیزه مطالعه و درس را با سختگیری های بیجا در آنان از بین نبرند.

لازم بذکر است جلسه امروز در دومین کلاس هوشمند مدرسه برگزار گردید که بزودی با حضور مسئولین ناحیه 3 رسما افتتاح میگردد.

[ شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ ] [ 15:54 ] [ رضا امیریان ]

برنامه امتحانات نوبت اول مدارس دوره متوسه اول استان کرمانشاه دی ماه ۱۳۹۲( دبیرستان رضوان دوره اول)


[ جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 22:17 ] [ رضا امیریان ]

گروه‌بندی هشت‌گانه جام‌جهانی مشخص شد:

 ایران در گروه ششم جام‌جهانی برزیل جای گرفت

 

 

گروه F: آرژانتین- بوسنی و هرزگووین- ایران- نیجریه

برنامه بازی‌های تیم ملی ایران در رقابت‌های جام‌جهانی ۲۰۱۴برزیل پس از پایان قرعه‌کشی مسابقات مشخص شد. تیم ملی ایران در اولین بازی خود ۲۶خرداد ساعت ۱۶به وقت محلی در کوریتیبا به مصاف نیجریه خواهد رفت و در دومین دیدار باید با سرگروه گروه F یعنی آرژانتین در تاریخ ۳۱خرداد ۱۳۹۳ساعت ۱۳به وقت محلی در شهر بلوهوریزونته بازی خواهد کرد.

شاگردان کارلوس کی‌روش ۴تیر در آخرین بازی خود در مرحله گروهی در شهر سالوادور ساعت ۱۳به وقت محلی با بوسنی و هرزگوین دیدار می‌کند.

[ جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 22:9 ] [ رضا امیریان ]

اجرای طرح مدام درآموزشگاه  

تصاویر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 0:29 ] [ رضا امیریان ]

جلسه توجیهی طرح مدام با حضور دانش آموزان مجری

تصاویر درادامه مطلب


ادامه مطلب
[ دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 11:32 ] [ رضا امیریان ]

اقامه عزای حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

از روز سه شنبه ۱۴آبان ۱۳۹۲برابر با اول محرم الحرام۱۴۳۵همه روزه بمدت۲۰دقیقه در آموزشگاه اقامه عزای سرور آزادگان جهان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) و یاران باو فایش برگزار گردید.
همچنین امروز سه شنبه ۲۱آبان مراسم سوگواری حدود یک ساعت و نیم بطول انجامید که مدیر مدرسه درابتدا ی سخنانش در باره فلسفه قیام امام حسین مطالب مشروحی مطرح وسپس چند حدیث از ائمه اطهار (ع) در فضیلت گریه و عزاداری بر اباعبدالله و یاران فداکارش قرائت کرد و آنگاه خود از روی کتاب مقتل" ابی مخنف"

 

  در رثای حضرت امام حسین(ع) مقتل خوانی نمود و ادامه چند تن از دانش آموزان با نوحه خوانی و مرثیه سرایی همرا ه با دیگر دانش آموزان و همکاران محترم به اقامه عزای مولای مظلومان پرداختند.
صلی الله علیک یا مولای یا ابا عبدالله و رحمه الله و برکاته .


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ ] [ 21:28 ] [ رضا امیریان ]

آغاز ماه محرم یادآور قیام حماسی حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) و یاران باوفایش تسلیت باد

[ سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 1:2 ] [ رضا امیریان ]

شرکت دانش آموزان دبیرستان رضوان دوره اول در راهپیمایی ۱۳آبان ۹۲

 

بقیه تصاویر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 22:42 ] [ رضا امیریان ]

شرکت در مراسم سیاسی عبادی نماز جمعه ۱۰ آبان ۹۲

دو تصویر دیگر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه دهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 17:42 ] [ رضا امیریان ]

برگزاری جلسه شورای دبیران دبیرستان رضوان


 جلسه شورای دبیران آموزشگاه ر‌ا س ساعت ۱۱/۱۵روز چهارشنبه ۱۳۹۲/۸/۱در دفتر آموزشگاه برگزار گردید.
در ابتدای این جلسه مدیر مدرسه ضمن تبریک فرارسیدن عید الله الاکبر عید انتصاب الهی حضرت علی (ع) به عنوان جانشین بلافصل رسول اکرم (ص) به فرازهایی از نهج البلاغه به ویژگیهای امیر المومنین از زبان حضرتشان اشاره کردند سپس به مسائل مطرح شده در جلسه اخیر مدیران با معاون متوسطه و مسئول آموزش مشروحاًبوسیله PowerPoint پرداختند.
• تکریم اریاب رجوع و دانش آموزان.
• رعایت سر فصل های درسی، درج نمرات تکوینی و مستمر بصورت مرتب و منظم در دفاتر شاخص.
• اجرای دقیق طرحهای دهگانه آموزشی مانند طرح مدام ، همگام با قرآن و...
• برگزاری کلاسهای فوق برنامه با رعایت دقیق دستور العمل مربوطه
• همیاری و مساعی تمام همکاران در مراقبت از دانش آموزان در کنترل وضعیت درسی و ورود خروج به مدرسه و تردد در اطراف آموزشگاه و...


معاون مدرسه نیز نکاتی در باره مسائل جاری مدرسه در ادامه بیان داشتند.
همچنین این موضوع مطرح شد که آیا ورودی های پایه هفتم نسبت به دو سال قبل یعنی پایه اول راهنمایی سابق از لحاظ درسی و انضباطی تغییری داشته اندکه همکاران یک به یک بصورت مشروح دیدگاه خود را مطرح کردند.


ادامه مطلب
[ شنبه چهارم آبان ۱۳۹۲ ] [ 0:15 ] [ رضا امیریان ]

برگزاری جشن عید سعید غدیر خم و شورای دانش آموزی در دبیرستان رضوان


 اهم برنامه :
1 ) مراسم با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط یکی از دانش آموزان آغاز شد.
2 ) مدیر مدرسه شمه ای کوتاه از زندگی امام هادی( ع ) را بیان و آنگاه در مناقب مولای متقیان علی ( ع ) مطالبی را مطرح نمودند و از ابعاد بی نهایت و لایزالی آنحضرت به چند مورد از جمله : فداکاری و شجاعت در راه اسلام و استحکام آن ، که همواره دوشادوش رسول اعظم (ص) پیشرو بودندمطرح و در ادامه با یک مثال ساده به مساله جانشینی علی (ع) بعنوان رهبری جامعه اسلامی پرداختند و گفتند چگونه وقتی تلفن مدرسه دبیری را می خواهد تا 2-3 دقیقه به دفتر رفته و جواب تلفن را بدهد سریع نماینده کلاس را موقتاً جانشین خود می کند تا نظم کلاس درس بهم نخورد .پس چگونه پیامبر برای اداره جامعه نوپای اسلامی جانشنینی انتخاب نکرده باشد؟ لذا به دستور الهی در هنگام بازگشت از آخرین حج، پیامبر امام علی را بعنوان رئیس حکومت و امام مسلمان برگزید.و در بخش پایانی نظر دانش آموزان را به این موضوع معطوف داشت که محبت امیرالمومنین حسنه ای ابدی است و دوستدار حقیقی علی (ع) راه و مرام و معرفت به او را در زندگی و رفتار وکردار و منش خود بکار می بندد تا بتواند بیاری خدا در مسیر ترسیم شده ایشان برای نیل به اهداف عالیه اسلامی طی طریق نماید.
صلی الله علیک یا مولای یا امیر المومنین و رحمه الله و برکاته


3 ) قرائت مقاله توسط یکی از دانش آموزان پیرامون شخصیت نورای حضرت امیر (ع).
4) اجرای ۲ سرود توسط دانش آموزان دربین برنامه که یکی از این سرودها در وصف حضرت علی (ع) بود.
۵) نصب پلاکارد و تزئین سالن آموزشگاه که از عید فربان اقدام گردید.
۶) برگزاری انتخابات شورای دانش آموزی.
لازم بذکر است قبل از انتخابات امروز بمدت سه روز تبلیغات انتخاباتی دانش آموزان با شور و هیجان خاصی در مدرسه برگزار گردید


ادامه مطلب
[ شنبه چهارم آبان ۱۳۹۲ ] [ 0:14 ] [ رضا امیریان ]

عید سعید غدیر خم بر شیفتگان ولایت امیر المومنین مبارک باد

تابلوی غدیر خم، اثر استاد محمود فرشچیان

[ سه شنبه سی ام مهر ۱۳۹۲ ] [ 15:22 ] [ رضا امیریان ]

فرارسیدن عید سعید قربان مبارکباد

 

[ سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۲ ] [ 15:34 ] [ رضا امیریان ]

نخستین گردهمایی سالانه انجمن اولیاء و مربیان دبیرستان رضوان دوره اول

نخستین گردهمایی سالانه انجمن اولیاء و مربیان رأس ساعت ۳/۳۰دقیقه بعد از ظهر امروز ۹۲/۷/۲۲با حضور اولیای محترم دانش آموزان ومعاونین در محل آموزشگاه آغاز شد. در ابتدا مدیر مدرسه ضمن خیر مقدم و خوش آمدگویی و تبریک فرارسیدن عید سعید قربان بصورت مشروح به فعالیت های انجام شده در عرصه های آموزشی و پرورشی و عمرانی در طول سال تحصیلی ۹۱/۹۲ در آموزشگاه پرداخت و چشم انداز برنامه های سال چاری تحصیلی را ترسیم نمود .


سپس کلیپ PowerPoint از فعالیت های پروژه مهر ۹۲ تقدیم حضارگردید.
معاون آموزشی مدرسه نیز طی سخنانی به مراقبت های والدین از فرزندانشان ، وهمکاری وهمیاری ایشان با مدرسه مطالبی بیان گردید و موضوعات مبتلابه دانش آموزان در سنین راهنمایی وبلوغ مطرح شد و در دو عرصه مهم تعلیم و تربیت راهکارهایی ارایه گردید. همچنین از سوی وی به چند سوال والدین در باره برنامه درسی و ساعات فوق برنامه آتی آموزشگاه پاسخ داده شد.


در پایان با رای جمع حاضر در جلسه که نزدیک به دو سوم کل والدین دانش آموزان بودند ، اعضای اصلی و علی البدل انجمن اولیاء و مربیان آموزشگاه برگزیده شد و با ذکر صلواتی از سوی حضار تأیید گردید.


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۲ ] [ 1:15 ] [ رضا امیریان ]

سالروز شهادت امام محمد باقر تسلیت باد

[ یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ ] [ 16:6 ] [ رضا امیریان ]

روربزرگداشت حافظ شیرازی گرامیباد

[ شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ ] [ 15:53 ] [ رضا امیریان ]

شرکت دانش آموزان دبیرستان رضوان دوره اول در همایش همیاران پلیس۱۶ مهر ۹۲

 

[ چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ ] [ 0:54 ] [ رضا امیریان ]

برگزاری جشن عاطفه ها چهارشنبه۱۰ مهر۹۲

[ چهارشنبه دهم مهر ۱۳۹۲ ] [ 12:13 ] [ رضا امیریان ]

برگزاری آزمون آغازین دروس هدف در مدرسه

[ چهارشنبه دهم مهر ۱۳۹۲ ] [ 10:16 ] [ رضا امیریان ]

برگزاری جشن جوانه ها در مدرسه به روایت تصویر

 

بقیه تصاویر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 15:23 ] [ رضا امیریان ]

نخستین جلسه شورای دبیران دبیرستان رضوان

نخستین جلسه شورای دبیران دبیرستان رضوان دوره اول رأس ساعت ۱۰صبح امروز چهارشنبه ۲۷شهریور ۹۲در اتاق دفتر آموزشگاه برگزارگردید.

در ابتدای جلسه مدیر مدرسه ضمن خیر مقدم به همکاران و آرزوی سلامتی و بهروزی ایشان، سالروز ولادت حضرت امام علی ابن موسی الرضا علیه سلام را تبریک گفت و در ادامه با ارائه جداول وضعیت قبولی دانش آموزان، میانگین  نمرات دروس هدف و رتبه مدرسه در بین مدارس استان و ناحیه را مورد ارزیابی قرار داد و آنگاه معاون مدرسه نیز در باره تنظیم برنامه هفتگی همکاران نکاتی را ارایه داد و برنامه تدریس دبیران تقدیم گردید.در پایان موارد ذیل به تصویب رسید:

۱) در روز جوانه ها برنامه هفتگی دانش آموزان سال هفتم بصورت تایپ شده تقدیم شود.

۲) در روز اول مهر حضور تمامی همکاران  الزامی است، و انشاالله  با قوت و پشتکار در کلاسهای درس تدریس ارایه می شود.

۳) کلاس دوم هوشمند حداکثر تا دهه اول مهر ماه افتتاح میگردد.

۴) همکاران محترم فایل های درسی خود را از سایت آموزشی رشد دانلود کرده تا در صورت آماده نبودن برخی کتب درسی بخصوص سال هفتم،در کلاس هوشمند مطالب درسی ارایه شود وخللی در امر تدریس خاصه هفته اول مهر بوجود نیاید.

۵) برای برگزاری مناسب آزمون آغازین از سوی معاونین تمهیداتی ارایه و آزمون در موعد مقرر برگزار می شود.

۶) در موردبرنامه سالانه مدرسه، اهداف و چشم اندازها و انتظارات، تاکید بر همکاری و مساعی فیمابین گردید.

عکس های دیگر در ادامه مطلب قابل مشاهده است

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 15:12 ] [ رضا امیریان ]

ولادت با سعادت حضرت امام علی ابن موسی الرضا(ع) مبارکباد

 

[ سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 14:52 ] [ رضا امیریان ]

یکصد و ده درس زندگی از سیره عملی حضرت علی علیه السلام

علی علیه السلام از نگاه دانشمندان و نویسندگان

شخصیت ممتاز و ارزنده مولای متقیان اگرچه بیش از سایر نوابغ بشری مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته است ولی باز درباره اش ناگفته های بسیار وجود دارد و بی گمان کلک و زبان نویسندگان و گویندگان از بازگویی برازندگی های شخصیت یگانه صاحب نهج البلاغه همچنان ناتوان و قاصر مانده است. (1)

حاز الفضائل و المناقب کلها انی یحیط بمدحه الاسفار (2)

«او حایز تمام فضایل و منقبت ها شد.کتاب ها کجا می توانند بر مدح و ستایش او احاطه یابند؟» از آن جا که پژوهندگان وادی معرفت درباره اثر گران سنگ و پربهره نهج البلاغه سال های متمادی سخن گفته و قلم رانده اند، درباره ابعاد وجودی و گونه های شخصیتی امام علی علیه السلام نیز کتاب ها و منقبت نامه های بسیار پرداخته اند، به طوری که عبدالفتاح عبدالمقصود، نویسنده صاحب نظر و متفکر مصری، یادآور این نکته است که اگر کتاب های نوشته شده به نام «مناقب علی بن ابیطالب علیه السلام » را در یک محل جمع آوریم، خود کتابخانه ای بسیار مجلل و کم نظیر خواهد شد.

مسلمانان از بدو پاگرفتن اسلام با پیروی از کلام خداوندی که بارها مردمان را به کسب دانش فراخوانده و یا دانشمندان را در مقامی غیر از نادانان قرار داده است، رفته رفته در وادی دانش اندوزی ثابت قدم گشتند و با پیمودن مدارج علمی پایه های عظیم اسلامی را پی ریختند.

امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه در مناسبت های گوناگون مردمان را به فراگرفتن دانش - اگرچه از سوی کافران باشد - دعوت فرموده و بارها با کلمات استوار خود ثابت قدمان عرصه دانش و راسخان در علم را ستوده است:

هلک خزان الاموال و هم احیاء و العلماء باقون ما بقی الدهر، اعیانهم معقودة و امثالهم فی القلوب موجودة » ; (3) گردآورندگان دارایی ها در همان حال که زنده اند، مرده اند و دانشمندان پایدارند تا روزگار پایدار است.جسم های آن ها گم شده اما نقش هایشان بر صفحه دل ها موجود است.

نویسندگان و محققان دانش دوست و پاره ای از افراد از همان دوره زندگانی امام علی علیه السلام شیفته شخصیت دریاسان او شدند و فضایل او را اگرچه دیگران دشمنکام نخواستند، در ضمن سخنان و یا نوشته های خود جاودانه کردند.تا آن جا که با هرچه دور شدن از زمان شهادت حضرت در مسجد کوفه تا این عصر روز به روز بر شمار دوستداران و ارادتمندان وی افزوده می شود.ابوالعینای شاعر گفته است: «اگر من بخواهم فضایل تو را بازگویم چنان است که به هنگام ظهر از روشنی روز خبر دهم که بر هیچ کس پوشیده نیست » . (4)

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا.» (مریم: 96) ; همانا کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، خداوند به زودی برای آنان دوستانی نیکو قرار می دهد. (5)

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نیز می فرمایند: «علی علیه السلام در قول و فعل خود از معصیت به دور است.هر سخنی که گوید و هر کاری که کند با دعوت دینی مطابقت دارد و داناترین مردم به معارف و شرایع اسلام هموست » . (6)

خواجه نصیرالدین توسی، ریاضی دان و فیلسوف بزرگ اسلامی، در کتاب تجرید الاعتقاد از امیرالمؤمنین علیه السلام این چنین یاد می کند:

«علی علیه السلام داناتر از همگان بود.او حدسی نیرومند داشت و همیشه همراه رسول صلی الله علیه وآله بود.بخشش او از همه افزون بود و پس از پیغمبر پارساترین و فرزانه ترین مردم به شمار می آمد.ایمانش بر همه مقدم و سخنش از همه فصیح تر و اندیشه اش از همه محکم تر بود.او سرچشمه فیاضی بود که دانشمندان دانش های خود را به او استناد می دادند» . (7)

فخرالدین رازی، مفسر دانشمند و خبیر اسلامی، که درباره نهج البلاغه شرح ناتمامی هم به او نسبت می دهند، درباره علی علیه السلام چنین اعتقادی دارد: «هر کس در دین پسر ابوطالب را پیشوای خود قرار دهد، همانا رستگار شده است.چون پیامبر درباره اش فرمود: خدایا! علی هرگونه باشد، حق را بر محور وجودش بچرخان » . (8)

در صحیح مسلم آمده است: «دوست داشتن علی علیه السلام نشانه ایمان و دشمن داشتن او نشانه نفاق است » . (9)

احمد بن حنبل شیبانی معروف به «ابن حنبل » می گوید: «درباره هیچ یک از صحابه رسول الله صلی الله علیه وآله به اندازه علی بن ابی طالب علیه السلام فضایل نقل نشده است » . (10)

میخاییل نعیمه، دانشمند مسیحی عرب، معتقد است: «هیچ مورخ و نویسنده ای هر اندازه هم از نبوغ و رادمردی ویژه برخوردار بوده باشد، نمی تواند قیافه کاملی از انسان بزرگی مانند پیشوا علی علیه السلام را در مجموعه ای که دارای هزار صفحه باشد، ترسیم نماید و دورانی پر از رویدادهای بزرگ مانند دوران او را توضیح بدهد» . (11)

جبران خلیل جبران، نویسنده پرشور مسیحی، می گوید: «به عقیده من فرزند ابی طالب نخستین کسی بود از عرب که با روح کلی جهان ارتباط برقرار کرد و با آن هم نشین شد.هر کس شیفته او گشت، شیفتگی او وابسته به فطرت است و هر که به دشمنی او پرداخت، از ابنای جاهلیت است.علی علیه السلام هنوز پیام خود را به طور کامل به سراسر جهان نرسانده بود که به سرای جاوید شتافت.مرگ علی مانند مرگ پیامبران روشن بین بود; همان پیامبرانی که به شهری روی می آوردند و با مردمانی می زیستند که هرگز شایسته آنان نبودند» . (12)

ایلیاپا ولیج، مورخ و خاورشناس روسی، در کتاب «اسلام در ایران » شخصیت امیرالمؤمنین را این گونه تفسیر می کند: «علی علیه السلام پرورده محمد صلی الله علیه وآله و عمیقا به وی و امر اسلام وفادار بود.علی تا سرحد شور و عشق پای بند دین بود.صادق و راستکار زیست و در امور اخلاقی همواره خرده گیر بود.هم سلحشور بود و هم شاعر، و همه صفات لازمه اولیاءالله در وجودش جمع شده بود» . (13)

هنگامی که آراء و نوشته های دانشمندان مسیحی را درباره امیرمؤمنان علیه السلام بررسی می نماییم، بی تردید با دریایی از شگفتی تعبیر روبه رو می شویم. این تعابیر ارزنده، به تصریح اکثریت از صداقت نفس و ارادت خالص آن ها حکایت می کند و این که اندیشمندان معاصر معتقدند که «علی علیه السلام و کتاب او در میان مسلمانان غریب و تنهاست » (14) و یا این که «ما شایستگی شناخت علی علیه السلام را از دست داده ایم و شناخت او را از مغزهای ما برده اند» (15) ، قولی به تمام پذیرفتنی و مطابق با حقیقت تواند بود.

با در نظر آوردن تحقیقات بسیار و کارساز مسلمانان باز باید بر این نکته اذعان کنیم که سهم غیرمسلمانان با انصاف و دانادل در شناخت و شناسانیدن چهره ناب علوی و کتاب ارجمندش اگربیش تر و پرمایه تر از مسلمانان نباشد، بی گمان کم تر از آنان و سایر پژوهندگان نخواهد بود.و در این باره کوشش های جدی و تا حدودی آگاهانه آنان این ادعا را ثابت می کند.

جرج جرداق مسیحی در کتاب بسیار ارزشمند «امام علی علیه السلام، صدای عدالت انسانی » پس از آن که قهرمانی های امام را با قلم توانای خویش توصیف می کند و شمه ای از فضایل او را بازگو می نماید، در خطاب به روزگار می گوید: «آه! ای دنیا! چه می شد اگر قوای خود را جمع می کردی و توانت را برای بار دیگر در یک جا متمرکز می نمودی و در هر عصر و زمان یک نفر مانند علی علیه السلام را که در عقل و خرد و منطق و بیان و حماسه و شجاعت با او همپایه بود، برای بشریت به ارمغان می آوردی!» (16)

من آدمی به لطف تو هرگز ندیده ام این صورت و صفت که تو داری فرشته ای!

نرسیسیان یکی دیگر از فضلای مسیحی معتقد است: «اگر امروزه این خطیب بزرگ بر منبر کوفه پای می نهاد، می دیدید که مسجد کوفه با آن پهناوریش از سران و بزرگان اروپا موج می زد.آنان می آمدند تا روحشان را از دریای بی انتهای دانش او سیراب سازند» . (17)

توماس کارلایل، فیلسوف انگلیسی و صاحب کتاب «الابطال » عاشقانه و دردمندانه از علی علیه السلام یاد می کند: «ما چاره ای نداریم به غیر از آن که علی علیه السلام را دوست داشته باشیم; چه، او جوانمردی بلند قدر و نیک نفس بود.از سرچشمه وجدانش مهر و نیکویی سرازیر می گشت و از دلش شعله های دلاوری و شجاعت زبانه می کشید. در کوفه ناگهان به حیله کشته شد و شدت عدالتش موجب این جنایت گشت; چه او هر کس را چون خودش عادل می پنداشت.هنگامی که درباره قاتلش گفت وگو می شد، گفت: اگر زنده ماندم، خود می دانم با او چه رفتاری پیشه سازم و اگر درگذشتم کار با شماست: اگر خواستید قصاص کنید و ضربت شمشیرش را به ضربتی سزا دهید و اگر توانستید درگذرید! که این به تقوای الهی نزدیک تر است » . (18)

کارلایل این سخن را از نهج البلاغه به عاریت گرفته است; چرا که حضرت در نامه بیست و سوم که در واقع آخرین وصیت نامه او به شمار می رود، درباره پسر ملجم وصیتی نموده که به راستی ابنای بشر را به تعجب وامی دارد.

اگر تمام فرهنگ نامه ها و تاریخ های سرنوشت ساز بشری را با ذره بین تحقیق، سطر به سطر جست وجو کنیم، اگر سرگذشت بزرگان و نوابغ را با تمام جزئیاتش در نظر آوریم، اگر تمام آفریده های ذی شعور الهی را فرد به فرد مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم و اگر همه زندگی نامه های انسان های کامل و بی نقص را صفحه به صفحه ورق بزنیم...بدون ذره ای شک و تردید هرگز نخواهیم توانست سخنانی به اقتدار و عظمت و در عین حال به مظلومیت این وصیت نامه بیابیم! آن هم وصیت نامه ای که از سوی امیر و فرمانروایی نوشته شده و لااقل مقتضای طبیعی مقام و حکومت حکم می کند که لحن آن آمرانه، مقتدرانه و جبارانه باشد: «وصیتی لکم ان لاتشرکوا بالله شیئا و محمد صلی الله علیه و آله.فلا تضیعوا سنته.اقیموا هذین العمودین و اوقدوا هذین المصباحین و خلاکم ذم.انا بالامس صاحبکم والیوم عبرة لکم وغدا مفارقکم.ان ابق فانا ولی دمی و ان افن فالفناء میعادی.و ان اعف فالعفو لی قربة و هو لکم حسنة. فاعفوا "الا تحبون ان یغفرالله لکم".» ; (19) سفارش من به شما این است که برای خداوند شریک قایل نشوید و سنت محمد صلی الله علیه وآله را تباه نسازید.این دو ستون (توحید و نبوت) را به پا دارید تا از هر نکوهشی در امان مانید.من دیروز یار و هم نشین شما بودم و امروز مایه عبرتتان هستم و فردا از شما جدا خواهم بود. اگر - از این ضربت پسر ملجم - جان به سلامت بردم، خودم صاحب خونم هستم و اگر مردم همانا مرگ وعده گاه دیرین من است.اگر وی را ببخشم، این بخشش باعث نزدیکی من به خداست - و اگر شما عفو کنید - برای شما نیکوکاری است.پس از او درگذرید! «آیا دوست ندارید که خداوند نیز شما را بیامرزد!

طه حسین در کتاب سودمند خود از امیرالمؤمنین این چنین یاد می کند: «علی علیه السلام در بازارها قدم می زد و مردم را به تقوا می خواند.روز حساب را به یادها می آورد و در خرید و فروش مراقب اهل بازار بود.او از همه غرور مایه های مقام پرهیز داشت و هرگاه می خواست چیزی برای خود بخرد، جست وجو می کرد تا در میان بازار کسی را یابد که او را نشناسد.چون دوست نداشت فروشنده به خاطر مقام و منصب در حق او رعایتی بکند.علی علیه السلام از خود خشنود نبود، مگربه هنگامی که حق جامعه و مردم را ادا کرده باشد...علی علیه السلام حتی برای یک لحظه هم خدا را فراموش نمی کرد.آری، او هم امام بود و هم معلم » . (20)

خلیل بن احمد فراهیدی، نحودان و واضع علم عروض، دلیل امامت و پیشوایی علی علیه السلام را در بی نیازی او از مردم می داند: «بی نیازی پسر ابوطالب از دیگران و نیاز همه به او دلیل این است که او امام همگان است » . (21)

و اما یکی دیگر از شیفتگان شخصیت والای علوی شبلی شمیل، از پیشتازان مکتب مادیگری است که این چنین زیبا و گزیده به وصف حضرت می پردازد: «الامام علی بن ابیطالب عظیم العظماء، نسخة مفردة لم یرلها الشرق و لاالغرب صورة طبق الاصل، لاقدیما و لاحدیثا» ; امام علی بن ابی طالب، بزرگ بزرگان، یگانه نسخه ای است که خاور و باختر در گذشته و حال، صورتی دیگر از آن که مطابق با اصل باشد، به خود ندیده است. (22)

و شهریار، شاعر پرآوازه معاصر چه زیبا و در خور این گفته شمیل را به زیور نظم آراسته است:

علی علیه السلام است نسخه فردی که شرق و غرب جهان دگر ندید سوادی از او مطابق اصل (23)

در این جا سخن خود را با گفتار محققانه شارح معتزلی، ابن ابی الحدید، کامل می کنیم.وی در مقدمه شرح نهج البلاغه پس از نقل سخنانی درباره نسب و پیشینه امیرالمؤمنین چنین می نویسد: «...اما فضایل آن حضرت به چنان عظمت و اشتهاری رسیده و آن چنان در همه جا منتشر شده است که نمی توان متعرض بیان آن شد...و اینک من چه بگویم درباره بزرگ مردی که دشمنان نتوانستند فضایل او را پوشیده دارند.و تو [خواننده ] می دانی که بنی امیه در خاور و باختر جهان بر پادشاهی چیره شدند و با تمام مکر و نیرنگ در خاموش کردن پرتو علی علیه السلام کوشیدند و بر ضد او تبلیغ کردند و برای او عیب های نکوهیده تراشیدند و بر همه منبرها او را لعن کردند و ستایشگران او را نه تنها تهدید کردند که به زندان افکندند و کشتند و از روایت هر سخن و حدیثی که دربردارنده فضیلتی برای او بود و یا خاطره او را زنده می کرد، جلوگیری نمودند.حتی از نام گذاری کودکان به نام علی ممانعت کردند.و همه این کارها به برتری و علو مقام او افزود و باید گفت نام و یاد علی همانند مشک معطری بود که هر چه آن را می پوشاندند، باز بوی عطرش به مشام می رسید...

و من چه بگویم درباره مردی که یهود و نصارا با آن که نبوت پیغمبر صلی الله علیه وآله را تکذیب می کنند، او را دوست دارند و فلاسفه با آن که با اهل شریعت در ستیزند، او را تعظیم می کنند و پادشاهان روم و فرنگ صورت او را در کلیساها و پرستشگاه های خود در حالی که شمشیر حمایل کرده و برای جنگ دامن به کمر زده است، تصویر می کنند و پادشاهان ترک و دیلم صورت او را بر شمشیرهای خود نقش می زنند.

و من چه بگویم درباره مردی که هر کس دوست دارد با انتسابش به او بر حسن و افتخار خویش بیفزاید، تا آن جا که ارباب فتوت نیز خود را به او منتسب می کنند..» . (24)

آری، بدخواهان و دشمنان علی علیه السلام در طول تاریخ هرگز نتوانستند شعله عشق و خاطره او را از قلب ها و یادها بزدایند; چه، خداوند نخواسته است تا نور خویش به خاموشی گراید: «یریدون ان یطفؤا نور الله بافواههم و یابی الله الا ان یتم نوره و لو کره الکافرون.» (توبه: 33) ; می خواهند نور خدا را با دهان ها - و سخنانشان - خاموش کنند و خداوند نمی پذیرد جز آن که نور خویش را کامل نماید، هر چند مودر پسند کافران نباشد.

پی نوشت ها:

×) شماره خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار از نهج البلاغه دکتر صبحی صالح، چاپ بیروت نقل شده است و در صورت استفاده از نسخه ای دیگر بدان اشاره خواهد شد.

1- علامه طباطبایی در این باره می نویسد: «بحث هایی که درباره شخصیت امیرالمؤمنین علیه السلام انجام گرفته و کتاب هایی که پیروان مذاهب و سایر کنجکاوان در این باره نوشته اند، درباره هیچ یک از شخصیت های تاریخ اتفاق نیفتاده است.» (محمدحسین طباطبایی، شیعه در اسلام، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1351، ص 128)

2- شیخ عباس قمی، فصول العلیه، مؤسسه در راه حق، قم، 1365، ص 73

3- نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 147

4- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، به تحقیق محمدابوالفضل ابراهیم، داراحیاء الکتب العربیه، قاهره، 1385 ه.، ج 1، ص 18

5- لازم به یادآوری است که زمخشری در تفسیر کشاف، میبدی در کشف الاسرار و طبرسی در مجمع البیان، شان نزول این آیه را درباره علی علیه السلام می دانند.

6- محمدحسین طباطبایی، شیعه در اسلام، ص 5

7- محمد مقیمی، فاتح خیبر، مؤسسه مطبوعاتی معراج، تهران 1349، 101

8- فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، دارالفکر عربی، بیروت، 1405 ه.ج 1، ص 211

9 و 10- سیدمحمد تیجانی، آنگاه...هدایت شدم، ترجمه محمدجواد مهری، قم، 1372، ص 193 (به نقل از: صحیح مسلم، ج 1، ص 48) /ص 232

11- محمدتقی جعفری، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1358، ج 1، ص 174

12- جمعی از دبیران، حساس ترین فراز تاریخ، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1362، ص 296

13- محمدتقی جعفری، پیشین، ج 1، ص 176

14- مرتضی مطهری، سیری در نهج البلاغه، دفتر انتشارات اسلامی، قم 1361، ص 22

15- علی شریعتی، فلسفه نیایش، نشر امت، تهران، 1365، ص 87

16- جرج جرداق، الامام علی علیه السلام، صوت العدالة الانسانیه، دارالکفر عربی، بیروت، ج 1، ص 49

17 و 18- حساس ترین فراز تاریخ، ص 300/ص 294

19- نهج البلاغه، نامه 23

20 و 21- حساس ترین فراز تاریخ، ص 298/ص 282

22- محمدرضا حکیمی، ادبیات و تعهد در اسلام، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1373، ص 250

23- کلیات دیوان شهریار، انتشارات زرین و نگاه، تهران 1366، ج 2، ص 1050

24- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 1، صص 16- 27

[ جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 16:32 ] [ رضا امیریان ]

نصب تابلوی جدید آموزشگاه

 

 

 

 

 

[ جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 16:4 ] [ رضا امیریان ]
 خبر آرشیوی: 18 خرداد 87
شگفتي آسمان از رفتار امت محمد(ص) با فاطمه (س)
 
 
ابتداى خلقتم چشم انتظار آمدنت بودم. خدا مرا كه مى آفريد و زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر را، اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز به طفيلى آفرينش پنج تن است كه محور آن پنج تن، زهراست.

يا مَلائِكَتى وَ سُكّانَ سَماواتى اعْلَمُوا اَنّى ما خَلَقْتَ سَماءً مَبْنيّه وَ لا اَرْضاً مَدْحيّه وَ لا قَمَراً مُنيراً وَ لا شَمْساً مُضيئه وَ لا فلكاً يَدُور وَ لا بَحْراً يَجْرى وَ لا فَلَكاً يَسْرى اَلّا فى مَحَبّة هوُلاءِ الْخَمْسه.

اگر به خاطر اينها نبود، من دست به كار خلقت نمى شدم، آفرينش را رقم نمى زدم، بر اندام عدم لباس هستى نمى پوشاندم.

اگر به خاطر اين پنج تن نبود، آفرينش به تكوينش نمى ارزيد.

اين پنج تن عبارتند از فاطمه و پدر او، فاطمه و شوى او و فاطمه و پسران او.

نه تنها من آسمان، كه خورشيد و ماه نيز، كه ستارگان و افلاك نيز، كه بر و بحر نيز چشم انتظار آمدنت بودند.

همه غرق اين سؤال و مات اين كنجكاوى بوديم كه اين فاطمه كيست كه اينقدر عزيز خداوند است و حتى حساب و كتاب خدواند بسته به شاهين محبت و رضايت اوست. و قتى آدم از بهشت قرب رانده شد و به زمين فراق هبوط كرد، شما تنها وسيله نجات او شديد و نامهاى شما، اسماء حسناى سوگندنامه او. و ما بيش از پيش قدر منزلت شما را در پيش خداوند دريافتيم و به همان ميزان متحيرتر و مبهوت تر شديم در شكوه و عظمت وجود شما. و قتى نوح در پس آن و انفساى طوفان و سيل، با استعانت از نام شما بر خشكى فرود آمد همه يكصدا گفتيم رازى است به سنگينى خلقت و رمزى به پيچيدگى آفرينش در اين نامهاى مبارك، اما چه راز و رمزى؟!

اين انتظار، قرن به قرن، سال به سال، ماه به ماه، روز به روز و لحظه به لحظه گسترش يافت و در بستر آن، سوالى غريب شروع به رشد و نمو كرد تا آنجا كه اين سئوال و انتظار پا به پاى هم، دست به كار سوزاندن جان و مچاله كردن دل شدند.

سؤال اين بود كه:

اين فاطمه با اين شخصيت، با اين عظمت، با اين جلال و جبروت، با اين قرب و منزلت وقتى پا به عرصه زمين بگذارد، چه خواهد شد؟ چه طوفانى به وقوع خواهد پيوست، چه معجزه اى رخ خواهد شد؟ چه طوفانى به وقوع خواهد پيوست، چه معجزه اى رخ خواهد داد و خلايق او چگونه برخورد خواهند كرد؟!

مساله، مساله كوچكى نبود، خلايق هميشه بر روى زمين به دنبال خدايى ملموس و محسوس مى گشتند، بت را نه به اين دليل مى ساختند و مى پرستيدند كه او را خدا مى دانستند، بت را مى خواستند به عنوان جلوه اى محسوس از خدا بر روى زمين، بت ها را به عنوان شفعائى در نزد خدا تصور مى كردند. آنها را واسطه ميان خود و خدا مى پنداشتند.

به بت مى گفتند آنچه را كه از خدا مى خواستند، طلب باران، طلب بخشش، طلب وسعت، طلب... مى خواستند مجرايى باشد كه همه خواسته ها و طلب ها، از آن طريق مطمئن، به سوى خدا صعود كند.

بت ها تجسم كاذب اين نياز بودند و خدا مى خواست كسانى را به زمين هديه كند كه تجسم صادق اين درخواست باشند. محبوبى ملموس و محسوس باشند، دستگير مردم باشند براى رفتن به سوى او و خلاصه، چيزى باشند ميان مردم و خدا، برتر از مردم، پايين تر از خدا. و تو اى فاطمه و پدر و شوى و فرزندان تو چنين بوديد. و َ لَها جَلالٌ لَيْسَ فَوْقَ جَلالُها اِلّا جَلالُ اللَّه جَلَّ جَلالُه وَ لَها نَوالٌ لَيْسَ فَوْقَ نَوالِها اِلّا نَوالُ اللَّهَ عَمَّ نَواله.

فاطمه را جلال و جبروت و عظمتى است كه برتر از او هيچ جلالى نيست مگر جلال خداوند جل جلاله و هم او را بخشش و عطا و كرمى است كه بتر از او هيچ نوال و كرامتى نيست مگر نوال خداوند، عم نواله.

پس ما حق داشتيم چشم انتظار آمدن شما و كنجكاو كيفيت برخورد مردم با شما باشيم. و قتى پدرت زمين را به تولد خود مزين كرد، من از ميان تمام خلايق، نگاه و چشم توجهم فقط به او شد.

هرگاه آفتاب، جسم لطيفش را مى آزرد، ابرى را سايبان او مى ساختم. هر گاه سرما آزارش مى داد، شعله خورشيد را زياد مى كردم ، اگر شبانه راه مى پيمود، دامن مهتاب را پيش رويش مى گستردم و فانوس ستاره را نزديكتر مى بردم كه مبادا سنگى پاى رسالتش را بيازارد.

اما... اما من يكى كه در خود شكستم وقتى ديدم با او به قدر او رفتار نمى شود، و نه به منزلت او كه حتى به شان يك انسان عادى و معمولى هم با او برخورد نمى شود. انسان معمولى تمسخر نمى گردد، متهم به جنون نمى شود، با او كينه و عداوت و دشمنى نمى ورزند، اما با او كردند.

او را ساحر و مجنون خواندند، با او دشمنى ورزيدند، با ا و جنگيدند، بر سر او خاكستر كينه ريختند. پيشانى اش را آزردند. داندانش را شكستند، محصور شعب ابى طالبش كردند و... و من... من آسمان، من بى جان، من سايه بان، من ديده بان، خون دل مى خوردم و در خود مچاله مى شدم، وقتى كه مى ديدم با مقصود خلقت، با مخاطب «لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْاَفْلاك»، با رمز «انّى اَعْلَمُ مالا تَعْلَمُون»، با آدم تمام، با انسان كامل، با عقل كل، اينچنين جاهلانه و كافرانه بر خورد مى شود. و ... بعد از او با تو، دردانه خداوند.

من تصور مى كردم وقتى شما بيائيد، خلايق شما را بر سر دست خواهند گرفت، بر روى چشم خواهند گذاشت، دلهايشان را منزل محبت شما خواهند كرد، بر سايه تان سجود خواهند برد، از بوى حضور شما مست خواهند شد، خاك پايتان را توتياى چشم خواهند كرد، كمر خواهند بست به خدمت شما، چشم خواهند دوخت به لب هاى شما تا فرمان را نيامده بر چشم بگذارند و خواسته را نگفته اجابت كنند.همه مقيم كوى شما خواهند شد و دنبال وسيله براى تقرب خواهند گشت.

من كه ديده بودم يك نفر با خاك پاى ماديان جبرئيل، دست در كار خلقت برد، خيال مى كردم خلايق از گرد پاى شما بال خواهند ساخت، از من خواهند گذشت و به معراج خواهند رفت.

چه سفيه بودند اين خلايق، چه نادان بودند اين مردم! چه مى خواستند كه در محضر شما نمى يافتند؟! چه مى جستند كه در شما پيدا نمى كردند؟! دنيا مى خواستند شما بوديد، آخرت مى خواستند شما بوديد، معرفت مى خواستند شما بوديد. علم مى خواستند شما بوديد، معرفت مى خواستند شما بوديد، بهشت مى خواستند شما بوديد، حتى اگر مال و منال و شهرت و قدرت مى خواستند، باز مخزن و گنجينه اش در دست شما بود.

چرا جفا كردند؟! چرا سر برتافتند؟! چرا عصيان كردند؟ به كجا مى خواستند بروند؟! چه مى شد اگر ابوجهل و ابولهب و... هم، راه ابوذر را مى رفتند؟! من و كل كائنات، موظف شديم ، سلمان را به خاطر ارادتش به شما خدمت كنيم. گرامى بداريم، عزيز بشمريم، چه مى شد اگر بقيه هم پا جاى پاى سلمان مى گذاشتند. پا جاى پاى سلمان نگذاشتند، ولى چرا دشمنى كردند؟ چرا كينه ورزيدند، چرا رذالت كردند؟ من كه از ابتداى خلقت، عشقم به اين بود كه آسمان مدينه بشوم، گاهى از شدت خشم به خود مى لرزيدم، صداى سايش دندانهايم را اگر گوش هوشى بود، به يقين مى شنيد، گاهى تاسف مى خوردم، گاهى حسرت مى كشيدم، گاهى گريه مى كردم، گاهى كبود مى شدم، گاهى اشك مى ريختم، گاهى ضجه مى زدم، گاهى خون مى خوردم و گاهى خود را ملامت مى كردم، من از كجا مى دانستم كه بايد شاهد اينهمه مصيبت باشم؟!

من سوختم وقتى در خانه خدا، در خانه قرآن، در خانه نجات، در خانه تو به آتش كشيده شد.

من در خود شكستم وقتى در بر پهلوى تو شكسته شد. وقتى تو فضه را صدا زدى، انسانيت از جنين هستى سقوط كرد. خون جلوى چشمان مرا گرفت وقتى گل ميخ هاى در، از سينه تو خونين و شرم آگين درآمد.

من از خشم كبود شدم وقتى تازيانه بر بازوى تو فرود آمد.من معطل و بى فلسفه ماندم وقتى زمين ملك تو غصب شد.

اشك در چشمان من حلقه زد وقتى سيلى با صورت تو آشنا شد.

من به بن بست رسيدم وقتى اهانت و توهين به خانه تو راه يافت. و ... بند دلم و رشته اميدم پاره شد وقتى آوند حيات تو قطع شد.

ديشب كه على تو را غسل مى داد، وقتى اشك هاى جانسوز او را ديدم، وقتى ضجه هاى حسن و حسين را شنيدم، وقتى مو پريشان كردن و صورت خراشيدن زينب و ام كلثوم را ديدم، ديگر تاب نياوردم، نه من، كه كائنات بى تاب شد و چيزى نمانده بود كه من فرو بريزم و زمين از هم بپاشد و كائنات سقوط كند.

تنها يك چيز، آفرينش را بر جا نگاه داشت، و آن تكيه على بود بر عمود خيمه، ستون خانه تو.

على سرش را گذاشته بود بر ديوار خانه تو و زار زار مى گريست.

اين اگر چه اوج بى تابى على بود اما به آفرينش، آرامش بخشيد و كائنات را استقرار داد.

چه شبى بود ديشب! سنگينى بار مصيبت ديشب تا آخرين لحظه حيات، بر پشت من سنگينى مى كند. همچنانكه اين قهر بزرگوارانه تو كمر تاريخ را مى شكند.

از على خواستى- مظلومانه و متواضعانه- كه ترا شبانه دفن كند و مقبره ات را از چشم همگان مخفى بدارد.

مى خواستى به دشمنانت بگويى دود اين آتش ظلمى كه شما برافروخته ايد، نه فقط به چشم شما كه به چشم تاريخ مى رود و انسانيت، تا روز حشر از مزار دردانه خدا، محروم مى ماند. چه سند مظلوميت جاودانه اى! و چه انتقام كريمانه اى!

دل من به راستى خنك شد وقتى كه صبح، دشمنان تو با چهل قبر مشابه در بقيع مواجه شدند و نتوانستند بفهمند كه مدفن دختر پيامبر كجاست.

من شاهد بودم كه در زمان حياتت آمدند براى دغلكارى و نيرنگ بازى، اما تو مجال ندادى و آنها باقى مكر و سياست را گذاشته بودند براى بعد از وفات و تو آن نقشه را هم نقش بر آب كردى.

اما هميشه خشك و تر با هم مى سوزند، مومنان و مريدان آينده ات نيز اشك حسرت خواهند ريخت، گم كرده خواهند داشت و در فراق مزار تو خواهند گداخت.

چهل قبر مشابه! چهل قبر همسان! و انسانها بعضى واله و سرگشته، برخى متعجب و حيران، عده اى مغبون و شكست خورده، گروهى از خشم و غضب، كف به لب آورده و معدودى از خواب پريده و هشيار شده.

يكي گفت:
- نشد، اينطور نمى شود، نبش قبر خواهيم كرد، همه قبرها را خواهيم شكافت، جنازه دختر پيامبر را پيدا خواهيم كرد، بر او نماز خواهيم خواند و دوباره... خبر به على رسيد. همان على كه تو گاهى از حلم و سكوت و صبورى اش در شگفت و گاهى گلايه مند مى شدى ، از جا برخاست، همان قباى زرد رزمش را بر تن كرد، همان پيشانى بند جهاد را بر پيشانى بست، شمشيرى را كه به مصلحت در غلاف فشرده بود، بيرون كشيد و به سمت بقيع راه افتاد.

تو به يقين ديدى و بر خود باليدى اما كاش بر روى زمين بودى و مى ديدى كه چگونه زمين از صلابت گامهاى على مى لرزد. و قتى به بقيع رسيد، بر بالاى بلندى ايستاد- صورتش از خشم، گداخته و رگهاى گردنش متورم شده بود- فرياد كشيد:

- واى اگر دست كسى به اين قبرها بخورد، همه تان را از لب تيغ خواهم گذارند.

او گفت:

- اى ابوالحسين بخدا نبش قبر خواهيم كرد و بر جنازه فاطمه نماز خواهيم خواند. على از بلندى حلم فرود آمد، دست در كمربند او برد، او را از جا كند و بر زمين افكند، پا بر سينه اش نهاد و گفت:

- يا بن السوداء! اگر ديدى از حقم صرف نظر كردم، از مثل تو نترسيدم، ترسيدم كه مردم از اصل دين برگردند، مامور به سكوت بودم ، اما در مورد قبر و وصيت فاطمه نه، سكوت نمى كنم، قسم بخدايى كه جان على در دست اوست، اگر دستى به سوى قبرها دراز شود، آن دست به بدن باز نخواهد گشت، زمين را از خونتان رنگين مى كنم.

او به التماس افتاد و ديگري گفت:

اى ابوالحسن ترا به حق خدا و پيامبرش از او دست بردار، ما كارى كه تو نپسندى نمى كنيم.

على، شوى باصلابت تو رهايشان كرد و آنها سر افكنده به لانه هايشان برگشتند و كودكانى كه در آنجا بودند چيزهايى را فهميدند كه پيش از آن نمى دانستند... راستى اين صدا، صداى پاى على است. آرام و متين اما خسته و غمگين. از اين پس على فقط در محمل شب با تو راز و نياز مى كند.

من لب ببندم از سخن گفتن تا على بال بگشايد بر روى مزار تو.

اين تو و اين على و اين نگاه هميشه مشتاق من...
 
[ پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 22:50 ] [ رضا امیریان ]

 بررسی افسانه جزیره خضراء

تاریخ جهان اسلام و عقاید و افکاری که در بستر آن ظهور و بروز کرده، اقیانوسی متلاطم و بی‏کران و عرصه‏ای بسیار گسترده است . حرکت در امواج متلاطم و بعضاً ظلمانی این اقیانوس، نیازمند وسیله‏ای مطمئن و راهنمایی، دریادیده است. در غیر این صورت، در شب تاریک دریا و امواج سهمگین آن، نمی‏توان راهی به ساحل نجات یافت .

عقاید، اخبار و احادیثی که در بستر این فرهنگ نیازمند بررسی و نقد هستند، کم نیستند. فقهای اسلام از عصر غیبت تاکنون سعی بر حراست اخبار و احادیث از نفوذ خطاها، تحریف‏ها و انحرافات داشته‏اند. اگر زحمات آن بزرگواران نبود، سرنوشت اسلام و تشیع دستخوش مخاطرات عظیم فکری می‏گشت و راه کشف حقیقت‏ بر همگان مسدود می‏شد .

از جمله داستان‏هایی که تحت تاثیر حوادث زمان خود شکل گرفته و پس از مقداری تحریف، تطبیقی بی‏جا در مورد آن صورت گرفته، و در برخی مجامع روایی شیعه نفوذ کرده است، داستانی ‏ به نام «جزیره‏ی خضراء» است. از آن جا که در دو دهه‏ی گذشته با قلم فرسایی برخی افراد بی‏اطلاع از تاریخ، این داستان منتشر شده و به علاوه، در تکلفی ناشیانه، آن را بر "مثلث ‏برمودا" تطبیق کرده‏اند، لازم شد در اطراف این واقعه، کنکاش بیشتری صورت گیرد تا اذهان ارادتمندان به حضرت ولی عصر (عج) از این گونه خطاها پیراسته شود. (1)

خلاصه‏ی داستان

مرحوم علامه مجلسی‏(ره) در بحارالانوار، ج 52، ص 159 می‏نویسند:

رساله‏ای یافتم مشهور به داستان جزیره‏ی خضراء ... و چون آن را در کتاب‏های روایی ندیدم، عین آن را در فصل جداگانه‏ای آوردم .

یابنده‏ی آن متن می‏گوید: در آن متن چنین آمده است:

من (فضل بن یحیی کوفی) در سال 699 ه.ق در کربلا از دو نفر، داستانی شنیدم . آنها داستان را، از زین الدین علی بن فاضل مازندرانی، نقل می‏کردند. داستان مربوط به جزیره‏ خضرا در دریای سفید بود. مشتاق شدم داستان را از خود علی بن فاضل بشنوم. به همین دلیل به حلّه رفتم و در خانه‏ سید فخرالدین، با علی بن فاضل ملاقات کردم و اصل داستان را جویا شدم .

او داستان را در حضور عده‏ای از دانشمندان حلّه و نواحی آن چنین بازگو کرد: سال‏ها در دمشق نزد شیخ عبدالرحیم حنفی و شیخ زین الدین علی مغربی اندلسی تحصیل می‏کردم . روزی شیخ مغربی عزم سفر به مصر کرد. من و عده‏ای از شاگردان با او همراه شدیم . به قاهره رسیدیم . استاد مدتی در الازهر به تدریس پرداخت، تا این‏که نامه‏ای از اندلس آمد که خبر از بیماری پدر استاد می‏داد. استاد عزم اندلس کرد. من و برخی از شاگردان با او همراه شدیم .

به اولین قریه اندلس که رسیدیم، من بیمار شدم. به ناچار، استاد مرا به خطیب آن قریه سپرد و خود به سفر ادامه داد .

سه روز بیمار بودم، پس از آن، روزی در اطراف ده قدم می‏زدم که کاروانی از طرف کوه‏های ساحل دریای غربی وارد شدند و با خود پشم و روغن و کالاهای دیگر داشتند. پرسیدم: از کجا می‏آیند؟ گفتند: از دهی از سرزمین بربرها می‏آیند که نزدیک جزایر رافضیان است .

هنگامی که نام رافضیان را شنیدم، مشتاق زیارت آنان شدم. تا محل آنان، 25 روز راه بود که دو روز بی‏ آب و آبادی و بقیه راه آباد بود، حرکت کردم و به سرزمین آباد رسیدم. به جزیره‏ای رسیدم با دیوارهای بلند و برج‏های مستحکم که بر ساحل دریا قرار داشت. مردم آن جزیره، شیعه بودند و اذان و نماز آن‏ها مانند شیعیان بود .

آنان از من پذیرایی کردند. پرسیدم: غذای شما از کجا تامین می‏شود؟ گفتند: از جزیره‏ خضراء در دریای سفید که جزایر فرزندان امام زمان (عج) است که سالی دو مرتبه، برای ما غذا می‏آورند.

منتظر شدم تا کاروان کشتی‏ها از جزیره‏ خضراء رسید. فرمانده‏ آن، پیرمردی بود که مرا می‏شناخت و اسم من و پدرم را نیز می‏دانست  او مرا با خود به جزیره‏ خضراء برد.

شانزده روز که گذشت، آب سفیدی در اطراف کشتی دیدم و علت آن را پرسیدم. شیخ گفت: این دریای سفید است و آن جزیره‏ی خضراء . این آب‏های سفید، اطراف جزیره را گرفته است و هرگاه کشتی دشمنان ما وارد آن شود، غرق می‏گردد. وارد جزیره شدیم. شهر دارای قلعه‏ها و برج‏های زیاد و هفت ‏حصار بود. خانه‏های آن از سنگ مرمر روشن بود ... .

در مسجد جزیره با سید شمس الدین محمد که عالم آن جزیره بود، ملاقات کردم. او مرا در مسجد جای داد. آنان نماز جمعه می‏خواندند (واجب می‏دانستند) از سید شمس الدین پرسیدم: آیا امام حاضر است؟ گفت: نه، ولی من نایب خاص او هستم. به او گفتم: امام را دیده‏ای؟ گفت: نه، ولی پدرم، صدای او را شنیده و جدّم، او را دیده است .

سید مرا به اطراف برد. در آنجا کوهی مرتفع بود که قبه‏ای در آن وجود داشت و دو خادم در آنجا بودند . سید گفت: من هر صبح جمعه آنجا می‏روم و امام زمان را زیارت می‏کنم و در آنجا ورقه‏ای می‏یابم که مسایل مورد نیاز در آن نوشته شده است .

من نیز به آن کوه رفتم و خادمان قبه از من پذیرایی کردند ... در مورد دیدن امام زمان (عج) از آنان پرسیدم، گفتند: غیر ممکن است .

درباره‏ سید شمس الدین از شیخ محمد (که با او به خضراء آمدم) پرسیدم. گفت: او از فرزندان فرزندان امام است و بین او و امام، پنج واسطه است .

با سید شمس الدین، گفت و گوی بسیار کردم و قرآن را نزد او خواندم. از او درباره‏ ارتباط آیات و این ‏که برخی آیات، با قبل بی ارتباط هستند، پرسیدم . پاسخ داد: ... مسلمانان پس از رسول خدا و به دستور خلفا، قرآن را جمع‏آوری کردند. از همین رو، آیاتی که در مذمت ‏خلفا بود، از آن ساقط کردند. از همین جهت، آیات را نامربوط می‏بینی، ولی قرآن علی علیه السلام که نزد صاحب الامر(عج) است، از هر نقصی مبراست و همه چیز در آن آمده است .

در جمعه‏ دومی که در آن جا بودم، پس از نماز، سر و صدای بسیار زیادی از بیرون مسجد شنیده شد . پرسیدم: این صداها چیست؟ سید پاسخ داد: فرماندهان ارتش ما هر دو جمعه‏ میانی ماه، سوار می‏شوند و منتظر فرج هستند. پس از این‏ که آنان را در بیرون مسجد دیدم، سید گفت: آیا آنان را شمارش کردی؟ گفتم: نه. گفت: آنان سیصد نفرند و سیزده نفر باقی مانده‏اند.

از سید پرسیدم: علمای ما احادیثی نقل می‏کنند که هر کس پس از غیبت ادعا کند مرا دیده است، دروغ می‏گوید. حال چگونه است که برخی از شما، او را می‏بینید؟

سید گفت: درست می‏گویی، ولی این حدیث مربوط به زمانی است که دشمنان آن حضرت و فرعون‏های بنی العباس فراوان بودند، اما اکنون که این چنین نیست و سرزمین ما از آنان دور است، دیدار آن حضرت ممکن است .

سید شمس الدین ادعا کرد که: تو نیز امام زمان(عج) را دو مرتبه دیده‏ای، ولی نشناخته‏ای. هم ‏چنین گفت که آن حضرت، خمس را بر شیعیان خود مباح کرده است و آن حضرت هر سال حج می‏گزارد و پدرانش را در مدینه، عراق و طوس زیارت می‏کند .

این خلاصه‏ای از داستان بود. البته کسانی که خواهان اطلاع دقیق‏تری هستند، می‏توانند داستان را در بحارالانوار یا منابع دیگر مطالعه کنند .

بررسی داستان از نظر سند

از مهم‏ترین موضوعات در بررسی سند یک خبر، منابعی است که آن خبر را ذکر کرده‏اند. بدیهی است هر قدر، منابع یک خبر به عصر صدور و حدوث آن نزدیک‏تر باشد، آن خبر اعتبار بیشتری خواهد داشت . در مورد داستان جزیره‏ خضراء چنان ‏که در اصل داستان آمده، راوی خبر آن را در سال 699 ه.ق از علی بن فاضل در شهر حله شنیده است .

در آن زمان، «حلّه‏» شهری آباد بین بغداد و کوفه بوده و چون کوفه و نجف در آن زمان، مرکز حوزه‏ علمی شیعه بوده، طبیعتاً خبرها، به ویژه خبرهای مهمی که به مسایل عقیدتی و کلامی و فقهی شیعه مربوط می‏شده است، با اهمیت تلقی می‏شده و در آثار و نوشته‏های آنان منعکس می‏گشته است . ولی علی‌رغم اشتمال این داستان بر مطالب مهم و مطرح شدن آن در سامرا و حلّه و طبیعتاً نجف، در هیچ یک از آثار مکتوب آن زمان (یعنی از سال 699 تا 1019 ه.ق) که به دست ما رسیده است، این خبر انعکاس نیافته است .

اشتهار این داستان از آغاز هزاره‏ دوم به ویژه در زمان علامه مجلسی‏(ره) و ذکر آن در کتاب بحارالانوار است. قبل از علامه، قاضی نور الله شوشتری (م 1019) این حکایت را در کتاب مجالس المؤمنین آورده است. البته قاضی نورالله در مجالس المؤمنین ادعا کرده که شهید ثانی در برخی از امالی خود، این داستان را ذکر کرده است، ولی ایشان هیچ مدرکی در این باره به دست نمی‏دهد. علاوه بر این ‏که علامه مجلسی همه‏ آثار شهید را در اختیار داشته است. (2) در عین حال، در آغاز نقل داستان جزیره‏ خضراء می‏گوید: «این داستان را در کتاب‏های معتبر ندیدم.‏» بدیهی است اگر علامه مجلسی این خبر را در کتب شهید دیده بود، آن را در بخش نوادر کتاب ذکر نمی‏کرد و به جای انتساب آن به شخص مجهول، آن را به شهید مستند می‏کرد .

 

مجهول بودن راوی و استنساخ کننده‏ نسخه‏ مکتوب داستان

علما و فقهای اسلام در پذیرش یک کتاب یا نوشته و انتساب آن به نویسنده، صرفاً به ادعاها توجه نمی‏کنند، بلکه وقتی یک کتاب را از نظر انتساب به نویسنده زمانی معتبر می‏دانند که آن کتاب از طریق سلسله‏ اجازات برای آنان نقل شده باشد. از همین رو، شاگردان یک مؤلف یا راوی با اجازه از شیخ و استاد خود، مطالب را نقل کرده و آنان نیز این اجازه‏ها را به طبقه‏ بعد از خود منتقل می‏کردند.

در زمان‏های گذشته و قبل از عصر رواج چاپ، آن چه موجب اعتماد به نسخه‏های مکتوب خطی می‏شد، اجازه‏ای بود که مؤلف با واسطه یا بدون آن، به افراد شناخته شده می‏داد. برای نمونه، مرحوم مجلسی در مجلدات آخر کتاب بحارالانوار به ذکر اجازه‏های خود برای نقل از کتاب‏ها می‏پردازد و بدین ترتیب، نقل خود از کتاب‏های آنان را مستند می‏سازد .

ولی نوشته‏ جزیره‏ خضراء اولا؛ هیچ ارتباط مستندی با نویسنده‏ی آن ندارد. و هیچ مدرکی که صحت انتساب نوشته را به علی طیبی نشان دهد، وجود ندارد. ثانیا؛ یابنده‏ نسخه و (کسی که می‏گوید من جزوه را به خط فضل بن علی طیبی کوفی یافتم و آن را استنساخ کردم)، معلوم نیست چه کسی است تا بتوان نسبت ‏به وثاقت ‏یا عدم وثاقت او ابراز نظر کرد. ثالثا؛ یابنده‏ مجهول نوشته‏ فضل بن علی طیبی، معلوم نیست از کجا تشخیص داده است که نوشته‏ مزبور خط فضل بن علی است. ناچار باید گفت: چون در خود نوشته، توسط نویسنده به این مطلب اقرار شده است، یابنده، نسخه آن را به همان اسم نسبت داده است. ولی باید توجه داشت چنین انتساب‏هایی، ارزش علمی ندارد و چنان ‏که قبلا نیز گفته شد، نوشته‏ای را می‏توان مستند قرار داد و بدان استدلال کرد که دارای سلسله سند موثق به نویسنده‏ کتاب باشد، وگرنه هر کس نوشته‏ای می‏نوشت (چنان ‏که برخی نوشتند و وارد اخبار کردند) و آن را به شخص مورد وثوقی نسبت می‏داد، مثلا می‏گفت این نوشته‏ی زرارة بن اعین یا محمد بن ابی عمیر و ... می‏باشد .

 

بررسی شخصیت‏های داستان

نام چند نفر در آغاز داستان آمده است که به جز یک نفر که همان فضل بن علی باشد، هیچ ‏کدام شناخته شده نیستند و به گفته‏های آنان نمی‏توان استناد کرد .

علی بن فاضل که شاهد اصلی ماجرا و مدعی رفتن به جزیره‏ خضرا و ... است، جز به همین خبر شناخته شده نیست و رجالیون هیچ ذکری از او به میان نیاورده‏اند، با آن که شخصیت‏هایی چون علامه حلّی و ابن داود (صاحب کتاب رجال ابن داود که تالیف کتابش در سال 707 ه.ق به پایان رسیده است) که معاصر و یا نزدیک به زمان نقل داستان بوده‏اند، هیچ نامی از علی بن فاضل به میان نیاورده‏اند، حال آن که خبر جنجالی او که علاوه بر جنبه‏های حساس کلامی، دارای ابعاد فقهی نیز هست، طبیعتاً می‏بایستی انعکاس گسترده‏ای در محافل علمی و دینی آن زمان داشته باشد .

خلاصه‏ سخن این‏ که، این خبر از نظر سند نه تنها ضعیف است، بلکه باید گفت فاقد استناد است و به جز اشتهار در کتب متاخرین به ویژه پس از علامه مجلسی هیچ مستند دیگری ندارد. بدیهی است که چنین نقل‏هایی موجب ارزش و اعتبار خبر نمی‏شود .

 

شخصیت فضل بن یحیی علی طیبی کوفی

مجدالدین فضل بن یحیی بن علی بن المظفر بن الطیبی به واسطه‏ اجازه‏ صاحب کشف الغمة (عیسی بن ابی الفتح اربلی) از رجال موثق شمرده می‏شود،(3) ولی نکته‏ مهم در این مقام، آن است که از کجا معلوم است فضل بن یحیی که در داستان جزیره‏ خضراء به او منسوب است، همان فضل بن یحیی بن المظفر باشد؟ علاوه بر این ‏که، راوی کتاب (کسی که کتاب را برای ما نقل کرده) نیز شخصی مجهول و ناشناخته است. هم ‏چنین شخصی که فضل بن یحیی از او نقل می‏کنند (علی بن فاضل) نیز ناشناخته است .

گرچه بررسی این خبر از نظر سند، ابعاد دیگری نیز دارد، ولی به جهت رعایت اختصار به همین مقدار، بسنده می‏کنیم . 

بررسی داستان از نظر متن و محتوا

1- دلالت قصه بر تحریف قرآناز جمله مطالبی که در ضمن گفت‏وگوی علی بن فاضل (مجهول) با شمس الدین (مجهول) آمده است، تصریح به تحریف قرآن است. یعنی کسی که این داستان را بپذیرد، بایستی با یک خبر که مجهول الراوی و نهایتاً خبر واحد است، قایل به تحریف قرآن باشد، حال آن که نقل قرآن، متواتر است و نص قرآن نیز به حفظ آن از هرگونه تحریف، تصریح دارد.(4) مگر آن که کسی مسلک اخباریون را داشته باشد، که با یک سری اخبار ضعیف و بی‏اعتبار همچون حدیث مذکور، مهم‏ترین سند اسلام و متقن‏ترین آن را تحریف شده بداند که این نهایت ‏بی‏فکری و کم خردی و دوری از عقل و منطق است .

آری، شمس الدین مذکور در قصه، به صراحت می‏گوید که قرآن جمع‏آوری شده در زمان خلفا، تحریف شده است .

و جمعوا هذا القرآن و اسقطوا ما کان فیه من المثالب التی صدر منهم بعد وفاة سید المرسلین صلی الله علیه و آله فلهذا تری الآیات غیر مرتبطة . (5)

چگونه می‏توان قرآن متواتر و تضمین شده را که همه‏ ائمه علیهم السلام به آن استناد می‏کردند، با چنین اخباری زیر سؤال برد؟! و آیا کسانی که چنین مجعولاتی را رواج می‏دهند، به توابع آن توجه دارند؟!

2- راوی مجهول این خبر (علی بن فاضل) که با نسبت مازندرانی از او یاد می‏شود در ضمن داستان، خود را عراقی الاصل معرفی می‏کند. گرچه محتمل است که اشتهار یک نفر در انتساب به شهر یا منطقه‏ای با اصالت او متفاوت باشد، ولی به نظر می‏رسد سازنده‏ این داستان، دچار اندکی کم حافظه‏گی شده است که یک بار، او را به نام مازندرانی و بار دیگر، عراقی الاصل معرفی می‏کنند .

3- در متن داستان آمده است:

هذا هو البحر الابیض و تلک الجزیرة الخضراء و هذا الماء مستدیر حولها مثل السور من ای الجهات اتیته و جدته و بحکمة الله ان مراکب اعدائنا اذا دخلته غرقت ... .

ولی علی بن فاضل به هنگام گزارش از جزیره، آن را دارای هفت ‏حصار می‏داند و از برج‏های محکم دفاعی آن یاد می‏کند. حال اگر این جزیره به وسیله‏ آب‏های سفید و نیروی غیبی، محافظت می‏شده، به حصارهای محکم چه نیازی داشته است؟

این مطلب وقتی بیشتر اهمیت پیدا می‏کند که توجه داشته باشیم سید شمس الدین و چندین نسل از اجداد او در آن سرزمین زندگی می‏کرده‏اند؟!!

4- در ضمن داستان، به نقل از خادمان قبه می‏نویسد«رؤیت امام غیر ممکن است‏»، ولی در گفت وگوی با سید شمس الدین، او سخن دیگری بر زبان می‏راند و می‏گوید: «ای برادرم! هر مؤمن با اخلاصی می‏تواند امام را ببیند، ولی او را نمی‏شناسد.» حال چگونه بین غیر ممکن بودن رؤیت و دیدن مشروط می‏توان جمع کرد؟

5- در یکی از روزهای جمعه، وقتی علی بن فاضل، سر و صدای زیادی از بیرون مسجد می‏شنود و علت را از سید شمس الدین جویا می‏گردد، وی اظهار می‏دارد که سیصد نفر از فرماندهان، منتظر ظهور حضرت هستند و منتظر 13 نفر دیگرند .

بر این اساس، بایستی این سیصد نفر که از خواص حضرت هستند، نیز دارای عمرهای طولانی باشند و تا اکنون نیز در قید حیات بوده و پس از حال نیز به زندگی ادامه دهند، تا زمان ظهور فرا رسد .

آیا ما بر چنین سخن گزافی، دلیلی داریم؟ دلایل تنها در مورد امام زمان و برخی دیگر از انبیای الهی است، ولی در مورد سیصد نفر که آنان نیز چنین عمرهایی داشته باشند، دلیلی در دست نداریم .

6- به مقتضای این خبر، خمس بر شیعیان حضرت، حلال است و ادای آن واجب نیست. این مطلب، خلاف نظر فقهای اسلام از آغاز غیبت تاکنون است كه ادای خمس را واجب ذكر كرده‌اند.

7- علی بن فاضل از سید شمس الدین می‏پرسدآیا تو امام علیه السلام را دیده‏ای؟ گفت: نه، ولی پدرم به من گفت که سخن امام را شنیده، ولی شخص او را ندیده و جدم سخنانش را شنیده و شخص او را دیده است. ولی سید شمس الدین در جای دیگر همین داستان می‏گوید:

«هر مؤمن با اخلاصی می‏تواند امام را ببیند، ولی او را نشناسد. گفتم: من از جمله‏ مخلصان هستم، ولی او را ندیده‏ام: گفت: دو بار او را دیده‏ای؛ یک بار در راه سامرا و یک بار در سفر مصر ... .

حال سؤال این است: چگونه کسی که ادعای نیابت ‏خاص دارد و از ملاقات‏های امام علیه السلام مطلع است، خود، آن حضرت را ندیده است و اظهار می‏دارد که پدرش، سخن آن حضرت را شنیده است؟

در جای دیگر داستان، ادعا می‏کند که او (امام زمان عج) پدرانش را در مدینه، عراق و طوس، زیارت می‏کند و به سرزمین ما برمی‏گردد

معنای این سخن آن است که سید شمس الدین از سفرهای امام زمان و ورود و خروج آن حضرت نیز مطلع بوده و آن حضرت خود در جزیره‏ خضراء ساکن است. حال چگونه است کسی که چنین اطلاعات دقیقی از امام علیه السلام دارد، آن حضرت را ندیده است .

 

پی‏نوشت‏ها:

1. نگارنده: در اوایل دهه‏ 1360 ه.ق در جزوه‏ای که جهت پاسخ به سؤالات در برخی مراکز علمی تهیه شده بود، به نقد داستان پرداختم. در سال‏های بعد، نویسندگان متعددی بحمدالله دست ‏به قلم برده و حقایق را آشکار کردند. ر . ک: جزیره‏ خضراء در ترازوی نقد، علامه جعفر مرتضی عاملی/ جزیره‏ خضراء تحریفی در تاریخ شیعه، غلام‏رضا نظری. از آن جا که دیدگاه نگارنده در بررسی این موضوعات قدری با نظر نویسندگان این کتاب‏ها متفاوت بود، پرداختن دوباره به این موضوع را مناسب دانستم .

2. بحارالانوار، ج 1، ص 10 .

3. کشف الغمة، ج 1، ص 445 .

4. «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون‏.» حجر، 9 .

5. بحارالانوار، ج 52، ص 170 .

 

منبع:

كلباسی،‌ مجتبی،‌ مجله انتظار،‌ شماره 1 .

 

در قسمت نخست، روایت جزیره خضراء، از نظر سند و اشكالاتی كه بر آن وارد بود مطرح گردید. و نیز داستان از نظر متن و محتوا مورد بررسی قرار گرفت. در این قسمت، داستان یاد شده از نظر تاریخی و موقعیت جغرافیایی مورد بررسی قرار خواهد گرفت تا حقایق بیشتری درباره آن داستان بر همگان آشکار گردد.

 

موقعیت تاریخی داستان

1- سال 699 ه. ق

نقل کننده این داستان، مدعی است که در این سال، خبر را از شخصی شنیده و سپس برای اطمینان، به نزد «علی بن فاضل‏» رفته تا خود بدون واسطه، خبر را از او بشنود.

فرض می‏کنیم که واقعاً، این ملاقات انجام شده باشد و «فضل بن علی‏»، «علی بن فاضل‏» را ملاقات کرده باشد. بر این اساس، باید سفر «علی بن فاضل‏» به اندلس، در حدود دهه‏های پایانی قرن ششم ه. ق صورت پذیرفته باشد چرا که واقعه مذکور در زمان تحصیل «علی بن فاضل‏» بوده و علی القاعده با گذشت‏ سال‏هایی، این واقعه را برای دیگران نقل کرده است. 

ویژگی‏های تاریخی قرن ششم ه. ق

دهه‏های پایانی این قرن، دوران زوال و ضعف خلافت عباسی است. حکومت‏ سلجوقی که در ظاهر، زیر فرمان خلافت عباسی بود، عملا همه شئون آن را اداره می‏کرد، در نتیجه خلافت عباسی رو به ضعف و فروپاشی نهاد.

دولت عظیم سلجوقی، به دولت‏های متعدد و درگیر با هم تقسیم شد. این وضعیت، از سویی زمینه عرض اندام بیش‏تر خلفای عباسی را فراهم ساخت تا به فکر احیای اقتدار گذشته خویش باشند - که البته میسر نشد - و از سوی دیگر صلیبیان را تحریک کرد تا بر بلاد اسلامی هجوم برند و طایفه مغول را نیز بر آن داشت تا به سرزمین‏های اسلامی تجاوز کنند. (1)

حکومت مقتدر فاطمی (که در مصر و شمال آفریقا و سرزمین‏های مجاور آن حاکمیت داشت) نیز در نیمه قرن ششم، آخرین روزهای حیات خود را می‏گذراند و چهاردهمین خلیفه فاطمی (عاضد) در 567 ه .ق، پس از آن که صلاح الدین ایوبی مصر را در اختیار گرفت، درگذشت و خلافت فاطمی به آخر رسید. (2) و بدین سان، پس از چند قرن، حکومت ‏شیعی در مصر، پایان یافت. (3)

در اواخر قرن پنجم ه.ق، در مغرب اقصی (تونس، الجزایر، مراکش) «مرابطین‏»(4) حرکت عظیمی را آغاز کردند؛ این حرکت ‏سیاسی، اجتماعی که برای مدتی حکومت مقتدری تشکیل داد تا چند قرن ادامه داشت و مدت زیادی شاخه‏های این حرکت، در اندلس حکومت می‏کرد.

2- دریای سفید و جزیره خضراء

دریای سفید، همان دریای مدیترانه است که در زبان عرب آن را «البحر الابیض المتوسط‏» می‏نامند. دلیل نام‏گذاری این دریا به «البحر الابیض‏» سفید بودن آب آن به دلیل نوع رسوبات دریا است.

سخن از مصر و قاهره و الازهر و سفر دریایی به اندلس و بازگشت از اندلس به مغرب، در داستان جزیره خضراء، گواه آن است که «دریای سفید» در این داستان، بدون شک همان «دریای مدیترانه‏» است.

جزیره خضراء قسمتی از انتهای جنوب غربی اسپانیای فعلی (اندلس قدیم) است که به همین نام در گذشته اشتهار داشته است و در حال حاضر نیز با نام [ALGEIRAS] شناخته می‏شود.

تاریخچه‏ای از جزیره خضراء

در این جا لازم است که تاریخچه‏ای از جزیره خضراء بیان شود. در سال‏های حدود 90 ه. ق، شخصی به نام «رودریک‏» (ردزیق) به جهت آن که مردم اندلس و دولتمردان آن، به فرزندان پادشاه قبلی نظر نداشتند، در آن خطه به پادشاهی رسید.

عادت والیان قسمت‏های مختلف اندلس، این بود که فرزندان دختر و پسر خود را جهت ‏خدمت ‏به پادشاه و تربیت در دربار، به «طلیطله‏» (تولدو) می‏فرستادند. این گروه، در آن جا ازدواج می‏کردند و به زندگی خود ادامه می‏دادند.

«یولیان‏»، حاکم «جزیره خضراء» و «سبتة‏» و ...، نیز دختر خویش را به نزد «رودریک‏» فرستاد. «رودریک‏» از آن دختر بسیار خوشش آمد و با او خلوت کرد. دختر، داستان خود را برای پدر نوشت. «یولیان‏» از این ماجرا خشمگین شد و به جهت انتقام از «رودریک‏»، نامه‏ای به «موسی بن نصیر» که فرماندار «آفریقا» از طرف «ولید بن عبدالملک‏» بود، فرستاد. و او را به «جزیره‏ خضراء» و فتح‏ اندلس دعوت کرد.

«موسی بن نصیر» به جزیره خضراء آمد و با یولیان معاهده‏ای بست. یولیان نیز وضعیت اندلس را برای موسی تشریح کرد. «موسی بن نصیر» نامه‏ای به «ولید بن عبدالملک‏» نوشت و از او کسب تکلیف کرد. ولید به او نوشت که در آغاز، پیش‌قراولانی برای کسب اخبار بفرستد و در دریای بی کران، مسلمانان را گرفتار نسازد.

«موسی بن نصیر» مجدداً به «ولید» نوشت که در این جا، دریای وسیعی نیست ‏بلکه خلیجی است که آن طرفش معلوم است. منظور او، این بود که فاصله بلاد مغرب تا اندلس، اندک است و تنها خلیجی کم عرض میان آن دو قرار دارد.

بالاخره آنان، به جزیره خضراء حمله کردند و غنائم بسیاری به دست آوردند. در رمضان سال 91 ه ق، از آن جا بازگشتند. همین واقعه، سبب حرکت مسلمانان برای فتح اندلس شد و موسی بن نصیر، «طارق‏» را به طرف اندلس فرستاد كه جزیره خضراء را فتح کرد.

در كتاب‌های تاریخی،‌ رخداد جنگ‌های بسیاری را برای جزیره خضراء ذكر كرده‌اند كه به دنبال آن این جزیره حاكمیت افراد بسیاری را بر خود دیده است

این جنگ‌ها تا سال 897 ه .ق - که اندلس به طور کلی از دست مسلمانان خارج شد - ادامه داشته است. در این سال‏ها، حاکمان مختلفی از جمله، حمودهای بنی هود، بنی عامر، مرابطین، حاکمان مغرب، ... بر آن حکومت کردند و گاه نیز با هجوم مسیحیان، «جزیره خضراء» برای مدتی از حاکمیت مسلمانان خارج بوده است.

شهر «قرطبه‏» که از مهم‏ترین شهرهای اندلس در زمان حکومت مسلمانان بوده است، دارای هفت دروازه بود:

باب القنطرة که باب الوادی و باب جزیرة الخضراء نیز گفته می‏شد؛ باب الحدید(سرقسطة)؛‌ باب ابن عبدالجبار (طلیطلة)؛ باب طلبیره (لیون)؛‌ باب عامر؛ باب بطلیوس؛‌ باب النطارین (اشبیلیة) .

این نامگذاری، نشان می‏دهد که جزیره خضراء، مکان مشهوری در اندلس بوده است. به گونه‏ای که در شهر معروف و بزرگ قرطبه دروازه‏ای به این نام وجود داشته است.

 

قاهره و الازهر

در این داستان از قاهره و الازهر نیز یاد شده است. بنابر آن چه در داستان مذکور آمده، راوی داستان، همراه استاد خود به طرف اندلس حرکت کرده است.

باید توجه داشت که دسترسی به اندلس از مسیر قاهره، به دو صورت میسر است:

از طریق دریای مدیترانه؛ و پیمودن ساحل جنوبی مدیترانه و گذر از شمال آفریقا.

با توجه به این که در داستان، به سرزمین بربرها اشاره شده، به نظر می‏رسد که مسیر آنان، از طریق خشکی و سواحل جنوبی مدیترانه بوده، به ویژه آن که هیچ ذکری از دریا و کشتی، در مرحله نخست‏ سفر به میان نیامده است.

«بربرها»، طایفه‏ای سفیدپوست و از نژاد «حامی‏» بودند که در شمال آفریقا زندگی می‏کردند. اکثر آنان، در قرن یکم هجری، به اسلام گرویدند. (5)

بنابراین، «علی بن فاضل‏» در سواحل جنوبی مدیترانه، سیر کرده است. و در این سیر از سرزمین بربرها گذر کرده است.

 

جزایر رافضیان (شیعیان)

سرزمین مصر و شمال آفریقا، چندین قرن تحت استیلای حکومت فاطمی (از طوایف شیعه) قرار داشت. نیز، دولت موحدین - که با عقاید انحرافی مرابطین و ... به ستیز برخاست، از نظر پایه‏های فکری شباهت زیادی به شیعه داشت.

حکومت موحدین

موحدین، از سال 517 ه .ق، به نبرد با مرابطین پرداختند و در سال 541 ه .ق، اندلس را فتح کردند و تا سال 632 ه .ق، اندلس را در اختیار داشتند.

بنیانگذار این حرکت، شخصی به نام محمد بن عبدالله بن تومرت بود که در «سوس‏» قیام کرد و خود را از فرزندان «حسن مثنی‏» می‏دانست. او، نسبت‏ خود را چنین نوشته است: «محمد بن عبدالله بن عبدالرحمان بن هود بن خالد بن تمام بن عدنان بن صفوان بن سفیان بن جابر بن یحیی بن عطاء بن ریاح ابن یسار بن عباس بن محمد بن حسن بن حسن بن علی بن ابی‏طالب.‏» (6)

حرکت ابن تومرت، متاثر از اصلاحاتی بود که «غزالی‏» در سرزمین‏های مغرب اسلامی نشر داد. ابن تومرت، در بغداد، در درس غزالی حاضر و تحت تاثیر تفکرات او قرار گرفت و از همان جا، فکر برانداختن مرابطین و تاسیس حکومت موحدین، در او پدیدار شد. (7)

 

افکار و عقاید محمد بن تومرت

مبارزه با منکرات و فساد حاکمان؛ تکیه بر نام «مهدی آل محمد» و تبلیغ وسیع از اصل مهدویت؛ ادعای مهدویت و این که همان مهدی موعود است؛‌از افكار و عقاید محمب بن تومرت است. (8)

موحدین، به پیشوایی عبدالمؤمن، در سال 540 ه .ق، بر قسمت غربی اندلس تسلط یافتند و جزیره خضراء و اشبیلیه و قرطبه و غرناطه را فتح کردند.

آن چه بیش از هر چیز در حکومت موحدین قابل تامل است و توجه به آن برای درک زمینه‏های پیدایش داستان جزیره خضراء لازم است، موضوع مهدویت و ادعای آن از سوی محمد بن تومرت است.

این عقیده، پس از تومرت، در میان پیروان او باقی ماند، به گونه‏ای که برخی از آنان مرگ تومرت را منکر شدند و باور داشتند که او بار دیگر ظهور خواهد کرد. (9) بنابراین «محمد ابن تومرت‏» به صراحت، ‏خود را «مهدی موعود» نامیده است.

                                                                                                                                                      

پی‌نوشت‌ها:

1) تاریخ‏الاسلام، حسن ابراهیم حسن، ج‏3، ص‏62.

2) تاریخ الاسلام، حسن ابراهیم حسن، ج 5.

3) تاریخ الدولة الفاطمیه، حسن ابراهیم حسن، ص 181.

4) مرابطین از قبایل بربر مسوفه و لمتونه و جداله از فروع قبیله بزرگ صنهاجه بوده كه آن‏ها را ملثمین(به علت این كه آن‏ها براى محافظت خود از آفتاب سوزان صحرا، نوعى روبند به صورت مى‏زدند، به ملثمین "نقابداران یا روبستگان" معروف شدند) مى‏خواندند. این قبایل در مسافتى میان جنوب مغرب اقصى تا بلاد سودان پراكنده شده بودند. در نیمه قرن پنجم وارد دشت مراكش شدند. اسلام در قرن سوم هجرى در بین آن‏ها گسترش یافته بود. آغاز تحرك سیاسى این قبایل به فعالیت‏هاى رهبر لمتونه: محمد یتفاوت لمتونى برمى‏گردد كه این قبایل را متحد ساخت. داماد او: «یحیى بن ابراهیم كُدالى» با هدایت فقیهى مالكى به نام «ابوعمران فاسى» فعالیت‏هاى محمد یتفاوت لمتونى را ادامه داد و به نشر احكام اسلام در بین قبیله خود پرداخت. او از فقیه جوانى به نام «عبدالله‏ بن یاسین» (م461 ه) كمك گرفت و براى او رباطى ساخت تا او در آن جا به تبلیغ و هدایت افراد این دو قبیله بپردازد. بعد از مدتى، اولین هسته هزار نفرى از افرادى كه از هر حیث به عبدالله‏ سرسپرده بودند شكل گرفت و عبدالله‏ بن یاسین آن‏ها را «مرابطین» نامید. او در طى جنگ‏هایى سراسر صحرا را متصرف شد.

5) اندلس یا تاریخ‏حکومت‏مسلمین در اروپا، ص‏5.

6) وفیات الاعیان، ج 4، ص 146.

7) تاریخ‏اندلس در عهد مرابطین و موحدین، ص 195.

8) تاریخ فتوحات مسلمین در اروپا، ص 164.

9) تاریخ الاسلام، حسن ابراهیم حسن، ص 300.

 

منبع:

كلباسی،‌ مجتبی،‌ انتظار، ش 2 .

 

[ دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 22:24 ] [ رضا امیریان ]

وجوه اعجاز قرآن از نظر علّامه طباطبایی

سید رضا مودب
علّامه سیّد محمدحسین طباطبائی (ت 1405 هـ.ق). مفسر گرانقدرِ معاصر، فیلسوف و متکلم زبردست جهان تشیع، بحث اعجاز قرآن را در ذیل آیات 23 و 24 سوره بقره، مطرح می نماید و معتقد است که آیات تحدّی، دلالت بر اعجاز قرآن دارد و تحدّی قرآن عام و فراگیر بوده و شامل همه وجوه آن می شود؛ مانند تحدّی عام در آیه شریفه:
«قُل لَئنِ اجتَمعَتِ الإنسُ وَ الجِنُّ عَلَی أن یَأتُوا بِمِثلِ هَذَاالقُرآنِ لاَیَأتُونَ بمِثلِهِ...»(1)ای پیامبر! بگو اگر تمامی جن و انس، همه جمع شوند، نمی توانند مانند قرآن را بیاورند... .
این آیه همان گونه که مشخص است حکایت از اعجاز قرآن در جنبه های گوناگون دارد.(2)
ایشان بیان می دارد که اگر تحدّی، فقط در بلاغت قرآن و اسلوب زبانی آن بود، نمی باید دامنه شمولِ خطاب آن از عربهای خاص فراتر برود، در حالی که آیه شریفه ی یادشده، همه انس و جن را مورد خطاب قرار داده است و از این رو معلوم می شود که اعجاز قرآن تنها از نظر اسلوب زبانی نیست و همین طور اگر صفت خاصی غیر از بلاغت و جزالت اسلوب، به تنهایی مورد تحدّی قرآن بود، می باید خطاب قرآن متوجه گروه خاصی باشد، در حالی که تحدّی عام و برای همه می باشد.
عمومیت خطاب تحدّی، حکایت از آن دارد که خداوند، همگان را به همانندآوری دعوت کرده است؛ لذا قرآن برای همه، معجزه است و اختصاصی به گروه خاصی ندارد و نیز اعجاز قرآن، تنها در بلاغت قرآن، یا معارف، اخلاق، قوانینِ صالح، اخبار غیبی و ... نیست؛ چون هر یک از آن جهات را، گروه خاصی از انس و جن می فهمند.(3) بدین جهت ایشان در مورد اعجاز قرآن می فرماید:
بنابراین، قرآن کریم، هم برای بلیغ ترین و فصیح ترین افراد، در فصاحت و بلاغت معجزه است و هم برای حکما در حکمت های آن و هم برای علما در مطالب علمی و هم برای عالم اجتماعی، در مسایل اجتماعی و هم برای قانون گذاران، در قوانین و مقررات و هم برای سیاست گذاران، در سیاست و هم برای حکّام، در حکومت و برای تمامی جهانیان در آن حقایقی است که راهی برای کشف آن ندارند، مانند امور غیبی و مواردی که انسان در شناخت رسیدن به آن حقایق، دچار سردرگمی است.(4)
ایشان مجدداً تأکید می کند که اعجاز قرآن، از تمامی جهات است و قرآن در هر جهت، دعوی اعجاز می نماید، برای تمامی افراد انس و جن، عوام و خواص، عالم و جاهل، مرد و زن، متخصصان و افراد عادی و ... و هر انسانی، از این فطرت برخوردار است که فضیلت را تشخیص دهد و کم و زیاد آن را درک کند؛ (5) علّامه در این خصوص می گوید:
آیا هیچ عاقلی به خود جرأت می دهد که کتابی بیاورد و ادعای آن را داشته باشد که آن، کتاب هدایت برای تمامی مردم عالم است و آن گاه در آن اخبار غیبی از گذشته و آینده و از امتهای گذشته و آینده، نه یکی، نه دو تا، آن هم در بابهای مختلف داستانهای گذشتگان و امور غیبی نسبت به آینده آمده باشد به شکلی که هیچ یک از آنها، کوچکترین تخلفی از واقع نداشته باشند؟ (6)
و ایشان، سپس بیان می دارد که انسان عاقل و کسی که می تواند این معانی و قضایا را تحلیل و تعقل کند، شکی برای او باقی نمی ماند که این مزایای کلی و غیر آنکه قرآن مشتمل بر آنهاست، فوق طاقت بشری و بیرون از حیطه وسایل طبیعی و مادی است. (7) مرحوم علّامه طباطبایی، در مورد عمومیت اعجاز قرآن برای همه، این نکته را نیز بیان می دارد که اگر کسی بگوید: «فایده عمومیت تحدّی برای همه در چیست؟ و تحدّی عموم مردم چه فایده ای دارد؟ تنها باید خواص بفهمند که قرآن معجزه است و در آن صورت، کافی خواهد بود؛ زیرا عوام مردم در مقابل هر دعوتی، زود تسلیم می شوند و زودباورند؛ مگر همین عامه مردم نبودند که در برابر دعوت امثال بهاء و قادیانی و مسیلمه ی کذّاب خاضع شده و تسلیم آنها شدند، در حالی که آنچه آنها آورده بودند، به هذیان و بیهودگی بیشتر شبیه بود»؛ باید پاسخ داد: برای اعجاز عمومی، جز این راهی نیست و برای تشخیص و تمییز کمال، در موضوعی که از درجات و مراتب متعددی برخوردار است، راهی غیر از این وجود ندارد؛ لکن چون مراتب فهم افراد در تشخیص کمالات، متفاوت است، و کمالات هم دارای مراتبی است، برای تشخیص برتری و تفوق امری بر امر دیگر، صاحب نظران هر فن می باید ارائه نظر نمایند و دیگران به آنها مراجعه نمایند؛ ضمن آنکه فطرت و غریزه انسانی نیز در این موارد به یاری انسان می شتابد و او را یاری می رساند؛ بویژه اعجاز عمومی قرآن از سنخ رؤیت بصری یا حادثه خاصی نیست که مربوط به زمان و مکان خاصی باشد، بلکه از سنخ علم و معرفت است و از این جهت، زمینه اظهار نظر در خصوص آن برای همه صاحبان معرفت و در همه ایام مقدور و ممکن است و هر کس به قدر توانش، زمینه معرفت آن را دارد؛ پس تحدّی و تعجیز قرآن، عمومی و معجزه بودنش برای همه و برای تمام اعصار است.(8)
علّامه طباطبائی، در ادامه، به برخی از وجوه تحدّیِ قرآن می پردازد، که نشانگر وجوه اعجاز قرآن از نظر ایشان است که به اختصار، چنین هستند:
 

اعجاز علمی

قرآن، به واسطه آیات شریفه:
«... وَنَزَّلنَا عَلَیکَ الکِتَبَ تَبیَنّاً لِکُلِّ شَیءٍ ...»؛ (9) این کتاب را بر تو نازل کردیم، تا هر مطلبی را بیان کند؛
«... وَلَا رَطبٍ وَلایَابِسٍ إِلَّا فِی کتَبٍ مُبینٍ»؛(10) هیچ تر و خشکی نیست، مگر اینکه در این کتاب واضح است.
و همچنین آیات دیگر، تحدّی به علم و معرفت نموده است، به جهت اینکه هر کس در متن تعلیمات عالیه اسلام سیر کند، اعم از آن کلیاتی که قرآن ذکر کرده و جزئیاتی که از سوی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مضمون آیه شریفه بیان شده است:
«...وَمَا ءَاتَکُمُ الرَّسُولُ فَخُذوُهُ وَ مَا نَهکُم عَنهُ فَانتَهُوا...»؛(11) آن چه را پیغمبر از دستورات برای شما آورده بگیرید و از هر چه نهی نموده، پرهیز نمایید.
در می یابد که قرآن، متعرض هر موضوعی اعم از کوچک و بزرگ می باشد.
همه ی مطالب فلسفی، اخلاقی، قوانین دینی، سیاسی، اجتماعی و هر چیز دیگری که انسانها در مرحله عمل بدان نیازمندند، نه تنها قرآن متعرض آنها می باشد، بلکه جزئی ترین مسایل را نیز متعرض شده است و عجیب است که تمام معارفش بر اساس فطرت و اصل توحید بنا شده است.(12)
ایشان در پاسخ به این سؤال، که اگر کسی بگوید: «امروزه دانشمندان علوم اجتماعی، معتقدند که قوانین اجتماعی، باید با تحول اجتماع و تکامل آن، متحول شوند و معنا ندارد که این گونه قوانین، ثابت باشند»، می گوید:
قوانین آسمانی قرآن با قوانین بشری تفاوت اساسی دارد و آن اینکه قوانین الهی بر اساس توحید و اخلاق فاضله غریزی بنا نهاده شده و همواره ثابت هستند؛ ولی، قوانینِ قانون گذاران بشری که بر اساس معنویات و توحید نیست، طبیعی است که با تحول جامعه، دچار تحول شوند.(13)

اعجاز به نبی امّی

قرآن، بشر را به شخص رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که آورده قرآن است، تحدّی نموده است، پیامبری که «امّی» است، درس نخوانده و نزد کسی تعلیم ندیده؛ کتابی که او آورده، هم الفاظش معجزه است و هم معانی و محتوایش فوق العاده است.
خداوند در قرآن می فرماید:
«قُل لَّو شَاءَ اللهُ مَا تَلَوتُهُ عَلَیکُمُ وَ لا أَدریکُم بِهِ فَقَد لَبِثتُ فِیکُم عُمُراً مّن قَبلِهِ، أَفَلَا تَعقِلُونَ»؛(14) بگو، اگر خدا می خواست، قرآن را بر شما نمی خواندم و شما را از آن باخبر نمی ساختم، من مدّتها قبل از آن، در میان شما بودم (و چنین کلماتی از من صادر نمی شد) آیا هیچ فکر نمی کنید؟
علّامه طباطبائی بیان می دارد که، همه می دانند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سالها در بین مردم بود و همانند آنان زندگی می کرد، تا آنکه ادعای رسالت نمود و مردم را به آوردن همانند قرآن، تحدّی و دعوت کرد و آنها از آوردن مانند آن عاجز شدند و هیچ کس نتوانست در مقام معارضه با آن بر آید و هیچ عاقلی و خردمندی در توان خود ندید که چنین کاری را انجام دهد. از این جهت، تحدّی به شخص پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)-با آن ویژگیهای شخصی که داشت-شده است که اگر کسی می تواند مانند چنین قرآنی را بیاورد.(15)

اعجاز اخبار غیبی

علّامه طباطبائی از دیگر وجوه اعجاز قرآن را «اخبار غیبی» آن می داند و بیان می نماید: در آیات بسیاری، خداوند به خبرهای غیبی خود، تحدّی نموده است و به دیگران اعلام داشته است که اگر در آسمانی بودن این کتاب تردید دارید، کتابی نظیر آن، مشتمل بر اخبار غیبی بیاورید؛ مانند آیه شریفه «تِلکَ مِن أنباءِ الغَیبِ نُوحِیهاَ إِلَیکَ مَا کُنتَ تَعلَمُها أنتَ وَ لا قَومُکَ مِن قَبلِ هَذا ...»(16) و همین طور آیات دیگری که از سرگذشتهای انبیای گذشته و امتهای آنها و نیز از آینده خبر می دهند و یا حوادث بزرگ جهان اسلام را پس از نزول وحی ترسیم می کنند.(17)

اعجاز قرآن، سلامت از اختلاف

از جمله تحدّی های قرآن، این است که با وسعت و گستردگیِ موجود در معارف و مطالبش، اختلاف و تناقضی در آن نمی توان یافت؛ بدین جهت، علّامه طباطبایی با استناد به آیه شریفه «أَفَلا یَتَدَبَّرُونَ القُرآنَ وَ لَو کانَ مِن عِندِ غَیرِ اللهِ لَوَجُدوا فِیهِ اختِلفاً کَثیراً»(18) تأکید می کند که حیات دنیا، حیات مادی و قانون حاکم در آن، تحول و تکامل است؛ هیچ موجودی از موجودات این عالم نیست، مگر آنکه دچار تحول و تکامل خواهد بود، از جمله، انسان و افعال و آثار او که به کمک فکر و اندیشه او شکل گرفته است و هر یک از ما خود را از روز قبل کامل تر می بیند.
از طرفی، قرآن هم بتدریج نازل شده: برخی از آیات در مکه و برخی دیگر در مدینه و در شرایط متفاوت؛ ولی با وجود این، کوچکترین اختلافی در محتوا و ترتیب مطالب آن دیده نمی شود؛ بلکه برخی از آیات، مفسّر برخی دیگر می باشند و اگر از نزد غیرخدا می بود، همواره نظم الفاظ آن از نظر خوبی و حُسن، دچار دگرگونی می شد و معانیش از نظر صحت و اتقان، متغایر می گشت.(19)
علّامه سپس می گوید: اگر شخص اشکال کند که آنچه را شما می گویید، صرف ادعاست و بسا در قرآن، تناقضها و اشکالهایی از نظر برخی وجود دارد، چه تناقضها در الفاظ و چه مربوط به محتوا و معانی قرآن ایشان در پاسخ می گوید: اشکالها و تناقضاتی که گفته شد، در کتابهای تفسیر، به آن پاسخ داده شده و گفته شده که آنها دلیلی بر تناقض قرآن نیست، بلکه برخی از آیات، مفسّر یکدیگر و عام و خاصند.
به عنوان مثال: اگر کسی بگوید: «وجود نسخ در آیات خود نوعی تناقض است، چون از طرفی برخی آیات نسخ شده و از طرفی خود قرآن می فرماید: "هیچ آیه ای را نسخ نمی کنیم و از یاد مردم نمی بریم، مگر آنکه آیه ای بهتر از آن آوریم"؛ (20) و آیا نسخ چیزی جز اختلاف نظر و تجدید رأی است؟».
علّامه طباطبائی در پاسخ می فرماید:
نسخ، نه از سنخ و نوع تناقض گویی است و نه از قبیل تفاوت در نظر، بلکه نسخ، ناشی از اختلاف در مصداق است؛ به این معنا که یک مصداق، چون در شرایط معیّنی ممکن است دارای مصالحی باشد، حکم خاصی دارد و همین که شرایط آن عوض شد، حکم آن هم تغییر می کند؛ مثلاً: در آغاز دعوت اسلام و ضعف مسلمانان، اگر یهودیان درصدد برمی آمدند تا با مسلمانان برخورد کنند، مصلحت در عفو بود؛ ولی پس از قدرت اسلام، حکم عفو برداشته شد و حکم جهاد و یا جزیه گرفتن صادر شد و مشخص شد که حکم قبلی، موقت و دارای مصلحت خاصی بوده است.(21)

اعجاز بلاغی

مرحوم علّامه طباطبائی، بیان می دارد که از جمله وجوه اعجاز قرآن، بلاغت آن است؛ زیرا عربِ آن روز، تنها بهره ای که از علم و فرهنگ داشت، سخندانی و بلاغت در آن بود و تاریخ گواه بر آن است که عرب خالص آن دوران، قبل از آنکه زبانش با اقوام دیگر مختلط شود و اصالت خود را از دست بدهد، در زبان به اوج خود رسیده بود و در جزالت نظم و وفای لفظ و رعایت مقام و سهولت منطق، بی نظیر بود و بدین جهت، قرآن آنها را با شدیدترین شکل، دعوت به همانندآوری در الفاظ قرآن و بلاغت آن نمود و در آیات فراوانی مانند «أم یَقُولُون افتَرئهُ قُل فأتُوا بِعَشرٍ سُورٍ مِثلِهِ مُفتَریتٍ وَ ادعُوا مَنِ استَطَعتُم مِن دُونِ اللهِ إن کُنتُم صَدِقینَ»(22) آنها را به مبارزه طلبی دعوت کرد.
از سوی دیگر، تحدّی قرآن، یکبار و دو بار نبوده، تا عرب آن فراموش کند، بلکه مستمر بود و عرب آن زمان با آن برجستگیهای زبانی، نتوانست برای تسکین حمیّت و غیرت خود، کاری را صورت دهد، و ناتوانی و عجز خود را در برابر قرآن اعلام نمود؛ با توجه به این تحدّی که تاکنون ادامه دارد، هنوز کسی نتوانسته کتابی نظیر قرآن را بیاورد، و اگر کسی نیز به میدان آمده، خود را رسوا و مفتضح نموده است؛(23) مانند گفتار مسیلمه کذّاب که در مقام معارضه با سوره فیل برآمده و چنین گفته است: «الفیل و ماالفیل و ما أدریک ماالفیل له دنب و بیل و خرطوم طویل» یعنی: فیل، چه فیلی؟ نمی دانی چه فیلی؟ دارای دم زمختی و خرطوم طویلی.(24)
علّامه طباطبائی در ادامه به دو اشکال می پردازد و سپس پاسخ آنها را بیان می کند و می فرماید:
1. اگر کسی بگوید: چگونه ممکن است جمله بندی ها و کلمات به شکلی مرتب شوند که فکر بشر از آوردن مانند آن عاجز باشد، با اینکه کلام و جمله، ساخته ذهن خود انسان است و چگونه ممکن است برای خود او معجزه باشد، یا اینکه فاعل می باید اقوی از فعل خویش باشد؟
2. از طرفی، اگر در میان اقسام جمله بندی ها و قالبهای زبانی، نوعی پیدا شود که برترین است و فوق طاقت بشری، یعنی معجزه است، پس می باید بپذیریم که قالبهای زبانی و ترکیبات کلامی، از درجات مختلفی برخوردار هستند، که بالاترین مرتبه آن معجزه و در اوج کمال است و پایین ترین مرتبه آن، سخن عادی است؛ لازمه این سخن این است که در هر مطلبی، بیش از یک نوع بیان، نمی تواند معجزه باشد، در حالی که در قرآن، یک حقیقت، در قالبهای متعدد و بیانهای مختلف ذکر شده است؛ بنابراین، فقط یک نوع آن معجزه است و نه همه آنها، مانند قصه های قرآنی که تکرار یک حقیقت است و می باید یک نقل آن، معجزه باشد و نه همه آنها.(25)
ایشان در پاسخ به دو اشکال یادشده می فرماید: در باب فصاحت و بلاغت کلام، سه جهت در کنار هم لازم است که ممکن است هر سه جهت در کنار هم لازم است که ممکن است هر سه جهت از آنها در کلامی جمع گردد و کلام، فصیح شود و نیز ممکن است برخی از آنها حاصل نشوند و کلام به رتبه فصاحت نرسد که آنها چنین است:

1. احاطه به لغات

که ممکن است برای برخی افراد، تمامی لغات یک زبان، شناخت شده باشد، گرچه ممکن است نتواند از آنها استفاده کند؛

2. قدرت بیان

که همان مهارت در سخنوری است؛ یعنی: فردی خوب می تواند سخن بگوید، گرچه ممکن است حرف خوبی برای گفتن نداشته باشد و از معارف بی خبر است و بدین جهت، سخن او، چه بسا جاذب نباشد؛

3. قدرت فکر و لطافت ذوق

که موجب می شود اگر شخص، از معارف بلندی برخوردار است، آنها را در قالبی زیبا ترسیم نماید و بسا که از لطافت ذوق برخوردار است، ولی چون از مطالب و معارف ارزشمندی برخوردار نیست، باز کلام او جاذب نیست.
علّامه طباطبائی می گوید: آنچه که مربوط به قریحه انسان است، همان مرحله اول است، ولی زیباسازی کلام، لطافت ذوق و قدرت بیان، چیزی نیست که به صورت کامل در توان انسان باشد و ربطی به قریحه ی وی ندارد، بلکه مراحل بالاتری است که بسا در برخی از مراحل، انسان از آن عاجز است و ممکن است کلماتی ساخته شود که ذهن انسان هم از برآوردن آنها عاجز باشد و بدین جهت ایشان می فرماید:
صرف اینکه واژه ها، و زبانها ساخته ی قریحه آدمی است، باعث نمی شود که ساختن کلام معجزه آسا از آنها محال باشد بلکه ممکن است از همان کلمات، عباراتی معجزه آسا، خلق شود که از توان انسان هم خارج است و این سخن مانند کلام کسی است که می گوید: «آهنگری که سازنده ی شمشیر است، می باید شجاع تر از کسی باشد که آن را به کار می برد».(26)(در مَثَل گفته شده: لازم نیست سازنده شمشیر از همه بهتر شمشیر بزند).
ایشان تأکید می کند که بلاغت کامل، متکی به ذهن لطیف و آگاه است که تحقق آن برای همگان مقدور نیست و بخشی از آن به الفاظ و بخشی از آن به معانی برمی گردد و هر کس از معانی لطیف تری برخوردار باشد می تواند الفاظ و معانی لطیفی در قالبهای معجزه آسا، گرچه در یک موضوع و قصه واحد، ارائه نماید و چنین کاری در اختیار خدا است؛ به عنوان مثال: قصه نوح را در چند مرتبه تکرار نموده است و هر کدام نیز از لطافت و ذوق بالایی برخوردار هستند.
روشن است که بلاغتی که معجزه آسا است، تنها بر محور الفاظ نبود، تا اینکه گفته شود: عالی ترین ترکیبهای لفظ یک ترکیب بیش نیست؛ بلکه مربوط به الفاظ و معانی رسا و کاملی بود که می توانست یک موضوع را با جهت های متفاوت و با اهداف متفاوت به قالب الفاظ درآورد و آنها را معجزه نماید و بدین جهت حضرت علّامه در پایان تأکید می کند:
بلاغتی که معجزه است، تنها دائر مدار الفاظ نیست تا گفته شود: انسان که خود واضع لغت است، چگونه نمی تواند بلیغ ترین کلامها را بیاورد؟ یا اینکه گفته شود: رساترین ترکیب های مقصور، ترکیب واحد است و چگونه ممکن است از معنای واحد، ترکیب های متعددی معجزه گونه فراهم شود؟ بلکه [باید گفت] مدار در بلاغت، معنایی است که دربرگیرنده تمامی معانی ذهنی و جهات خارجی است.(27)

پی نوشت ها :

1. اسراء، 88.
2. المیزان فی تفسیر القرآن، ج1، ص 59.
3. همان، ص 60.
4. ر.ک: المیزان، ج1، ص 60.
5. همان.
6. همان، ص 61.
7. همان.
8. همان.
9. نحل، 89.
10. انعام، 59.
11. حشر، 7.
12. ر.ک: المیزان، ج1، ص 62.
13. همان، ص 63.
14. یونس، 16.
15. ر.ک: المیزان، ج1، ص 63.
16. اینها از خبرهای غیبی است که به تو وحی می کنیم، قبل از این، نه تو و نه قوم تو از آن خبری نداشتند؛ هود، 49.
17. ر.ک: المیزان، ج1، ص 64.
18. آیا در قرآن نمی اندیشید؟ اگر قرآن از طرف غیرخدا بود، اختلافات زیادی در آن می دیدند؛ نساء، 82.
19. ر.ک: المیزان، ج1، ص 66.
20. «مَا نَنسَخ مِن ءَایَةِ أو نُنسِها نَأتِ بِخَیرٍ مِنهَا...»؛ بقره، 106.
21. ر.ک: المیزان، ج 1، ص 66.
22. می گویند: قرآن را به خدا افترا بسته؛ بگو: اگر راست می گویید، ده سوره مانند همین سوره های افترائی بیاورید و از تمام افراد، غیر از خدا کمک بگیرید، اگر راست می گویید، هود، آیه 13 -14.
23. ر.ک: المیزان، ج1، ص 68.
24. همان.
25. همان، ص 69.
26. ر.ک: المیزان، ج1، ص 72.
27. ر.ک: المیزان، ج1، ص 73.

منبع مقاله : 
مؤدب، سیدرضا؛(1390)، اعجاز قرآن، قم: مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی صلی الله علیه و آله و سلم، چاپ دوم

[ شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 21:31 ] [ رضا امیریان ]

توصیه های عرفانی حاج شیخ حسنعلی اصفهانی+ کرامات

شیخ حسنعلی اصفهانی، با این که در کمال تواضع و فروتنی، پیوسته از دادن دستور العمل به صورت مستقیم پرهیز می کرد، ولی به گفته خودش، گاهی از جهت وظیفه و نبود دیگران، آن هم برای نزدیکانی چون فرزندش و یا سادات ـ به علت احترامی که برای آنها قائل بود ـ خواسته آنان را اجابت می کرد و توصیه ای می فرمود که به برخی از آنها اشاره می کنیم:


در جواب نامه های یکی از سادات دزفول می نویسد:
«مکرر به شما عرض شد که این عرایض بنده از من نیست؛ بلکه از شخص بزرگی است که به نیت او می گویم:
۱. پیامبری در مناجات عرض کرد: رب این الطریق الیک؛ یعنی پروردگارا! ره به سوی تو کدام است؟ خطاب رسید: دع نفسک و تعال؛ یعنی نفس خویش را رها کن و بیا.
۲. از اوایل تکلیف که مامور به صوم ایام البیض و قرائت آیه «قل انما» شدم و در این سه روز سه هزار مرتبه بر این قلب قاسی آیه «فمن کان یرجو لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا» قرائت می شد، تاکنون هوای ملاقات از سر حقیر بیرون نرفته، باید ترک دنیاداری نمود لعل الله یحدث بعد ذلک امرا.
۳. تا آنجا که می توانید در امر نماز اول وقت و حضور قلب در نماز و تلاوت چند آیه از قرآن با تدبر در معانی آن در سحرها مداومت نمایید.
۴. عمده نظر در دو مطلب است؛ یکی غذای حلال، دوم توجه به نماز و اصلاح آن، اگر این دو درست باشد، باقی درست است.
۵. عمده هم حقیر، اصلاح قلب است و ذکر یا حی یا قیوم سحرگاه، برای همین است.
۶. بین الطلوعین را به چهار قسمت تقسیم کنید؛ یکی اذکار و تسبیح، دیگری ادعیه، سوم قرائت قرآن و بالاخره فکری در اعمال روز گذشته. اگر موفق به طاعتی بوده اید، شکر کنید و اگر خدای ناکرده ابتلا به معصیتی یافته‌اید، استغفار کنید.
۷. دیگر آنکه هر روز صدقه دهید ولو به وجه مختصر.
۸. شبها قدری در بی اعتباری دنیا و انقلاب آن فکر کنید و ملاحظه کنید که دنیا با اهل دنیا چگونه سلوک می کند.
۹. امر بفرمایید به تدبر و تفکر در آیات آخر سوره مبارکه فرقان که با این آیه شروع می شود؛ «و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما»؛ ببینید که خداوند اشخاص را که به خود نسبت داده است، صفاتشان را چگونه بیان می کند.
۱۰. هر قدر بتوانید، خود را به آداب مودب نمایید.
۱۱. به هر نحوی که باشد، وصیت خدا و پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و ائمه ـ علیهم السلام ـ و مشایخ کرام را که تقوی باشد، از دست ندهید.
۱۲. همانطور که مسایل طهارت و شکیات و سهویات و قرائت باید پیش اهلش درست شود، عقاید نیز به طریق اولی چنین است». 

 نشان از بی نشانها, ج۱, ص ۱۲۹ـ۱۳۴.


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 0:24 ] [ رضا امیریان ]

عید سعید فطر مبارک

عید فطر شادی و دست افشانی بر رفتن ماه رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است

 

 

[ پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 23:36 ] [ رضا امیریان ]

سالروز شهادت مولای متقیان حضرت علی ابن ابیطالب تسلیت باد

[ یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 6:33 ] [ رضا امیریان ]

بررسی ویژگیهای آموزش و پرورش کارآمد

 

آموزش و پرورش، کلید فتح آینده است و از دیر باز انتظار از آموزش و پرورش آن بوده که انسان های فردا را تربیت کند و نسل امروز را برای زندگی در جامعه ی فردا آماده سازد. بنابراین ضرورت دارد برنامه ریزان و سیاستگذاران آموزشی، معلمان و مسوولان آموزش و پرورش، الزامات و مقتضیات زندگی فردا را بشناسند تا بتوانند آمادگی دانش و بینش لازم را در کودکان و جوانان برای فعالیت در جامعه فردا پرورش دهند و در راستای این سیاست، شناسایی ویژگی های آموزش و پرورش کارآمد از اهمیت خاصی برخوردار است.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 12:37 ] [ رضا امیریان ]

افتتاح سایت جدید مدرسه

 

آدرس سایت جدید مدرسه (همگام)

[ دوشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۲ ] [ 16:39 ] [ رضا امیریان ]

حلول ماه مبارک رمضان تهنیت باد

[ چهارشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۲ ] [ 3:16 ] [ رضا امیریان ]

بنر موقت برای تابلوی دبیرستان رضوان

[ شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲ ] [ 14:3 ] [ رضا امیریان ]

مدارس هوشمند

 Smart School

مدرسه هوشمند مدرسه‌ای فیزیکی است و کنترل و مدیریت آن، مبتنی بر فناوری کامپیوتر و شبکه انجام می‌گیرد و محتوای اکثر دروس آن الکترونیکی و سیستم ارزشیابی و نظارت آن هوشمند است.

در چنین مدرسه‌ای یک دانش‌آموز هوشمند، با صرف وقت بر روی موضوعات به شکل مستمر، منابع و قابلیتهای اجرایی خود را توسعه و تغییر می‌دهد و این نکته‌ای است که به مسئولان مدرسه اجازه می‌دهد تا با توجه به تغییرات به وجود آمده و افزایش سطح اطلاعات دانش‌آموزان، آنها را برای اخذ اطلاعات جدید آماده نمایند.

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ششم تیر ۱۳۹۲ ] [ 9:50 ] [ رضا امیریان ]

جهانی شدن فرهنگ و تاثیر آن بر تعلیم و تربیت

از جمله موضوعاتی که امروزه در محافل مختلف به آن پرداخته می شود مسئله " جهانی شدن" است. فرآیند جهانی شدن در حال حاضر تمامی جوانب اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کشورهای جهان را تحت تأثیر قرار داده است. از جمله پیامد های جهانی شدن تاثیر آن بر نظام تعلیم و تربیت کشور ها و اهداف و برنامه و کارکرد های این نظام در صحنه زندگی اجتماعی است. تعلیم و تربیت که با تمام اجزاء جامعه ارتباط دارد یکی از عرصه هایی است که هم از فرایند جهانی شدن متاثر شده و هم می تواند بر آن اثر گذارد. از جمله اهداف تهیه این مقاله عبارت است ازجواب به این پرسش ها که : جهانی شدن چه تاثیراتی بر مولفه های تعلیم و تربیت داشته است؟ چالش هایی که تعلیم و تربیت در اثر جهانی شدن فرهنگ با آن روبروست کدامند؟ در نتیجه جهانی شدن چه تغییراتی باید در اهداف، برنامه های درسی و روشهای تعلیم و تربیت کشور ها صورت گیرد تا بتواند به مسائل جدید پاسخ دهد؟

 

"جهانی شدن " از جمله مفاهیمی است که در طول چند دهه ی گذشته به مجموعه واژگان مفاهیم علوم سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی افزوده شده است. این مفهوم به دلیل تازگی و گستردگی از ابهام معنایی برخوردار است. با توجه به ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این پدیده و ارتباط این ابعاد با فرایند تعلیم و تربیت، مسلما جهانی شدن بر فرایند تعلیم و تربیت اثر خواهد گذاشت و به آن سمت و سو خواهد داشت. در این مقاله سعی بر آن است که بعد فرهنگی جهانی شدن مورد توجه قرار گیرد و چالش های روبروی نظام آموزشی یا به عبارت کلی تر تعلیم و تربیت مورد بحث قرار گیرد.

مفهوم جهانی شدن 
" جهانی شدن " یک واقعه تاریخی است که از دهه ی 80 به عنوان پدیده ای استثنایی تولد یافت . این واقعه در غرب دو اصطلاح اساسی دارد: یکی اصطلاحی است که پژوهشگران فرانسوی زبان به کار می برند و آن را”Mondialistion” می خوانند و دیگری اصطلاحی است که پژوهشگران انگلیسی زبان به کار می برند و آن را “Globalization” خوانده اند. در منطق غربی هر دو کم و بیش مفهومی اقتصادی دارد. بر این اساس آن چه جهانی شدن نام گرفته است چیزی نیست مگر همه جا گیر شدن نظام اقتصاد بازار که کیفیت اصلی سرمایه داری لیبرال است( هود شتیان، 1381). برخی افراد واژه ی دیگری را برای این مفهوم مناسب می دانند . از جمله دکتر فرهنگ رجایی در کتاب " پدیده جهانی شدن، وضعیت بشری و تمدن اطلاعاتی" " جهان گستری" را ترجیح می دهد. آقای دکتر علی محمدی استاد ایرانی ارتباطات، در دانشگاه ناتینگهام انگلستان، " سیاره ای " شدن را می پسندد. رولند رابرتسون1] اصطلاح “Globality” ] را پیشنهاد می کند که در فارسی به " جهانیت" بر گردانده اند (شیخاوندی، 1382).
برخی از افراد به جای " جهانی شدن" اصطلاح "جهانی سازی" را بکار می برند. البته آن چه از مفهوم جهانی سازی استنباط می شود این است که گویا یک امر یک طرفه از سوی صاحبان ثروت و قدرت جهانی است. جهانی‌سازی برای بسیاری از افراد معانی مختلفی دارد، اقتصاددانان جهانی‌سازی را گامی به سوی ادغام کامل بازارهای جهانی تلقی می‌کنند، بعضی از دانشمندان علوم سیاسی نیز آن را به عنوان حرکتی در جهت دور شدن از مفهوم تعریف شده قراردادی دولت و قلمرو حاکمیت ناحیه‌ای و ظهور بازیگران قدرت غیردولتی در نظم نوین جهانی می‌نگرند. دانشمندان دانشکده‌های مدیریت و مشاوران، جهانی‌سازی را در “دنیای بدون مرز” اعمال می‌کنند و دیگران آن را پدیده‌ای می‌دانند که مؤسسات بخش خصوصی (نه حکومتها) را به جلو می‌راند. 
جهانی شدن در ابتدایی ترین معنای خود به مفهوم کوچک شدن جهان از یک سو و افزایش سریع در آگاهی نسبت به کل جهان از سوی دیگر است ( رابرتسون، 1382). در کتاب " جهانی شدن، فرهنگ جهانی و اشارت های نظم جهانی" رابرتسون به عنوان یک جامعه شناس جهانی شدن را مجموعه فرایند هایی می داند که به پیدایش جهانی واحد منتهی خواهد شد . جوامع در همه ی جنبه های زندگی سیاسی، اقنصادی و فرهنگی شان به طور متقابل به یگدیگر وابسته خواهند شد و دور نمای این وابستگی های متقابل، جهانی شدن واقعی خواهد بود ( زاهدی، 1378).
عده ای از جهانی شدن تعبیر به گسترش روابط میان افراد در سطح جهان و کوتاه شدن و یا حتی از بین رفتن فاصله مکانی افراد می دانند . از جمله آنتونی گیدنز[2] جامعه شناس معروف می گوید: " جهانی شدن" را می توان تشدید روابط اجتماعی در سطح جهانی تعریف کرد. همان روابطی که موقعیت مکانی دور از هم را چنان به هم پیوند می دهند که هر رویداد محلی تحت تاثیر رویدادهای دیگری که کیلومترها با آن فاصله دارد، شکل گیرد و برعکس( گیدنز، 1377، ص 37). در واقع "جهانی شدن " یعنی شدت بخشیدن به آن دسته از روابط اجتماعی که نقاط جغرافیایی دور دست را با مرتبط می سازند و این ارتباط به شکلی است که از طریق آن، وقایعی که در یک نقطه از جهان روی می دهند، تحت تاثیر وقایع نقاط مایل ها دورتر از آن هستند و بر عکس ( گیبریا، 1378).
مارتین آلبرو، از دیگر نظریه پردازان پدیده " جهانی شدن" این پدیده را فرایندهایی که بر اساس ان تمام مردم جهان در یک جامعه ی واحد و فراگیر جهانی به هم می پیوندند، معرفی می کند. همچنین امانوئل ریشتر، " جهانی شدن" را شکل گیری شبکه ای می داند که طی ان اجتماعاتی که پیش از ان در کره خاکی دور افتاده و منزوی بودند، در وابستگی متقابل و وحدت جهانی ادغام می شوند( صداقت، 1379، ص 21)." جهانی شدن" به فرایندی اطلاق می شود که از طریق آن، حوادث، تصمیمات و فعالیت های یک بخش از جهان و می تواند برای افراد و جوامع در بخش های بسیار دور کره زمین نتایج مهمی در بر داشته باشد ( ویلیامز،1379، ص)
آنچه که از تعاریف بالا به دست می آید این است که " جهانی شدن" پدیده ای است که در اثر وقوع و ظهور آن نقش مرزهای جغرافیایی در تصمیم گیری ها و فعالیت های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به طور قابل ملاحظه ای کاهش می یابد. بر این اساس در این نظام جدید، منافع تک تک افراد و جوامع بیش از پیش به منافع تمام مردم جهان و تمام کشورها و جوامع وابسته و در ارتباط خواهد بود.به عبارت دیگر " جهانی شدن" محیطی را برای جوامع مختلف جهان فراهم خواهد آورد که در آن پیوند های فرا ملیتی به حداکثر خواهند رسید. 

ابعاد جهانی شدن
جهانی شدن دارای ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. " جهانی شدن" به عنوان واژه رایج دهه ی 1990، به عنوان روندی از دگرگونی، از مرز های سیاست و اقتصاد فراتر می رود و علم و فرهنگ و کسب زندگی را نیز در بر می گیرد. از این جهت جهانی شدن پدیده ای است که قابل تسری به اشکال گوناگون عمل اجنماعی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی، نظامی، فناوری و همچنین عرصه های متفاوت عمل اجتماعی نظیر محیط زیست است (کومسا، 1378، ص 183).
هر چند که ابعاد گوناگون زندگی اجتماعی روابط متقابلی با یکدیگر دارند و نمی توان یک بعد از جنبه های مختلف یک پدیده را بدون در نظر گرفتن ابعاد دیگر مورد مطالعه قرار داد. اما در این مقاله به تناسب موضع به بعد فرهنگی آن می پردازیم .

بعد فرهنگی 
فرهنگ نه تنها به ما کمک می کند خودمان را تعریف کنیم، بلکه در عین حال وسیله ای است که آدمی از طریق آن شناخت خود را از زندگی و نگرش های مربوط به آن را مبادله می گند و تداوم و توسعه می بخشد( رجایی، 1380). " فرهنگ[3]" عبارت است از ارزشهایی که اعضای یک گروه معین دارند، هنجارهایی که از آن پیروی می کنند و کالاهای مادی که تولید می کنند ( گیدنز، 1381، ص 55). با این تعریف از فرهنگ می توان ادعا کرد که بعد اصلی زندگی اجتماعی، بعد فرهنگی است و پدیده " جهانی شدن " می تواند تحت تاثیر این بعد از زندگی بشر قرار گیرد و بطور متقابل بر آن اثر گذارد. 
بنا به عقیده وارتز[4] تبادلات مادی، منطقه ای می شوند، تبادلات سیاسی، بین المللی و تبادلات سمبلیک، جهانی می شوند. بنا بر این جهانی شدن جوامع انسانی بستگی به میزان تاثیر ارتباطات فرهنگی بر ترتیبات اقتصادی و سیاسی دارد. از اقتصاد و سیایت تا آن حد می توان انتظار جهانی شدن داشت که فرهنگی شده باشند. حتی می توان انتظار داشت که میزان جهانی شدن در قلمرو فرهنگی بیش از دو حیطه دیگر ( اقتصادی و سیاسی) باشد ( سجادی، 1382، ص 119). در یک نگاه تاثیرات متقابل این سه بعد بر یکدیگر کاملا واضح و روشن است انتقال فرهنگ و به تعبیر برخی دیگر تهاجم فرهنگی بدون حمایت و پشتیبانی منابع مالی و اقتصادی و تصمیم گیری های سیاسی غیر ممکن است. چرا ارائه معانی و اعتقادات به جوامع دیگر به ابزار هایی نیاز مند است که نتیجه فعالیت های اقتصادیو پشتوانه مالی است. همچنین حمایت سیاسی برای کاربرد منابع مالی در راه گسترش فرهنگ به جوامع دیگر لازم و ضروری است. متقابلا گسترش معانی و اعتقادات یک جامعه در جوامع دیگر راه را برای کسب منافع اقتصادی و پیشبرد اهداف سیاسی هموار خواهد کرد. 
اما در این رابطه سوالاتی مطرح می شوند از جمله این که: فرهنگ کدام جوامع در شکل گیری پدیده "جهانی شدن" موثر تر بودند؟ و پدیده جهانی شدن فرهنگ کدام جوامع را بیشتر تحت تاثیر قرار می دهد؟ و آیا همه فرهنگ ها در پدیده " جهانی شدن" نقش یکسانی داشتند و دارند؟ و....
در باره بعد فرهنگی پدیده " جهانی شدن" دیدگاه ها و نظرات مختلفی وجود دارد. طرفداران و مخالفان " جهانی شدن" در مورد ابعاد فرهنگی " جهانی شدن" اختلاف نظر دارند. موافقان می گویند، این برنامه باعث افزایش تنوع فرهنگی می شود. در حالی که مخالفان آن را نوعی امپریالیسم فرهنگی کهن می دانند که در شکل جدید ظاهر شده است.به زعم آنان، برنامه جهانی سازی درصدد ایجاد انحصارات و الیگارشی های مالی است که جهان را به زیر سلطه خود در می آورد. امری که به تعبیر سرژه لاتوش[5] غربی سازی جهان نامیده شده است. به نظر او این درست است که " غرب رهایی بخش" است، محیط اجتماعی را، از هزار قید و بند جامعه سنتی آزاد می کند و امکانات بی نهایتی را می گشاید. آنا این آزادی و امکانات فقط برای اقلیتی اندک وجود دارد. در عوض همبستگی و امنیت برای همگان از بین می رود ( اسماعیلی،، 1382، ص 34).
برخی پدیده "جهانی شدن فرهنگ" را، نویدی در مسیر ایجاد جهانی دمکراتیک و متحد می دانند که به اتکای یک فرهنگ جهانی شکل می گیرد و به قول مارشال مک لوهان به استقرار دهکده ی جهانی می انجامد. عده ای دیگر آن را حاصل از دست رفتن و گم شدن هویت می دانند( پهلوان، 1378) اگر جهانی شدن را خواست کشور های قدرتمند غربی بدانیم، گسترش فرهنگ غربی در سراسر جهان هدف اولیه آن ها خواهد بود. به هر حال روند شتابان جهانی شدن، فرهنگ جوامع غیر غربی را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد.
یکی از صاحب نظران پدیده "جهانی شدن" به نام رابرتسون، معتقد است که دیگر نباید از نظام بین المللی دولت ها سخن گفت، بلکه از " جهانی شدن" در سطح فرهنگی سخن به میان آورد. و این مفهوم رادر یک تعریف به صورت زیر مطرح می کند: " جهانی شدن" یا سیاره ای شدن جان" مفهومی است که هم بر تراکم جهان و هم بر تشدید آگاهی در باره جهان به عنوان یک کل، هم وابستگی متقابل و واقعی جهان و هم آگاهی از یگپارچگی جهان در قرن بیستم اشاره می کند( واترز، 1379، ص 67)
در جهانی که محصول جهانی شدن است، انسان ها با هم در تعامل هستند و هر لحظه به واسطه ارتباطات ماهواره ای می توانند از یک دیگر با خبر باشند. از طرفی دیگر جهانی شدن فرهنگ باعث می شود تا فرهنگهای ملی در حاشیه قرار گیرند و کنار گذاشته شوند. بنابراین، هر فرد در هر جامعه شاهد آن خواهد بود که ارزش فرهنگ های بومی و ملی را از دست داده و به فرهنگهایی گرایش پیدا خواهد کرد که از نظر فکری، اخلاقی و روحی ساخته و پرداخته جوامع دیگر است. از نظر برخی نیز این حالت ها زمینه هرج و مرج، بی اعتمادی و فرو پاشی فرهنگی که خود منجر به جنگ فرهنگی خواهد شد، به وجود می آورد( غلیون، 1378)
فوکو یاما[6] نظریه پرداز ژاپنی تبار، امریکایی اظهار داشت: جهانی شدن، موجب تشابه فرهنگی می شود. به نظر او گ جهانی شدن" تاثیرات خود را روی جوامع خواهد گذاشت . اما به این معنی نیست که آثار فرهنگی عمیق و کهن به آسانی فراموش شوند.او بر عکس نظریه ای که معتقد است با پیشرفت فناوری ارتباطات و گسترش فرهنگ تلوزیونی جهانی و اشتراکات و مشابهت ها در یک سطح عمیق ایجاد می شود و عقیده دارد که فن اوری مذکور به افراد و ملت ها این امکان را می دهد که همدیگر را با وضوح و شفافیت بیشتری ببینند و تفاوت نظام های ارزشی خود را با سایر نظام ها درک کنند( اسماعیلی،1382، ص 36).
در مورد این مطلب که آیا با " جهانی شدن" فقط یک تمدن وجود خواهد داشت و تمدن های موجود از بین خواهند رفت؟ نظرات متفاوتی وجود دارد. رجایی در کتاب " پدیده جهانی شدن، وضعیت بشری و تمدن اطلاعاتی" به نقل از گرس[7] می گوید: 
جهان کاملا جدید ممکن است به همان تعداد تمدن داشته باشد یا حتی بیشتر که جهان پیشا تجدد، زیرا تمدن فقط موضوع مردم سالاری، علم و سرمایه داری نیست، بلکه موضوع آداب و رسوم، اخلاقیات، ادبیات، آموزش و پرورش، ساختار خانواده و شیوه خاص نیل به آنچه مسیحیان چهار چیز آخر می نامند: مرگ، قیامت، بهشت و دوزخ. جهان گستری وضع بشری را، که هر فرهنگی پاسخ خاص خود را به آن می دهد، نه دگرگون می سازد و نه از میان بر می دارد.
به نظر می رسد جهانی شدن به معنای غربی شدن جهان یا غربی سازی جهان، هویت ملی کشورها را تهدید می کند. البته این مورد بیشتر برای کشورهایی که فرهنگهای «ضعیف» دارند، مطرح می شود. فرهنگهای ضعیف فرهنگهایی هستند که احساس تعلق ملی درمیان شهروندان آن کشور ضعیف است. احساس تعلق تاریخی به تاریخ آن کشور ضعیف شده است. احساس شرمندگی به نوعی در سازه های ملی کشور بوجود آمده است. یعنی حسی که از آن تعبیر به حس «Apologetic» می کنند. افراد به نوعی خجالت می کشند از اینکه ملیت خود را نزد بیگانگان ذکر کنند.
اما در فرهنگهای قوی، مردم به آداب و رسوم ملی خودشان و به دین خودشان و به دولت خودشان افتخار می کنند. یک نوع عشق آسیایی درواقع در بستر فرهنگیشان وجود دارد. اینها در مواجهه با روندهای غربی شدن نه تنها ضعیف نمی شوند، بلکه چون بحثی در ارتباطاتِ بین فرهنگی مطرح است که self یا خود زمانی برجستگی پیدا می کند که مواجه می شود با othersیا دیگری. درواقع دیگری آینه ای است که فرد خود را در آن می بیند. لذا شفاف شدة خود، شفاف شدن خود ملی، خود تاریخی در مواجهه با جهانی شدن بوجود می آید. و لذا نمی شود تحلیل کلی کرد که جهانی شدن به معنای آمریکایی شدنِ جهان و یا اروپایی شدنِ جامعه یک تهدید محسوب می شود یا یک فرصت ویا درواقع یک قوت.
از آن جایی که پدیده جهانی شدن به شکل امروزی آن از طرف غرب بوده و هم اکنون هم طرفداران اصلی آن جوامع غربی هستند و با توجه به امکانات مادی گسترده ای که برای معرفی فرهنگ غربی در اختیار این جوامع است تا حد زیادی می توان ادعا کرد که فرهنگ جهانی شده همان فرهنگ غرب خواهد بود مگر این که جوامع دیگر هم بتوانند با استفاده از امکانات ارتباطی - تا حد قابل دسترس برای همه از جمله شبکه اینترنت - فرهنگ خود را با نشان دادن کارکرد های مثبت آن در زندگی نوع بشر به ملت های دیگر معرفی کنند .این مطلب را هم نباید فراموش کرد که کناره جویی از این روند خواه ناخواه زیان بار خواهد بود. از طرف دیگر خودباختگی در مقابل فرهنگ غربی هم این زیان باری را افزایش خواهد داد.

جهانی شدن و تعلیم و تربیت
وظیفه نظام آموزشی یا به عبارت کلی تر تعلیم و تربیت آماده کردن افراد برای ایفای نقش های اجتماعی در جامعه با به بیان دیگر جامعه پذیر کردن افراد است. در جریان جامعه پذیری فرهنگ اجتماع نقش اصلی را دارد چرا که اصول و اهداف تعلیم و تربیت هر جامعه از فرهنگ حاکم بر آن نشات می گیرد . یا به عبارت دیگر فرهنگ جامعه به فرایند تعلیم و تربیت سمت و سو می دهد و آن را هدایت می کند. همانطور که اشاره شد یکی از پیامد های پدیده ی" جهانی شدن" تاثیر آن بر فرهنگ جوامع و جهانی شدن فرهنگ است. با این دیدگاه می توان استدلال کرد که تعلیم و تربیت هم شدیدا تحت تاثیر این پدیده قرار خواهد گرفت.
انتقال فرهنگ به نسل جدید، آرایش و پیرایش فرهنگ و ارائه معانی جدید بر اساس یافته های علمی یکی از وظایف نظام تعلیم و تربیت است. گسترش ارتباطات و جریان وسیع نشر علوم و اطلاعات باعث خواهد شد که تعلیم و تربیت جوامع دستخوش تغییر و تحول گردد. یعنی به خاطر انبوه اطلاعات تمیز و انتخاب عناصر صحیح و ارائه آنها به شیوه مناسب کاری بس سخت و دشوار است که نظام تعلیم و تربیت باید انجام دهد. از جمله عوامل پیشرفت هر جامعه دارا بودن اطلاعات، آگاهی و تحول و نوآوری است. لذا نظام آموزشی و تعلیم تربیت رسمی وظیفه دارد این عوامل را برای جامعه فراهم آورد .
از وظایف دیگر نظام تعلیم و تربیت ، تربیت نیروی انسانی برای خرده نظام های دیگر جامعه از جمله نظام های اقتصادی و سیاسی است. با توجه به تحولات عظیمی که پدیده " جهانی شدن" در عرصه های سیاسی و اقتصادی برای جوامع به وجود آورده است ، نیروی انسانی مورد نیاز عرصه های اقتصادی و سیاسی باید افرادی باشند که بتوانند در فرایند این تحولات گسترده کارآیی لازم را داشته باشند. در غیر این صورت دوام و پایداری آن جامعه به مشکل مواجه خواهد شد. تعلیم و تربیت و نظام های آموزشی باید بتوانند انسان هایی تربیت کنند که قادر باشند در دنیای مولد و در حال تغییر زندگی کنند. دنیایی که دارای اختلاف طبقاتی، فرهنگیو اجتماعی حاد نباشد. دنیایی که بیش از پیش به نظام شبکه ها متصل و وابسته است( سجادی، 1383،ص 121)
نظام آموزشی افراد را نه فقط برای زندگی کردن در چاردیواری کشور خود بلکه برای زندگی در جامعه که ارتباط تنگاتنگ با جوامع دیگر دارد و از آن ها تاثیر می پذیرد و می تواند به آن ها تاثیر گذارد، تربیت کند. شهروندانی که تنها متعلق به جامعه و شهر و روستای خود نیستند بلکه برای تداوم زندگی باید بتوانند تعامل سازنده با شهروندان جوامع دیگر داشته باشند.
امروزه ویدیو، پخش برنامه های تلوزیونی از ماهواره، توریسم ، اینترنت و ... مستقل از خواست اولیاء دانش آموزان و مربیان عمل می کنند. آنها تصاویر و اطلاعاتی به همراه دارند که می توانند آگاهی ها مهارت ها و ارزشها را همانند معلمان در مدرسه منتقل کنند. لذا می توان ادعا کرد که اثرات جهانی شدن مستقیما و صرفا به نظام های آموزشی و تحول در آنها محدود نمی شود. چرا که آثار خواسته و ناخواسته جهانی شدن نه تنها به محیط نظام های آموزشی محدود نمی شود، بلکه موجب تغییر محیط هایی که نظام های آموزشی در آن عمل می کنند، می شوند. رسانه های تلوزیونی و ماهواره ای که بیشتر به شرکت های چند ملیتی تعلق دارند می توانند پیام های خود را بدون این مه دولت ها بتوانند در مقابل آنها کاری انجام دهند ، به تمام جوامع در سرتاسر جهان ارسال نمایند. و لزومی ندارد که محتوای پیام های آنها با محتوای مباحث نظام آموزشی ارتباط و تناسبی داشته باشد. 
جهانی سازی فرهنگ نه تنها فرهنگ های گوناگون جهان را به انسان ها نشان می دهند و معرفی می کنند . از سوی دیگر باعث به وجود آمدن فرهنگ نوینی می شوند که فرهنگهای پویایی ملی را به فرهنگ های فولکولوریک ، تفریحی و تاریخی تبدیل می کند . بدین ترتیب هر فردی شاهد آن خواهد بود که آن فرهنگ های زنده و پویا رفته رفته در موزه ها جای گرفته و ارزش خود را از دست می دهند و انسان ها خود بخود در درک فکری ، اخلاقی و روحی خویش به فرهنگی گرایش می یابد که ساخته و پرداخته تبلیغات است – فرهنگی که مد روز است و با تغییر بازار، تغییر می کند- ( غلیون، 1378).
با توجه به فرایند جهانی شدن و پیامد های آن بر نظام های آموزشی، این نظام ها باید روشها و مدل های تربیتی مربوط به دوران قبل را کنار گذاشته و متناسب با شرایط و نیاز های جدید افراد، در جوامع مختلف برنامه ریزی کرده و محتوی آموزشی را طوری انتخاب کنند که افراد احساس کنند که می توانند با ارتباط مستمر با نظام آموزش رسمی راه حل های مناسب را برای پاسخگویی به مشکلات خود و داشتن یک زندگی موفق در جامعه بدست آورند. اتون[8] مولفه های نظام های آموزشی جهانی شده را انعطاف پذیری ، آگاهی از نحوه کار ، ذهن گشوده، تعلیمات دائمی، استقلال فردی و خلاقیت می داند( به نقل از سجادی، 1382).
آلوین تافلردر کتاب شوک آینده با توجه به تغییراتی که در ابعاد مختلف جوامع در اثر جهانی شدن بوجود می آید به وظایف نظام های آموزشی اشاره می کندو یادآور می شود که، تعلیم دهندگان دوران فراصنعتی نباید بکوشند تا مجموعه ای از ارزشهای خشک و سخت را به محصلین تحمیل کنند. بلکه باید منظما به تشکیل فعالیت های رسمی و غیر رسمی دست بزنند ، تا در امر تعیین و توضیح و آشکار کردن و آزمودن ارزشها، صرف نظر از محتوایشان به شاگردان خود کمک کنند. برنامه های درسی فردا نه تنها باید شامل درس هایی باشد بسیار متنوع و پر از اطلاعات و داده ها ، بلکه باید بر مهارتهای رفتاری مربوط به دنیای آینده ، بسیار تاکید کند ( تافلر،)

از آن چه که صحبت شد می توان مهم ترین پیامدهای چالش بر انگیز جهانی شدن تعلیم و تربیت را به طور خلاصه به شرح زیر بیان داشت:
1- به خاطر بی توجهی به توانایی های جوامع محلی و میزبان و تلاش در جهت القای نظام آموزشی واحد ، روند جهانی شدن آثار سوء فراوانی به لحاظ محلی و بومی خواهد گذاشت. ازجمله تضعبف نظام های آموزشی محلی و ملی آن هم به خاطر حضور و غلبه کالاهای فرهنگی و تولیدات آموزشی نظام های سلطه گر در کشور های مختلف.
2- به خاطر وجود تکنولوژی های جدید آموزشی و فن آوری انتقال اطلاعات، شاهد کاهش حضور عوامل انسانی در امر تعلیم و تربیت خواهیم بود.
3- به خاطر تغییرات سریع در امر تولید و فعالیت های اقتصادی و نیاز به افرادی که بتوانند با وسایل جدید کار کنند برنامه های بلند مدت آموزشی باید به برنامه های کوتاه مدت تغییر یاند، مانند دایر کردن دوره های کارآموزی فنی و حرفه ای.
4- میزان کنترل مدارس و دانشگاه ها بر آموخته ها و کیفیت و جهت گیری های آموزش و پرورشی ، به خاطر ظهور رسانه های پیشرفته و تکنولوژی های جدید مانند اینترنت، ماهواره و رایانه که همگی نقش تربیتی و اموزشی دارند، کاهش خواهد یافت . در واقع می توان گفت که تعلیم و تربیت محدود به مکانی به نام مدرسه نخواهد بود و این رسانه ها رقیب سرسخت مدارس خواهند بود.
5- شیوه های آموزشی مبتنی بر متن های مکتوب تضعیف شده و جای آن را ارسال اطلاعات به وسیله تصاویر متن های الکترونیکی خواهد گرفت و نظام های آموزشی محلی و ملی کنترل کمتری بر منابع و کیفیت موضوعات آموزشی خواهد داشت.
6- از آن جایی که استفاده از برنامه های ماهواره و اینترنت و رایانه نیاز به دانستن زبان انگلیسی به عنوان زبان بین الملل است نظام های آموزشی به صورت قهری باید آموزش این زبان را از پایه های اولیه تحصیلی در برنامه جود بگنجانند.
7- تضعیف جایگاه ممتاز دانشگاه ها به عنوان محل تولید علم و جایگاهی برای تصمیم گیری پیرامون چگونگی آموزش و تدوین و سازماندهی محتوای و برنامه های درسی، پیامد دیگر جهانی شدن است.
8- با توجه به روند جهانی شدن که اغلب فرهنگ سرمایه داری را گسترش می دهد نظام های آموزشی باید نیروی کار مورد نیاز شرکت های چند ملیتی را فراهم آورند.
9- به خاطر کاهش اختیارات نظام های آموزشی محلی و ملی، به مقتضیات دینی ، علمی ، ایدئولوژیک و اخلاقی جوامع محلی در نظام آموزشی جهانی شده بی توجهی خواهد شد.
10- فرهنگ جوامع سرمایه داری که با سکولاریزم پیوند ذاتی و جدایی نا پذیر دارد و جهانی شدن هم که بطور آشکار این فرهنگ را عمومیت می بخشد باعث خواهد شد که نظام های تربیتی به سمت سکولار شدن کشیده شوند.
11- به خاطر دگرگونی هایی که جهانی شدن در اهداف و برنامه نظام های تعلیم و تربیت به وجود خواهد آورد هویت ملی و محلی نظام های آموزشی کشور ها تضعیف خواهد شد. در نتیجه وفاداری به دست آورد های فرهنگی ملی و موازین اخلاقی محلی سست تر خواهد شد.
12- یکی از ثمرات جهانی شدن و پیشرفتهای تکنولوژیک به وجود آمدن دانشگاههای مجازی[9] است که با هدف پیشبرد کیفی ،شبکه توزیع دانش و آموزش عالی پویا و فعال در بیشتر کشور ها با اقبال عمومی روبرو شده است ، باعث تضعیف استقلال دانشگاه های محلی- ملی در عرصه تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها را فراهم کرده است.

نتیجه گیری
از مباحثی که در ارتباط با مفهوم جهانی شدن ، ابعاد آن و جهانی شدن تعلیم و تربیت مطرح کردیم. می توان به این واقعیت دست یافت که جهانی شدن یک فرایند اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی است که می خواهد یک نظام واحد از ارزشها و معانی و فعالیت ها را در جنبه های مختلف در سطح جهانی بوجود آورد و نوعی انسجام در ابعاد مختلف از جمله تعلیم و تربیت فراهم سازد، به گونه ای که اهداف، برنامه ها، جهت گیری ها ، شیوه ها و محتوای تعلیم و تربیت به سمت یک نظام واحد جهانی در زمینه تعلیم و تربیت حرکت نمایید . البته این تحولات باعث ضعیف شدن ساختار های قبلی نظام های آموزشی و روبرو شدن این نظام ها با چالش های جدید شده است . از جمله این چالش ها تضعیف ساختارها، اهداف و محتوای نظام های آموزشی ملی و محلی و سوق دادن مرکزیت تصمیم گیری های تربیتی و آموزشی به حالت جهانی و فراملی خواهد بود. این روند خود زمینه ساز برخی از نابسامانی های فرهنگی ، هویتی، آموزشی و تربیتی برای جوامع مختلف می باشد.

پی نوشتها:
[1]- Robertson Roland 
[2] -Giddens Anthony
[3] - Cultuer
[4] - Waters
[5] -Serge Latouche
[6] -*****uyama
[7] -Gress
[8] - Otton
[9] - Virtual Universities


ادامه مطلب
[ چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ ] [ 9:13 ] [ رضا امیریان ]

داستان بنای مسجدجمکران

شيخ بزرگوار، حسن بن مثله جمكراني (ره )، مي گويد: شب سه شنبه ، هفدهم ماه مبارك رمضان سال نود و سه هجری قمری، در خانه ام خوابيده بودم .
ناگاه نيمه شب جـمعي به در منزل آمدند و مرا از خواب بيدار كرده و گفتند: برخيز و دعوت امام مهدي صاحب الزمان (ع ) را اجابت كن كه تو را خواسته اند.
برخاستم و آماده شدم و به آنها گفتم : بگذاريد پيراهنم را بپوشم .
صدايشان بلند شد: هو ما كان قميصك ، يعني اين پيراهن مال تو نيست .
خـواستم شلوار را بپوشم .
صدايشان آمد كه ليس ذلك منك فخذ سراويلك ، يعني اين شلوار، شلوار تو نيست .
شلوار خودت را بپوش .
من هم شلوار خودم را پوشيدم .
خواستم به دنبال كليد در خانه بگردم .
صدايي آمد كه الباب مفتوح ، يعني در بازاست .
وقتي از منزل خارج شدم ، عده اي از بزرگان را ديدم .
سلام كردم .
جواب دادند وخوش آمد گويي كردند.
بعد هم مرا، تا جايي كه الان محل مسجد است ، رساندند.
وقتي خوب نگاه كردم ، ديدم تختي گذاشته شده و فرش نفيسي بر آن پهن است وبالشهاي خوبي روي آن قـرار دارد.
جـوانـي سي ساله بر آن تخت نشسته و به بالش تكيه كرده است .
پيرمردي در مـحـضـرش نشسته و كتابي در دست دارد و برايش مي خواند،و حدود شصت مرد در آن مكان در اطراف او نماز مي خوانند: بعضي از آنها لباسهاي سفيد و بعضي لباس سبز به تن داشتند.
آن پيرمرد حضرت خضر (ع ) بود.
او مرا نشانيد.
امام زمان ، حضرت بقية اللّه الاعظم ارواحنافداه مرا به نام خودم صدا زده و فرمودند: برو به حسن بن مسلم بگو، تو چند سال است كه اين زمين را آباد مي كني و مي كاري و ما آن را خراب مي كنيم و پنج سال است كه در آن كشت مي كني .
امسال هم دو بـاره از سـر گـرفـتـه اي و مشغول آباد كردنش مي باشي ، ولي ديگر اجازه نداري در اين زمين كـشـت كـني و بايد هر استفاده اي كه از آن به دست آورده اي برگرداني ، تا در اين محل مسجدي بـسـازنـد.
و به حسن بن مسلم بگو، اين جا زمين شريفي است و حق تعالي آن را برگزيده و بزرگ دانـسـته است ، درحالي كه تو آن را به زمين خود ملحق كرده اي ، به همين علت ، خداي تعالي دو جـوان ازتو گرفت ، اما متوجه نشدي و اگر كاري كه دستور داده ايم ، انجام ندهي ، حق تعالي تورا در فشار قرار مي دهد، به طوري كه متوجه نشوي .
حـسـن بـن مـثـله مي گويد،عرض كردم : سيدي و مولاي ، براي اين مطالبي كه فرموديدنشانه و دليلي قرار دهيد، چون اين مردم حرف بدون دليل را قبول نخواهند كرد.
حضرت فرمودند: انا سنعلم هناك علامة (ما علامتي قرار خواهيم داد تا شاهد صدق قول تو باشد).
تـو بـرو و پـيـام مـا را بـرسـان و بـه سيد ابوالحسن بگو به همراه تو بيايد و آن مرد را حاضر كند و اسـتـفاده هاي چند ساله اي را كه برده است ، از او بگيرد و به ديگران بدهد، تا بناي مسجد را شروع كـنـنـد.
كسري آن را از رهق كه در ناحيه اردهال و ملك مااست ، آورده و مسجد را تمام كنند.
ما نـصـف رهق را براي اين مسجد وقف كرديم ، كه هر ساله پول آن را آورده ، صرف ساختمان مسجد كـنـند.
به مردم هم بگو به اين مكان رو آورده و آن را گرامي بدارند و در اين جا چهار ركعت نماز بـخـوانـنـد، به اين صورت كه دو ركعت آن را به قصد تحيت مسجد و در هر ركعت يك بار حمد و هـفـت بارقل هو اللّه و در ركوع و سجود، هفت مرتبه تسبيح بگويند.
دو ركعت ديگر را به نيت نماز امـام صـاحـب الـزمان (ع ) بجا آورند، به اين صورت كه حمد را بخوانند، وقتي به اياك نعبد و اياك نـسـتـعـين رسيد، آن را صد بار بگويند و بعد از آن حمد را تا آخربخوانند.
ركعت دوم را هم به اين تـرتيب عمل كنند و در ركوع و سجود هفت بارتسبيح بگويند.
وقتي نماز تمام شد، تهليل (لااله الا اللّه ) گـفـتـه و تسبيح حضرت فاطمه زهرا (س ) را بخوانند.
بعد از تسبيح سر به سجده بگذارند و صـد بار بر پيغمبر و آلش (ع ) صلوات بفرستند، فمن صليها فكانما صلي في البيت العتيق (هركس اين دوركعت نماز را بخواند، مثل اين است كه دو ركعت نماز در خانه كعبه خوانده باشد).
حـسـن بـن مـثله جمكراني مي گويد: من وقتي اين جملات را شنيدم ، با خود گفتم گويامحل مسجد همان است كه حضرت در آن جا تشريف دارند.
بعد به من اشاره فرمودند كه برو.
مـقـداري از راه را كـه آمدم ، دوباره مرا خواستند و فرمودند: در گله جعفر كاشاني گله دار، بزي هست كه بايد آن را بخري .
اگر مردم روستا پولش را دادند، با پول آنهابخر، وگرنه بايد از پول خود بـدهـي .
فـردا شـب آن بـز را بـه اين محل بياور و ذبح كن .
آنگاه روز هيجدهم ماه مبارك رمضان گوشتش را به بيماران و كساني كه مرض سختي دارند بده ، زيرا خداي تعالي همه را شفا مي دهد.
آن بز ابلق (سفيد و سياه )است و موهاي زيادي دارد.
هفت علامت در او هست : سه علامت در يك طرف وچهارتا طرف ديگر.
بـعـد از اين فرمايشات ، براه افتادم كه بروم ، اما باز مرا خواستند و فرمودند: ما تا هفتاد ياهفت روز ايـنـجاييم (اگر بگوييم هفت روز، دليل است بر شب قدر، كه بيست و سوم رمضان مي باشد.
اگر بگوييم هفتاد روز، شب بيست و پنجم ذيقعدة الحرام و روزبزرگي است ).
حـسن بن مثله مي گويد: به خانه برگشتم و همه شب را در فكر بودم ، تا صبح شد و نمازخواندم .
بـعـد از نـماز، سراغ علي بن المنذر آمدم و اتفاقات را برايش گفتم .
با هم تاجايي كه شب قبل مرا بـرده بـودند، رفتيم .
در آن جا گفتم : به خدا قسم ، نشاني و علامتي كه امام (ع ) اين مطالب را به من فرموده اند، اين زنجيرها و ميخهايي است كه دراين جا هست .
سـپس به طرف منزل سيد ابوالحسن الرضا رفتيم .
وقتي به در منزلش رسيديم ،خدمتگذاران او را ديديم .
آنها به من گفتند: سيد ابوالحسن از اول صبح در انتظار تواست .
آيا اهل جمكراني ؟ گـفـتـم : بـلـي .
همان وقت نزد سيد ابوالحسن رفتم و سلام كردم .
ايشان جواب سلام مرابه نحو احسن داد و مرا گرامي داشت و پيش از آن كه چيزي بگويم ، گفت : اي حسن بن مثله من خواب بـودم .
در عالم رؤيا شخصي به من گفت : كسي به نام حسن بن مثله از جمكران نزد تو مي آيد.
هر چـه گـفـت سـخـن او را تـصديق كن و بر قولش اعتماد كن ،چون سخن او سخن ما است و نبايد گفته اش را رد كني .
از خواب بيدار شدم و تا الان منتظر تو بوده ام .
در ايـن جـا حـسـن بن مثله وقايع را مشروحا به او گفت .
سيد همان وقت فرمود كه اسبهارا زين كـنـند بعد سوار شدند.
وقتي نزديك ده رسيدند، جعفر چوپان را ديدند كه گله رادر كنار مسير، مي برد.
حـسن بن مثله ميان گله رفت و آن بزي كه حضرت اوصافش را داده بودند، آخر گله ديد، كه به طـرف او مي آيد! او هم آن بز را گرفت و خواست قيمتش را به جعفر بدهد.
جعفر سوگند ياد كرد كـه مـن ايـن بـز را هـرگز نديده ام و در گله من نبوده است ، جز آن كه امروز مي بينم و هر طور خواسته ام آن را بگيرم ، برايم ممكن نمي شد، تا الان كه پيش شما آمد.
بـز را هـمان طوري كه حضرت بقية اللّه ارواحنافداه دستور داده بودند، به آن جا آوردند وكشتند.
بعد هم در حضور سيد ابوالحسن الرضا، حسن بن مسلم را حاضر كردند.
استفاده هاي زمين را از او گرفته و درآمد رهق را هم آورده و به آن اضافه كردند.
سپس مسجد جمكران را ساخته و با چوب پوشاندند.
سـيـد ابـوالـحـسـن الـرضـا زنجير و ميخها را به قم برد و در منزل خود گذاشت .
همه بيماران و دردمندان به منزلش مي رفتند و خود را به آن زنجيرها مي ماليدند و خداي تعالي آنان را به سرعت شفا مي داد و خوب مي شدند.
ابـوالـحـسـن مـحـمـد بـن حيدر مي گويد: از چند نفر شنيدم كه سيد ابوالحسن الرضا درمحل مـوسـويـان ، در شـهـر قـم مدفون است .
بعد از او يكي از فرزندانش مريض شد.
خواستند از همان زنجيرها براي شفايش بهره بگيرند.
در صندوق را باز كردند، اماچيزي نيافتند
كمال الدين ج 2، ص 143، س 27

[ دوشنبه سوم تیر ۱۳۹۲ ] [ 10:17 ] [ رضا امیریان ]

سالروزمیلاد خجسته منجی بشریت حضرت حجة ابن الحسن امام زمان روحی فدأ مبارکباد

 

[ یکشنبه دوم تیر ۱۳۹۲ ] [ 14:39 ] [ رضا امیریان ]

خبر آرشیوی

ویژگی های دانش آموز خلاق !

دانش آموز

1- ایده ها و نظرات خود را بدون ترس در كلاس مطرح می كند.

2- معمولا برای مسائل راه حل ها و پاسخ هایی متفاوت از سایر دانش آموزان ارائه می كند.

3- به فعالیت هنری علاقه ی زیادی دارد و در این زمینه دارای تجربه و مهارت  است .

قبل از این كه گردو را بشكنم به این فكر  افتادم كه شاید بتوانم با دو نیمه ی پوست آن دو تا لاك پشت درست كنم!

4- غالبا ایده ها و راه حل های بیش تری نسبت به سایر هم كلاسی های خود پیشنهاد می كند.

5- معمولا قادر است باطنز  پردازی ها و شوخی های جالب دیگران را بخنداند.

6- تمایل زیادی به تغییر نظرات معلم و یا مطالب كتاب دارد.

7- در كلاس اغلب سوالاتی غیرعادی و گاه عجیب و غریب می پرسد.

8- علاقه ی زیادی به نقاشی و ترسیم افكار و ایده های خود دارد.

9- انتقاد گر است و هر نظر و عقیده ای را به راحتی نمی پذیرد.

10- گاهی به خاطر  بیان نظرات و ایده های عجیب و غریبش در نظر دانش آموزان  دیگر  فردی غیرعادی جلوه می كند.

11- از قوه ی تخیل خوبی برخوردار است.

12- معمولا در كلاس با آب و تاب صحبت می كند و سعی می كند ایده هایش را با جزئیات كامل شرح دهد.

13- دارای ابتكار است و غالبا ایده ها و پاسخ های منحصر به فرد ارائه می كند.

14- حساس ،باریك بین و نكته سنج  است .

15- بسیار فعال است و غالبا در آن واحد چند طرح و ایده در زمینه های مختلف را در سر می پروراند.

16- به تجربه و آزمایش علاقه ی فراوانی دارد.

17- در نفوذ و تاثیر گذاری بر دوستان خود از توانایی زیادی برخورداراست.

18- آمادگی طرد شدن و عدم تایید از طریق دیگران را داراست .

19- به مطالعه ی موضوعات متنوع و گوناگون علاقمند  است و زمان  قابل  توجهی را به این امر اختصاص می دهد.

20- از اطلاعات عمومی زیادی برخوردارست  و سعی می كند كه از آن ها  استفاده ی عملی و كاربردی  كند.

[ یکشنبه دوم تیر ۱۳۹۲ ] [ 12:18 ] [ رضا امیریان ]

خبر آرشیوی

بررسي عوامل موثر در بزهکاري نوجوانان و جوانان

بزه، به سرکشي فرد در برابر اراده اجتماع که به وسيله مقررات تعيين شده است گفته مي شود و بزهکار، کسي است که مرتکب عملي مي شود که بنابر قانون براي آن مجازاتي معين شده است . از نظر روان شناسان، گروه بزهکار در شمار يکي از گروه هاي متنوع ناسازگاران اجتماعي هستند و از نظر حقوق دانان ، گروه بزهکار کساني هستند که به انجام دادن هر کاري يا ترک کاري که برابر قانون، مجازات دارد ، دست مي يازند.(1)


ادامه مطلب
[ شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ ] [ 10:6 ] [ رضا امیریان ]

درصد قبولی دانش آموزان در خرداد ۹۲

 

[ چهارشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 16:56 ] [ رضا امیریان ]

اعلام نتایج امتحانات خرداد ۹۲در کمتر از ۴۸ساعت بعداز اتمام  آخرین امتحان

 

 

دانش آموزان عزیز فردا چهارشنبه ۲۲ خرداد ۹۲ ساعت ۱۰ صبح جهت دریافت کارنامه امتحانی خود بمدرسه مراجعه فرمائید.

[ سه شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 14:10 ] [ رضا امیریان ]

اسکناس ۵۰۰ تومانی با طرح سفال

[ یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 14:18 ] [ رضا امیریان ]

بیست و چهارمین سالگرد رحلت امام خمینی(ره) تسلیت باد

[ سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 2:20 ] [ رضا امیریان ]

قابل توجه همکاران محترم و دانش آموزان و بازدید کنندگان گرامی :

جهت ورود آسانتر به وب مدرسه و اداره آموزش و پرورش ناحیه ۳ از آدرس های ذیل کمک بگیرید:

آدرس سایت مدرسه:http://rezvan-online.ir/ 

آدرس سایت ناحیه 3 کرمانشاه: http://www.cms.medu.ir/3503/

[ یکشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 15:34 ] [ رضا امیریان ]

پذیرش دو تن از دانش آموزان مدرسه درآزمون ورودی مدارس نمونه

دو تن از دانش آموزان سال سوم آموزشگاه آقایان سهیل کیانیان و مهدی آزادی در آزمون ورودی دبیرستان نمونه موفق شدند.

 نفرات اصلی و ذخیره ورودی هنرستان نمونه دولتی کرمانشاه

[ جمعه دهم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 12:20 ] [ رضا امیریان ]
[ جمعه دهم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 11:24 ] [ رضا امیریان ]

خبر آرشیوی

تمدن اسلامی

 اولین موج بیداری اسلامی نوگرا از طهطاوی در مصر و خیر الدین پاشا تونسی در تونس آغاز می شود. طهطاوی اندیشهٔ خود را بر این محور استوار می کند که مسلمانان برای ترقی چاره ای جز دستیابی به علم اروپایی ندارند.[۳]

 اعراب، چون ایرانیان، از زمانی که با دولت های اروپایی آشنا شدند، به عمق عقب ماندگی خود و توسعه و پیشرفت اروپایی ها پی بردند. تاکنون راه حلهای متعددی برای جبران این عقب ماندگی ارائه شده است که یکی از آن ها بازگشت به اسلام به مثابهٔ دین و تمدن است.[۱] بر اساس نوع پاسخ های داده شده به علل عقب ماندگی، آن ها را به چهار گرایش تقسیم می کنیم. تذکر این نکته ضروری است که این تقسیم بندی پاسخ هایی است که در گفتمان بیداری اسلامی از سوی اندیشمندان عرب مطرح شده و نتیجتاً نسیونالیسم، سوسیالیسم و ایدئولوژیهایی از این قبیل را پوشش نمی دهد.

این گرایشها عبارت اند از:

 


ادامه مطلب
[ جمعه دهم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 11:5 ] [ رضا امیریان ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

دبیـرستـان رضـــوان متــوسطـه اول
این وبلاگ بمناسبت فرا رسیدن اعیاد مبارک قربان و غدیر(جمعه 10 ذيحجة الحرام 1428 برابر با 30 آذر ماه 1386 ) با هدف همگامی با دولت الکترونیک و افزایش توان علمی،آموزشی،پرورشی و فرهنگی دانش آموزان و ایجاد انگیزه در بین همکاران فرهنگی و معرفی هر چه بیشتر استان کرمانشاه در بین هموطنان عزیز افتتاح گردیده و آماده دریافت پیشنهادات و انتقادات سازنده شما عزیزان می باشد
موضوعات وب
امکانات وب
تاریخ نصب شمارشگر 1386/12/19
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت